نیویورکتایمز خطاب به آمریکاییها؛ بنزین و گازوئیل خیال ارزانشدن ندارند
نیویورکتایمز در گزارشی با اشاره به تنشهای خاورمیانه و تاثیر آن بر بهای نفت، نوشت: دنیا با کمبود نفت مواجه نیست؛ مشکل این است که ظرفیت و فضای کافی برای تبدیل نفت به سوخت ندارد؛ بدین معنا که قیمت فرآوردههای پالایشی همچون بنزین همچنان بالا خواهد ماند؛ و حل این مشکل میتواند به مراتب آزاردهندهتر باشد و زندگی را برای آمریکاییها ناخوشایند کند.
نیویورکتایمز در این گزارش مینویسد: هر زمان که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا مدعی یک توافق صلح احتمالی دیگر با ایران میشود، قیمت نفت خام اندکی پایین میآید و آمریکاییها به غلط تصور میکنند که قیمت بنزین و گازوئیل هم به دنبال آن کاهش خواهد یافت؛ اما نفت خام متر و معیار مناسبی برای سنجش فشاری نیست که آمریکاییها در جایگاههای سوخت احساس میکنند. قیمت نفت خام تا پایان جولای حدود ۲۵ درصد از اوج خود در آوریل کاهش یافت، در حالی که قیمت بنزین پس از رسیدن به حدود ۴.۵۰ دلار در هر گالن در ماه مه، تنها حدود ۹ درصد پایین آمده بود.
همزمان با رنگ باختن دوباره چشمانداز صلح، قیمت بنزین و گازوئیل بار دیگر روند صعودی گرفت؛ بهطوری که قیمت بنزین در سطح ملی به ۴.۰۷ دلار و قیمت گازوئیل به ۵.۴۷ دلار در هر گالن رسید.
به نوشته این رسانه، تمرکز صرف بر قیمت نفت خام گمراهکننده است؛ تا اندازهای شبیه این است که قیمت گندم را دنبال کنید، در حالی که چیزی که واقعا میخرید نان است. معیاری که باید دنبال کرد، چیزی است که «کرک اسپرد/ crack spread» خوانده میشود؛ یعنی اختلاف بین هزینه یک بشکه نفت خام و قیمت فرآوردههای پالایشی که از آن مشتق میشوند. اگر بخواهیم دقیقتر شویم، این شاخص اغلب با عنوان «اسپرد ۳-۲-۱» شناخته میشود؛ روشی که قیمت فرآوردهها را بر اساس پالایش سه بشکه نفت خام و تبدیل آن به ۲ بشکه بنزین و یک بشکه گازوئیل محاسبه میکند؛ نسبتی که برای پالایش نفت معمول است.
زمانی که قیمت نفت خام سریعتر از قیمت بنزین و گازوئیل کاهش پیدا میکند، «کرک اسپرد» افزایش مییابد. این گسست و عدم هماهنگی به اثر «موشک و پر» شهرت دارد؛ بدین معنا که قیمت بنزین در جایگاهها هنگام افزایش قیمت نفت خام، خیلی سریع بالا میرود، اما وقتی قیمت نفت شروع به کاهش میکند، با سرعت بسیار کمتری پایین میآید.
وقتی قیمت عمدهفروشی بنزین جهش میکند، صاحبان جایگاههای سوخت بهسرعت قیمتها را بالا میبرند، چرا که میدانند محمولههای بنزینی که در آینده دریافت خواهند کرد، گرانتر تمام میشود. آنها همچنین ممکن است متوجه شوند که رقبایشان قیمتها را بالا بردهاند و از آن پیروی کنند؛ زیرا هیچکس نمیخواهد سوختی را که امروز میفروشد با قیمت دیروز عرضه کند و از سود خود چشمپوشی کند.
عکس ماجرا این است که وقتی صاحبان جایگاهها میبینند هزینه عمدهفروشی شروع به کاهش کرده است، الزاما برای پایین آوردن قیمتها و کاهش حاشیه سود خود تعجیل نمیکنند؛ دستکم تا زمانی که مشتریان متوجه کاهش قیمتها شوند. نتیجه، بازاری خردهفروشی است که به طور معمول به اخبار بد بیش از حد و در برابر اخبار خوب با اکراه و کُندی واکنش نشان میدهد.
به نوشته نیویورکتایمز، بهتازگی یک عامل دیگر نیز به این معادله اضافه شده که به روسیه مربوط میشود. حملات پهپادی اوکراین بخشهایی از ظرفیت پالایش نفت روسیه را از کار انداخته است؛ اتفاقی که میتواند عرضه فرآوردههای نفتی این کشور را در مقایسه با پارسال تا ۲۸ درصد کاهش دهد.
