زمستان را نباید با خاموشی صنعت آغاز کرد؛
فولادمردان را دریابید
تابستان سختی بر صنعت گذشت. برای بسیاری از شرکتهای بزرگ، فصل گرما فقط فصل افزایش مصرف برق نبود؛ فصل کاهش ظرفیت تولید، عقبافتادن برنامه فروش، فشار بر درآمد و از دست رفتن بخشی از فرصتهای بازار بود. صنایع فولادی، که همین حالا هم با تحریم، دشواری صادرات، رکود بازار داخلی، افزایش هزینهها و فشارهای مالی روبهرو هستند، در تابستان با محدودیت برق نیز مواجه شدند؛ محدودیتی که نه یک مشکل حاشیهای، بلکه مستقیماً به قلب تولید ضربه میزند.
حالا که تابستان پشت سر گذاشته شده و کشور به سمت پاییز و زمستان میرود، انتظار طبیعی صنعت این است که تجربه تلخ ناترازی برق، اینبار در قالب محدودیت گاز و انرژی تکرار نشود.
مسئله اینجاست که تولید فولاد را نمیتوان هر فصل با یک بحران تازه اداره کرد. شرکت فولادی برای حفظ بازار، عمل به تعهدات داخلی و صادراتی، پرداخت هزینهها، نگهداشت نیروی انسانی و اجرای پروژههای توسعهای، به حداقلی از پیشبینیپذیری نیاز دارد. وقتی تولید در تابستان بهدلیل برق محدود میشود و در زمستان هم بهدلیل گاز یا انرژی دوباره تحت فشار قرار میگیرد، شرکت نهتنها تولید همان روزها را از دست میدهد، بلکه امکان برنامهریزی مالی و سرمایهگذاری آیندهاش نیز تضعیف میشود. اینجا دیگر بحث فقط یک کارخانه یا یک شرکت نیست؛ زنجیرهای از معدن، حملونقل، نورد، صادرات، اشتغال و ارزآوری درگیر میشود.
در این میان، برخی شرکتها نشان دادهاند که منتظر حل کامل مسئله از بیرون نماندهاند. فولاد خوزستان، با وجود همه فشارهای سالهای اخیر و حتی آسیبهای ناشی از حمله دشمن، در مسیر خودتأمینی انرژی گام برداشته است. وارد مدار شدن فاز نخست نیروگاه خلیج فارس، پیگیری فازهای بعدی، بهرهبرداری از فاز نخست نیروگاه خورشیدی بهبهان و برنامههای تکمیلی شرکت در حوزه انرژی، نشان میدهد فخوز مسئله انرژی را جدی گرفته و آن را بخشی از امنیت تولید خود میداند. این تصمیمها فقط پروژههای فنی نیستند؛ پاسخ مدیریتی به واقعیتی هستند که سالهاست تولید فولاد را تهدید میکند.
اما همین مسیر خودتأمینی هم بدون تولید پایدار ممکن نیست. شرکتی که قرار است در نیروگاه، انرژی خورشیدی، تجهیزات، تعمیرات، توسعه ظرفیت و فناوری سرمایهگذاری کند، باید جریان تولید و درآمدش حفظ شود. نمیتوان از صنایع انتظار داشت بار سرمایهگذاری در انرژی را بر دوش بکشند، اما همزمان با محدودیتهای پیدرپی برق و گاز، توان مالی آنها را فرسوده کرد. اگر تولید کم شود، فروش کم میشود؛ اگر فروش کم شود، نقدینگی کاهش مییابد؛ و اگر نقدینگی کاهش یابد، سرمایهگذاری در خودتأمینی انرژی هم کند یا متوقف میشود. این چرخه اگر جدی گرفته نشود، هم صنعت آسیب میبیند، هم برنامه کاهش فشار از شبکه انرژی عقب میافتد.
از همین امروز باید برای پاییز و زمستان تصمیم گرفت. مدیریت مصرف انرژی ضروری است، اما نباید آسانترین راه، یعنی محدود کردن صنایع مولد، دوباره به سیاست غالب تبدیل شود. شرکتهایی مانند فولاد خوزستان که هم در تأمین بازار داخلی نقش دارند، هم صادرات و ارزآوری دارند، هم برای خودتأمینی انرژی سرمایهگذاری کردهاند، باید در اولویت برنامهریزی انرژی کشور قرار گیرند. دولت اگر میخواهد صنایع بزرگ در مسیر ساخت نیروگاه و کاهش وابستگی به شبکه حرکت کنند، باید به آنها امکان تولید پایدار، درآمد قابل اتکا و افق روشن سرمایهگذاری بدهد.
زمستان پیش رو فقط آزمون وزارت نیرو یا وزارت نفت نیست؛ آزمون نگاه دولت به تولید است. اگر قرار است صنعت فولاد در برابر فشارهای بیرونی، تحریم، رقابت منطقهای و دشواریهای بازار بایستد، نباید از داخل با ناترازی انرژی زمینگیر شود. فولاد خوزستان و شرکتهای مشابه نشان دادهاند که حاضرند برای امنیت انرژی خود هزینه کنند و مسیر خودتأمینی را پیش ببرند. اکنون نوبت سیاستگذار است که اجازه دهد این مسیر ادامه پیدا کند؛ با برنامهریزی زودهنگام، سهمیهبندی عادلانه، پرهیز از تصمیمهای ناگهانی و درک این واقعیت که خاموشی صنعت، فقط خاموشی کارخانه نیست؛ خاموشی بخشی از توان تولید، صادرات و آینده اقتصاد ملی است.