پس از جنگ، نوبت پشتیبانی از سنگرهای تولید است

جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، بار دیگر نشان داد که در منازعات امروز، هدف صرفاً زیرساخت‌های نظامی نیست؛ بلکه زیرساخت‌های اقتصادی نیز در کانون حملات قرار دارند.

پس از جنگ، نوبت پشتیبانی از سنگرهای تولید است

دشمن با هدف قرار دادن برخی از مهم‌ترین مراکز صنعتی کشور، تلاش کرد چرخه تولید، صادرات، اشتغال و در نهایت معیشت مردم را دچار اختلال کند. انتخاب این اهداف اتفاقی نبود؛ زیرا کارخانه‌های بزرگ صنعتی، به‌ویژه صنایع فولادی، امروز بخشی از قدرت اقتصادی و تاب‌آوری ملی ایران به شمار می‌روند. از همین رو، حمله به این مجموعه‌ها را باید تلاشی برای تضعیف اقتصاد کشور دانست، نه صرفاً آسیب به چند واحد صنعتی.

در میان این صنایع، فولاد خوزستان جایگاهی ویژه دارد. این شرکت طی سال‌های گذشته، با وجود دو دوره تحریم مستقیم آمریکا، محدودیت‌های انرژی، دشواری‌های صادرات و چالش‌های متعدد اقتصادی، همچنان یکی از ارکان اصلی زنجیره فولاد کشور باقی مانده است. تأمین بخش مهمی از نیاز صنایع پایین‌دستی، حضور مؤثر در بازارهای صادراتی، سرمایه‌گذاری در تکمیل زنجیره ارزش و ایفای نقش در ارزآوری کشور، تنها بخشی از کارکردهای این مجموعه است. حمله دشمن به فولاد خوزستان نیز دقیقاً از همین جایگاه راهبردی ناشی می‌شود؛ زیرا اختلال در فعالیت چنین مجموعه‌ای، تنها یک کارخانه را متوقف نمی‌کند، بلکه زنجیره‌ای از تولید، اشتغال، حمل‌ونقل، صادرات و ده‌ها صنعت وابسته را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اکنون که کارکنان، متخصصان و مدیران این مجموعه‌ها با تلاش شبانه‌روزی در حال بازسازی، تثبیت تولید و جبران خسارت‌های ناشی از حملات دشمن هستند، انتظار طبیعی آن است که همه دستگاه‌های اجرایی نیز در کنار این سنگرهای تولید قرار گیرند. وزارت نیرو در این میان نقشی تعیین‌کننده بر عهده دارد. مدیریت ناترازی برق ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، اما تدبیر ایجاب می‌کند که در استانی مانند خوزستان، با تمرکز صنایع راهبردی، شرایط خاص اقلیمی و نقش بی‌بدیل آن در اقتصاد ملی، سیاست‌های تخصیص انرژی با نگاهی متفاوت طراحی شود. خاموش کردن صنایع بزرگ شاید آسان‌ترین راه برای مدیریت مصرف باشد، اما قطعاً بهترین راه نیست؛ زیرا هزینه آن مستقیماً بر تولید، اشتغال، صادرات و رشد اقتصادی کشور تحمیل می‌شود.

امروز بیش از هر زمان دیگری، اقتصاد ایران به تقویت سنگرهای تولید نیاز دارد. اگر دشمن از بیرون، صنایع راهبردی را هدف گرفته است، سیاست‌های داخلی باید دقیقاً در جهت عکس آن حرکت کنند؛ یعنی با تأمین پایدار انرژی، رفع موانع تولید و حمایت از بنگاه‌های بزرگ، امکان بازگشت سریع آن‌ها به حداکثر ظرفیت را فراهم سازند. حمایت از فولاد خوزستان و دیگر صنایع راهبردی، حمایت از یک شرکت نیست؛ حمایت از امنیت اقتصادی، تاب‌آوری ملی و معیشت میلیون‌ها ایرانی است. این همان پاسخی است که می‌تواند اهداف جنگ اقتصادی و نظامی دشمن را بی‌اثر کند.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید