رنج بیماران ارتوپدی در بیرجند؛ از صف های طولانی تا هزینه های سنگین
کمبود متخصص ارتوپدی در کلینیک دولتی بیمارستان امام رضا (ع) بیرجند و فعالیت فقط یک پزشک ۱۵ روز در ماه، بیماران را در چرخهای فرسایشی از صفهای طولانی، سرگردانی در مطبهای خصوصی و هزینههای سنگین درمانی گرفتار کرده است.
بیماریهای ارتوپدی و آسیبهای اسکلتی-عضلانی از آن دسته دردهایی هستند که با هر نفس، گام برداشتن و تکان خوردن، خود را به روح و جان بیمار تحمیل میکنند؛ دردهایی عمیق و استخوانسوز که نه با یک خواب راحت آرام میشوند و نه با گذشت زمان رنگ کهنگی به خود میگیرند. از شکستگیهای ناخواسته اندامها در یک حادثه یا شیطنت کودکانه گرفته تا ساییدگیهای فرساینده مفصل در تن رنجور سالمندان و پارگی تاندونها، هر کدام بیماری ارتوپدی را به آزمونی سخت برای تحمل تبدیل میکند.
در این میان، آنچه رنج جسمانی این بیماران را دوچندان میکند، نه خود درد، که مسیر پرپیچوخم و طاقتفرسای درمان است؛ مسیری که در بسیاری از مناطق محروم و کمبرخوردار، با موانعی چون کمبود پزشک متخصص، صفهای طولانی انتظار و هزینههای گزاف درمان گره میخورد و آلام بیماران را سنگینتر میسازد.
![]()
راهروهای کلینیک تخصصی بیمارستان امام رضا (ع) بیرجند، هر روز صحنه مواجهه درد و صبوری است. عقربههای ساعت به کندی پیش میروند، اما نبض انتظار به تندی میزند. روزانه بیش از ۷۰ بیمار که هر کدام رنجی عمیقتر از دیگری دارند، با برگههای نوبت در دست، روی صندلیهای سالن یا تکیهداده به دیوارها، چشم به در اتاق پزشک ارتوپدی دوختهاند.
بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی است؛ شهری با جمعیتی چشمگیر و نقشی محوری در ارائه خدمات درمانی به شهرستانهای همجوار، اما کلینیک دولتی آن در حوزه ارتوپدی، عملاً بار این نیاز سنگین را بر دوش تنها یک پزشک متخصص گذاشته است؛ پزشکی که به گفته منشی بخش ارتوپدی نیمی از ماه (۱۵ روز) در این مرکز حضور دارد لذا مابقی ماه مردم در برزخ بیمتخصصی یا سرگردانی در مراکز آزاد میگذرد.
روایت درد از شیطنتهای کودکانه تا صبوری سپیدمویان
این گزارش روایتی از عصر یکی از روزهای مهرماه در کلینیک ارتوپدی بیمارستان امام رضا(ع) بیرجند است؛ در میان ازدحام جمعیت، چند دانشآموز دیده میشوند؛ دست و پای بستهشده با آتل و صورتهای برافروخته از شیطنتهایی که در زنگ ورزش یا حیاط مدرسه به شکستگی و دررفتگی ختم شده است؛ کودکان بیتاب و کمطاقت، ساعتها روی صندلیها پیچوتاب میخورند و کلافگی پدر و مادرانی که تلاش میکنند آرامشان کنند، فضای سالن را پر کرده است.
کمی آنسوتر، سالمندانی نشستهاند که چینوچروکهای صورت، سنگ صبور دردهای کهنهشان شده است. نه لب به شکوه باز میکنند و نه بیقراری نشان میدهند؛ اما لرزش دستها و نگاههای خستهشان نشان میدهد که درد ساییدگی مفصل و شکستگیهای التیامنیافته، چقدر توانشان را بریده است.
![]()
روستاییانی همچون پیرزنی که از حوالی آرینشهر به علت درد زانو مراجعه کرده اما بعد از ساعتها انتظار بیش از درد زانویش، دل نگران دامهای گرسنه ای است که از صبح در روستا رها کرده تا بتواند خودش را به نوبت عصر کلینیک برساند نیز در این ماراتن معطلی شریکاند؛ انتظاری که گاه از عصر تا حدود ساعت ۱۰ شب به درازا میکشد.
مصدوم یک سانحه رانندگی با شانه آسیبدیده هم از درد کتف به خود میپیچد و بیماری دیگر که در حادثهای خانگی دچار پارگی تاندون دست شده، دندان بر جگر میگذارد تا شاید بعد از خوانده شدن شماره ۵۴، بالاخره به اتاق معاینه راه پیدا کند.
