تحلیلی بر سخنان مدیرعامل فولاد خوزستان؛ از شناخت مسئله تا تصمیم‌سازی درست؛ تصویر واقعی صادرات

همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند، تولید همچنان نقطه اتکای اصلی اقتصاد کشور است؛ تولیدی که بتواند به صادرات غیرنفتی، ارزآوری پایدار و افزایش تاب‌آوری ملی منجر شود. در این میان، صنایع بزرگ و پیشران مانند فولاد، نه یک بخش عادی، بلکه یکی از ابزارهای واقعی سیاست اقتصادی کشور به‌شمار می‌آیند.

تحلیلی بر سخنان مدیرعامل فولاد خوزستان؛ از شناخت مسئله تا تصمیم‌سازی درست؛ تصویر واقعی صادرات

آنچه در دیدار اخیر مسئولان شرکت های صنعتی با رئیس‌جمهور توسط مدیرعامل فولاد خوزستان مطرح شد، یک آسیب‌شناسی منسجم، کارشناسی و راهبردی از وضعیت صادرات فولاد ایران بود. طرح هم‌زمان مجموعه‌ای از موانع در کنار راهکارهای متناظر، نشان می‌دهد مسئله صادرات فولاد نه تک‌عاملی، بلکه حاصل برهم‌کنش سیاست‌های انرژی، مقررات، نظام ارزی و زیرساخت‌هاست؛ نگاهی که از تسلط کارشناسی بر صنعت و تجربه عملی مدیریت یک بنگاه بزرگ حکایت دارد.

نخستین مانع، ناترازی و گرانی انرژی است؛ چالشی که به مهم‌ترین عامل محدودکننده تولید فولاد در سال‌های اخیر تبدیل شده است. قطع برق و گاز صنایع مادر، نه‌تنها تولید را کاهش می‌دهد، بلکه هزینه تمام‌شده را بالا برده و رقابت‌پذیری فولاد ایران را در بازارهای منطقه‌ای تضعیف می‌کند. 

دومین مانع، بی‌ثباتی مقررات و سیاست‌های مقطعی است. تغییرات ناگهانی در عوارض صادراتی و دستورالعمل‌ها، امکان برنامه‌ریزی و انعقاد قراردادهای بلندمدت را از صادرکننده می‌گیرد. صادرات بدون ثبات سیاستی، نه پایدار است و نه قابل اتکا.

سوم، محدودیت‌های مالی و تحریمی و دشواری انتقال ارز در کنار الزام‌های غیرمنعطف بازگشت ارز است که ریسک صادرات را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، نظام ارزی چندنرخی و غیرتعادلی، به‌جای تسهیل تجارت، به عامل بی‌اطمینانی تبدیل می‌شود.

چهارم، افزایش هزینه‌های تولید و لجستیک است؛ از انرژی و مواد اولیه تا حمل‌ونقل. در شرایط رقابت منطقه‌ای شدید، هر افزایش هزینه‌ای مستقیماً سهم بازار ایران را کوچک‌تر می‌کند.

پنجم، ضعف زیرساخت‌های لجستیکی و کمبود پایانه‌های تخصصی صادراتی است که باعث شده مزیت جغرافیایی کشور به گلوگاه هزینه بدل شود.

ششم، ضعف برندسازی و حضور مؤثر در بازارهای هدف است؛ وضعیتی که صادرکننده ایرانی را به رقابت قیمتی کوتاه‌مدت سوق می‌دهد.

هفتم، ریسک‌های حقوقی و قراردادی و ضعف پوشش‌های بیمه‌ای در تجارت بین‌الملل است که هزینه مبادله را بالا می‌برد.

هشتم، تمرکز صادرات بر محصولات با ارزش افزوده پایین و محدودیت‌های فناورانه است که نوسانات بازار جهانی را تشدید می‌کند.

نهم، الزامات محیط‌زیستی آینده و سازوکارهایی مانند CBAM است که اگر از امروز برای آن‌ها برنامه‌ریزی نشود، فردا به مانعی جدی برای صادرات تبدیل می‌شود.

و نهایتاً دهم، نظام ارزی چندنرخی و غیرقابل پیش‌بینی که تصمیم‌گیری اقتصادی صادرکننده را با عدم قطعیت مواجه می‌سازد.

در چنین شرایطی، شرکت‌هایی مانند فولاد خوزستان با وجود همه این موانع، توانسته‌اند تولید و صادرات را تا حد امکان حفظ کنند؛ اما این تاب‌آوری بدون هزینه نبوده است. کاهش تولید، از دست رفتن فرصت‌های صادراتی و تحمیل خسارت‌های سنگین در سال‌های اخیر، بهایی است که این شرکت‌ها برای جبران ناکارآمدی سیاستی پرداخته‌اند.

 از این رو، تصمیم‌های مرتبط با انرژی و صادرات فولاد، صرفاً تصمیم‌های صنعتی نیستند؛ تصمیم‌های ملی و منطقه‌ای‌اند.

شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید