محاکمه مردی که زنش را آتش زد تا خانه را بفروشد
مردی که به خاطر عصبانیت از همسایهها همسرش را به آتش کشیده است جزئیاتی از این قتل خشن را در جلسه دادگاه توضیح داد.
زمستان سال 99 به پلیس گزارش داد زن جوانی که خانهاش به آتش کشیده شده، جانش را از دست داده و شوهرش همچنان در خانه است. بلافاصه ماموران در محل خانه زن در پاکدشت حاضر شدند و تحقیقات در این خصوص آغاز شد.
پلیس مرد جوان به نام حامد را بازداشت کرد. او به آتش زدن خانه اعتراف کرد و گفت: قصدم کشتن همسرم نبود و فقط میخواستم او را تهدید کنم.
با توجه به مدارک موجود در پرونده، کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده شد. سپس با توجه به اینکه اولیایدم در دادگاه نبودند وکیل آنها درخواست قصاص را مطرح کرد و گفت: اولیایدم قبول کردند سهم صغیر را هم بپردازند.
در ادامه متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من مواد غذایی توزیع میکردم و وانت یخچالدار داشتم. شبها یخچال وانت را به برق میزدم و تا صبح در برق میماند. همسایهها نسبت به این مساله اعتراض میکردند. من دو مغازه هم خریده بودم و همین حسادت همسایهها را بیشتر کرده بود.
این اواخر درگیری ما شدت گرفته بود. من برای اینکه از دست همسایهها راحت شوم ماشینم را جای دیگری میبردم.
محل پارک ماشین، نزدیک خانه خواهرم بود. روز حادثه خیلی خسته بودم و این وضعیت حالم را بدتر کرده بود. چون خیلی عصبی و خسته بودم تصمیم گرفتم خانه را بفروشم. به خانه رفتم و به همسرم گفتم باید رضایت بدهی خانه را بفروشیم. قبول نکرد.
این مرد گفت: زنم وسایلمان را خیلی دوست داشت و به آنها خیلی رسیدگی میکرد. من روی تخت بنزین ریختم و گفتم اگر قبول نکنی آن را آتش میزنم. شیشه بخاری شکسته بود یکدفعه گر گرفت و همه جا شعله گرفت. همسرم که آتش گرفته بود، خودش را به پایین رساند.
همسایهها او را دوره و خاموش کردند و من هم خودم را خاموش کردم و بعد که آتش نشانی آمد به آنها کمک کردم تا خانه را خاموش کنیم. همسرم که خیلی شدید سوخته بود جانش را از دست داد. من اصلا قصد آتش زدن او را نداشتم و خانه را آتش زدم.
در ادامه وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت. او گفت: موکل من قصد قتل نداشته و حتی تهدید به قتل هم نکرده است.
او فقط قصد داشته همسرش را تهدید کند. بنزین را هم روی تخت ریخته است. ضمن اینکه همسایهها به جای اینکه زن را با پتو خاموش کنند با لباسهای نایلونی خاموش کردند که همین هم باعث شدت سوختگی شده است.
در ادامه، با دختر مقتول که در دادگاه حاضر نشده بود، تماس گرفته شد. این دختر گفت: ما در خانه بودیم که پدرم آمد. خیلی عصبانی ناراحت بود.
با مادرم درگیر شد و تخت را آتش زد. همین هم باعث شد که مادرم آتش بگیرد. من در طبقه پایین بودم و فرار کردم. بعد از اینکه خانه خاموش شد پدرم میخواست فرار کند که ما به پلیس گزارش دادیم.
دختر درباره اینکه حالا کجا زندگی میکند، گفت: ما چهار خواهر و برادر هستیم که فعلا در خانه مادر مادرمان زندگی میکنیم و او از ما نگهداری میکند.
در پایان متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه قرار گرفت. او گفت: من اتهام را قبول ندارم. چون قصد کشتن همسرم را نداشتم.
فقط از وضعیتی که همسایهها درست کردهبودند خسته شدم. حالا هم هرچه دارم از دست دادم. دارایی من توقیف شده و بچههایم جواب تلفنهای من را نمیدهند. درخواست دارم دادگاه به من کمک کند.
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
بنده خدا چرا در زمان عصبانیت کمی آب نخوردی ،یا اینکه چرا جای دیگر نرفتی کاش با چند تا صلوات قال قضیه راتمام میکردی خانمت رفت ،بچه هان آواره شدن ،خو دت گرفتار شدی، چرا چرا چرا فقط وفقط حماقت عزیزان هیچ وقت موقع عصبانیت تصمیم نگیرید