اما در بین بیماران آن روز چشمم به سرباز وظیفهای می افتد که مشغول صحبت با بیمار کناری اش است؛ از صحبتهایش اینطور برداشت کردم که در حین خدمت آسیب دیده لذا همراه با دو تن از همخدمتیهایش از ظهر مرخصی ساعتی گرفتهاند.
نگاه مداومشان به ساعت دیواری سالن، گویای دلهره پایان مرخصی است؛ بیم آن دارند که نوبتشان پیش از زمان مقرر ورود به پادگان نرسد؛ یکی از سربازها خود را به باجه پذیرش میرساند، با لحنی آمیخته به خواهش و شوخی با منشی گرم میگیرد تا هم دلتنگی دوری از خانواده را از یاد ببرد و هم شاید اندکی از اضطراب درد و نگرانی انضباط نظامی کم کند.
دستآخر، با خوشخلقی منشی، قولی نیمبند میگیرند که برگه معاینه و استراحت پزشکیشان تا پیش از خاموشی نوشته شود بلکه فرصت کنند بعد از ساعتها انتظار در کلینیک، چرخی کوتاه هم در خیابانهای شهر بزنند.
کوچ اجباری به بخش خصوصی
حکایت این صفهای طولانی، تنها به خستگی ایستادن در راهروهای کلینیک ختم نمیشود؛ روی دیگر این سکه، دغدغهای است که بسیاری از بیماران را پس از ناامیدی از نوبتهای دولتی، به بنبست میکشاند.
برای کسی که استخوان شکستهاش درد میکند و نمیتواند ۱۵ روز ماه را در انتظار حضور پزشک دولتی بماند، راهی جز «کوچ اجباری» به مطبهای خصوصی باقی نمیماند؛ مسیری که عبور از آن برای بسیاری از خانوارهای خراسان جنوبی، با فشارهای مالی و روانی کمرشکن همراه است.
رنج مراجعه به مطبهای خصوصی نیز داستان خودش را دارد؛ از هفتخوان رستم برای گرفتن نوبت باید بگذریم زیرا یاد نوبت باید حتماً به صورت حضوری پیگیری شود یا در صورت نوبتدهی اینترنتی، بیمار ناچار است از اول وقت در مطب حضور یابد تا هر زمانی که نوبت او فرا برسد. در این مطبها نیز معمولاً مدت انتظار هر بیمار بین یک و نیم تا دو ساعت طول میکشد تا بالاخره پشت در اتاق معاینه قرار گیرد.
در این میان، تفاوت فاحش هزینهها بیش از هر چیز دیگری خودنمایی میکند؛ ویزیت پزشک متخصص در بخش خصوصی حدود ۴۹۰ هزار تومان است، در حالی که این مبلغ در بخش دولتی تنها ۵۵ هزار تومان محاسبه میشود. این شکاف عمیق قیمتی برای مردم استان، بهویژه اقشار کمبضاعت و بیمارانی که از روستاها و شهرهای دوردست مراجعه میکنند، بسیار تأملبرانگیز و دشوار است.
از سوی دیگر پذیرش حدود ۷۰ بیمار استخوانی و مفصلی در یک شیفت کاری بخش دولتی، نهتنها کیفیت معاینه را با افت جدی مواجه میکند و فشاری فرساینده بر تکپزشک این مجموعه وارد میآورد، بلکه حق دسترسی عادلانه به خدمات سلامت را برای مردم محروم از مطبهای آزاد، به شدت محدود میسازد.
پنج پزشک در کشیک انکال فعال هستند
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند هم در خصوص وضعیت ارائه خدمات ارتوپدی در بیمارستان امام رضا(ع) بیرجند اعلام کرد: اکنون برنامه انکالی پزشکان متخصص رشته ارتوپدی در بیمارستان امام رضا (ع) کامل است و پنج نفر در کشیک برنامه حضور دارند.
جلال احمدی با تاکید بر اینکه توزیع پزشکان در سال جاری از آبانماه آغاز خواهد شد اضافه کرد: درخواست تأمین ۲ نفر متخصص ارتوپدی نیز به وزارت بهداشت و درمان ارسال شده است.
وی عنوان کرد: برنامه کلینیک تخصصی بیمارستان امام رضا(ع) هم طبق نیاز و حضور پزشکان متخصص ثبت و تنظیم میشود.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند مجموع پزشکان ارتوپدی که با دانشگاه علوم پزشکی همکاری دارند را ۱۴ نفر اعلام کرد که از این تعداد پنج نفر در بیرجند و مابقی در سایر شهرستانها مستقر هستند.
با این وجود، شهروندان و بیماران انتظار دارند با تدابیری عاجلتر، از جمله توزیع مناسب نیروهای طرحی، جذب پزشکان مقیم و پوشش پایدار روزهای ماه، رنج انتظار و هزینههای سرسامآور درمان در قطب درمانی استان به حداقل برسد.
ازنون بگوول کن ارتوپدی،گرسنه ایم