همچنین، در خاورمیانه جنگ آمریکا علیه ایران نهتنها حملونقل نفت از طریق تنگه هرمز را مختل کرده، بلکه به شماری از پالایشگاهها در منطقه خلیج فارس نیز آسیب زده است. مشابه آنچه در روسیه رخ داده، ظرفیت پالایش در این منطقه همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد، حتی با وجود اینکه تولید نفت خام در منطقه در حال بهبود است. جنگ در اوکراین و خاورمیانه ممکن است همین امروز پایان یابد، اما احیای ظرفیتهای پالایشی آسیبدیده زمان زیادی خواهد برد؛ ضمن اینکه در سایر نقاط جهان نیز پالایشگاههای جدید چندانی در دست احداث نیست.
در واقع، حتی اگر تولید نفت خام افزایش یابد، وقتی حدود ۹ درصد از ظرفیت پالایش جهانی از مدار خارج است، این افزایش کمک چندانی نمیکند. اکنون این ظرفیت پالایش است که به گلوگاه بازار تبدیل شده و قیمت سوخت بهویژه قیمت گازوئیل را در سراسر جهان بالا میبرد. پالایشگاههای روسیه و خاورمیانه در مقایسه با پالایشگاههای آمریکا، گازوئیل بیشتری از هر بشکه نفت تولید میکنند؛ در حالی که پالایشگاههای آمریکایی بیشتر بر تولید بنزین تمرکز دارند. بنابراین از دست رفتن این ظرفیت، ضربه شدیدتری به عرضه گازوئیل وارد میکند. به همین دلیل است که قیمت گازوئیل از زمان اوج خود در آوریل، کمتر از قیمت بنزین کاهش یافته است.
چین نیز بازیگر بزرگ دیگری است که تحولات قابلتوجهی در بازار ایجاد کرده؛ کشوری که هم بزرگترین واردکننده نفت خام جهان و هم بزرگترین پالایشگر نفت دنیاست. در آغاز درگیری ایران و آمریکا، چین شروع به کاهش واردات نفت خام کرد و اکنون واردات نفت این کشور به کمترین سطح در هشت سال گذشته رسیده است. به ادعای نیویورکتایمز، پکن برای جلوگیری از افزایش قیمتها از ذخایر داخلی خود استفاده و در عین حال نفت خام بیشتری را برای پالایشگران دیگر آزاد کرده است. این اقدام فشار بر قیمت نفت خام را کاهش داد.
با این حال، چین در حالی که واردات خود را محدود میکرد، صادرات بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما را کاهش داد. این اقدام باعث شد بخشی از محمولههای چینی از بازار جهانی خارج شود؛ بازاری که بهشدت به این فرآوردهها نیاز داشت. در نتیجه، عرضه در سایر نقاط جهان محدودتر شد و قیمت فرآوردههای سوختی افزایش یافت. به نوشته نیویورکتایمز، «این دیگر یک واکنش موقتی بازار نیست، بلکه یک تغییر ساختاری است. و هزینه آن را مردم آمریکا پرداخت میکنند.»
دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان میدهد که تا پایان جولای و در اوج فصل رانندگی، قیمت عمدهفروشی بنزین و گازوئیل در مقایسه با سال گذشته بهترتیب حدود ۵۹ و ۶۹ درصد افزایش یافته که به مراتب بیشتر از رشد ۳۶ درصدی قیمت نفت خام است.
نیویورکتایمز در ادامه خطاب به آمریکاییها نوشت: پیامدهای این وضعیت بسیار فراتر از رفتوآمد روزمره شماست و کل اقتصاد را در مقیاسی گسترده تحتالشعاع قرار میدهد. گازوئیل موتور محرکه اقتصاد واقعی است. کامیونها و قطارها با گازوئیل کالاها را جابهجا میکنند؛ برداشت محصولات کشاورزی به آن وابسته است و در ساخت خانهها، ساختمانها و کارخانهها نیز نقشی حیاتی دارد. به همین دلیل، خدمات پستی آمریکا بهطور موقت هزینه ارسال بستهها را افزایش داده است. انتظار میرود قیمت سوخت هواپیما نیز امسال حدود ۷۰ درصد افزایش یابد؛ موضوعی که هزینههای عملیاتی شرکتهای هواپیمایی را بالا برده و در نهایت به افزایش قیمت بلیتها منجر میشود. همه این عوامل، کار فدرال رزرو برای مهار تورم را دشوارتر میکند.
در پایان این گزارش آمده است: دنیا با کمبود نفت مواجه نیست؛ مشکل این است که ظرفیت و فضای کافی برای تبدیل نفت به سوخت ندارد. بدین معنا که قیمت فرآوردههای پالایشی همچون بنزین همچنان بالا خواهد ماند؛ و حل این مشکل میتواند به مراتب آزاردهندهتر و دشوارتر باشد.