به مناسبت میلاد با سعادت امام رضا(ع):
اشعاری از شعرای سنتی و معاصر ایران در وصف شاه خراسان
از شعرای قدیمی مانند وحشی بافقی و جامی گرفته تا شعرای نوگرای معاصر مانند مهدی اخوان ثالث، همگی اشعاری را در وصف و مدح امام رضا(ع) داشته اند.
شعرای ایرانی به سبب حضور امام رضا(ع) در سرزمین خراسان از ابتدا در مدح و وصف مقام هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت اشعاری را سروده اند.
بسیاری گمان می کنند که مدح و ستایش ائمه از زمان صفویه به بعد آغاز شده و در دوره معاصر به اوج خود رسیده است. اما بد نیست بدانیم که از قرون ابتدایی هجری اشعاری در مدح ائمه معصومین به خصوص امام رضا (ع) سروده شده است. از زمان کسایی مروزی تا زمان انقلاب اسلامی، شعرا همواره ارادت خود را نسبت به امام هشتم نشان داده اند:
اشعار زیر نمونه هایی از مدایح شعرای سنتی و معاصر ایرانی در وصف امام رضا(ع) است.
علیرضا قزوه :
خراسان در خراسان نور در جان تو میچرخد
مگر خورشید در چاک گریبان تو میچرخد؟
خراسان مُهر دریا میشود با گامهای تو
به دست ابرها تسبیح باران تو میچرخد
اگر شوق وصالت نیست در آیینهها، درها
چرا آیینه در آیینه، ایوان تو میچرخد
طواف عاشقان هم بر مدار چشمهای توست
سماع صوفیان هم گرد عرفان تو میچرخد
به سقّاخانه ات زیباست رقص کاسههای نور
در این پیمانه، آن پیمانه، پیمان تو میچرخد
بیابان در بیابان گرگ شد، هر کوه، صیّادی
چقدر آهوی زخمی در شبستان تو میچرخد
در این آدینه لبریز از آغاز گل، شاعر!
شروع تازهای در بیت پایان تو میچرخد
سعید بیابیانکی :
سلام ای غریب غریبان سلام !
سلام ای طبیب طبیبان سلام !
الا ماهتاب شبستان توس
الا حضرت نور ! شمس الشموس
غریبم من از راه دور آمدم
به دنبال یک جرعه نور آمدم
شبم ، آه یک جرعه ماهم بده
پناهی ندارم پناهم بده
ببخشا اگر دور و دیر آمدم
جوان بودم ، امروز پیر آمدم
منم زائری خام و بی ادعا
کبوتر کبوتر کبوتر دعا
اگر مست و مسرور و شاد آمدم
من از سمت باب الجواد آمدم
من از عطر نامت بهاری شدم
تو را دیدم آیینه کاری شدم
تو این خاک را رنگ و بو داده ای
به ایران من آبرو داده ای
ببخشای این عاشق ساده را
ببخشای این روستا زاده را
تو را دیدم و روشنایی شدم
علی ابن موسی الرضایی شدم
جامی:
سلام ٌعلی آل طه ویاسین
سلام ٌ علی آل خیر النّبیّین
سلام ٌعلی روضهٍ حلَّ فیها
امامً یباهی بِهِ المُلک َوَالدّین
علیّ بنموسی الّرضا کز خدایش
رضا شد لقب چون رضا بودش آیین
زفضل و شرف بینی او را جهان
اگر نبودت تیره چشم جهان بین
پی عطر روبند حوران جنّت
غبار دیارش به گیسوی مشکین
اگر خواهی آری به کف دامن او
برو دامن از هر چه جز اوست برچین
چو جامی چشد لذّت تیغ مهرش
چه غم گر مخالف کشد خنجر کین
وحشی بافقی:
تا شنید از باد پیغام وصال یار گل
برهوا میافکند از خرّمی دستار گل
گر نمیآید ز طوف روضۀ آل رسول
چیست مهر آن که آورده است بر طومار گل
نخل باغ دین علی موسی جعفر را که هست
باغ قدر و رفعتش را ثابت و سیار گل
آنکه بر دیوار گلخن گردمد انفاس لطف
عنکبوت و پرده را سازد بر آن دیوار گل
نخل اگر با موم سازی در ریاض روضهاش
گردد از نشو و نما سر سبز و آرد بار گل
ای که دادی دانۀ انگور زهر آلودهاش
کشت کن اکنون به گلزاری که باشد بار گل
مهدی اخوان ثالث:
علیّ بن موسی الرضا، ای شهی
که بر درگهت کوسِ دولت زنند
شهی کو جبین بر زمینت نسود
بر او ز آسمان داغ نکبت زنند
بسا شیرمردان که روباهوار
به خاکت سرِ عَجز و خجلت زنند
چو بر پای خیزند کرّوبیان
به سرشان گُلِ فخر و عزّت زنند
مرا نیز دریاب در «ری» ز «توس»
بگو تا نه تیغ ملامت زنند
که من زادۀ خاکِ پاکِ توام
رهی، تا که صور قیامت زنند
غریبی تو آنجا، من اینجا غریب
مَهِل کِم چنین طعنِ غربت زنند
مرا دشمنانند، پُر کین و رشک
کِم از هر کران تیر و تهمت زنند
ازیرا که در شعر نام آورم
زعرشم صلای تحیّت زنند
حسودانم از مَکمنِ حقد و خبث
سنانِ جفا، تیر طعنت زنند
ولی من چو کوه استوارم، چه بیم
کِم این ابلهان مشتِ شنعت زنند
به لطف تو از کیدشان ایمنم
چه باکم که از هرسویی لَت زنند
سپر دارم از شعر پولادسان
کز آن گنبدِ چرخِ شوکت زنند
همان مشت و لتهای خود بشکرند
خران جُفته بر کوه صولت زنند
38
عالی.خ.خ.خوب.بازهم ازاین اهنگها دروصف امام رضا بفرستین.