اتباع افغانستانی دوباره راهی ایران میشوند؟ | سناریوی تکراری مهاجرت افغانها | معمای بازگشت و مهاجرت دوباره
مهاجرت شهروندان افغانستان به ایران، با وجود سیاستهای بازگرداندن مهاجران و تشدید کنترلهای مرزی، همچنان یکی از مسائل پیچیده روابط دو کشور است.
به گزارش خبرفوری، در شرایطی که شمار زیادی از مهاجران افغانستانی در ماههای اخیر به کشور خود بازگشتهاند، مشکلات اقتصادی، بیکاری و نبود فرصتهای پایدار معیشتی در افغانستان میتواند زمینهساز مهاجرت دوباره بخشی از آنان شود؛ چرخهای که نشان میدهد بازگشت مهاجران لزوما به معنای پایان جابهجایی جمعیت نیست.
این وضعیت، پرسشی اساسی را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد: آیا بازگرداندن مهاجران به کشور مبدأ، بدون فراهم شدن شرایط اشتغال و زندگی در آن کشور، میتواند به راهحلی پایدار برای مسئله مهاجرت تبدیل شود؟
بازگشت اجباری؛ پایان یک مسیر یا آغاز مسیری تازه؟
ایران طی سالهای گذشته یکی از مهمترین مقاصد مهاجرت شهروندان افغانستان بوده است. پیوندهای جغرافیایی و فرهنگی، امکان یافتن کار در بخشهایی از اقتصاد ایران و تفاوت فرصتهای اقتصادی دو کشور، از جمله عواملی بودهاند که مهاجران افغانستانی را به عبور از مرزهای شرقی ایران ترغیب کردهاند.
بیشتر بخوانید:
از دیوار مرزی تا اخراج گسترده | معمای ورود غیرمجاز اتباع افغانستانی
زمین چابهار برای افغانستان! | چه کسی اختیار واگذاری ۱۱۰ هکتار زمین را به نماینده مجلس داده است؟
عکس عجیب اولین زنی که در دولت طالبان پست گرفت | شمسیه منگل کیست؟
کسی که در فضا قرآن خواند | عبدالاحد مومند، اولین فضانورد افغان درگذشت
با این حال، سیاستهای مربوط به حضور اتباع خارجی در ایران در سالهای اخیر با تغییراتی همراه شده و روند بازگرداندن مهاجران فاقد مدارک قانونی نیز شدت گرفته است. اما مسئله مهاجرت با خروج افراد از مرز پایان نمییابد؛ زیرا شرایطی که در وهله نخست آنها را به ترک افغانستان وادار کرده، ممکن است پس از بازگشت همچنان پابرجا باشد.
گزارش یورونیوز با استناد به دادههای کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، نشان میدهد که از ابتدای سال تا ۱۲ سپتامبر، ۵۲۲ هزار و ۲۰۰ شهروند افغانستان از ایران به کشورشان بازگشتهاند که ۴۳۹ هزار نفر از آنها اخراج شده بودند. این آمار نشان میدهد بخش عمده بازگشتها در این دوره اجباری بوده است.
با این حال، بازگشت اجباری الزاما به معنای استقرار دائمی در کشور مبدأ نیست. اگر فرد بازگشته نتواند شغل، سرپناه و درآمد کافی برای تأمین نیازهای خانواده خود پیدا کند، احتمال دارد بار دیگر مهاجرت را بهعنوان راهی برای بقا در نظر بگیرد.
اقتصاد افغانستان؛ مانع اصلی بازگشت پایدار
افغانستان با مجموعهای از مشکلات اقتصادی و انسانی روبهروست که جذب شمار زیادی از بازگشتکنندگان را دشوار میکند. محدودیت فرصتهای شغلی، فقر، کمبود خدمات عمومی و مشکلات دسترسی به مسکن، از مهمترین موانعی هستند که مهاجران پس از بازگشت با آنها مواجه میشوند.
بر اساس گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر درباره وضعیت افغانستان در سال ۲۰۲۶، کاهش کمکهای بینالمللی و بازگشت گسترده مهاجران از ایران و پاکستان، فشار بر وضعیت انسانی این کشور را افزایش داده است. در چنین شرایطی، ورود شمار زیادی از افراد به بازار کار افغانستان میتواند رقابت برای فرصتهای شغلی محدود را تشدید کند.
برای خانوادههایی که سالها در ایران زندگی کردهاند، بازگشت ممکن است به معنای از دست دادن خانه، شغل و شبکههای حمایتی باشد که طی سالها ساختهاند. برخی از این افراد در افغانستان نیز روابط اقتصادی و اجتماعی محدودی دارند و برای شروع دوباره زندگی با دشواریهای جدی مواجه میشوند.
در نتیجه، بازگشت جغرافیایی الزاما با بازگشت اقتصادی و اجتماعی همراه نیست. فرد ممکن است به کشور خود رسیده باشد، اما همچنان نتواند نیازهای اولیه خانوادهاش را تأمین کند.
بحران اقتصادی ایران و تغییر معادله مهاجرت
در سوی دیگر این معادله، اقتصاد ایران نیز با مشکلاتی روبهروست که میتواند جذابیت این کشور را برای نیروی کار مهاجر کاهش دهد. افزایش هزینههای زندگی، افت قدرت خرید و محدود شدن فرصتهای درآمدی، شرایطی ایجاد میکند که ادامه حضور در ایران را برای برخی مهاجران دشوارتر میسازد.
گزارش خبرگزاری رویترز از مناطق مرزی افغانستان، به بازگشت شماری از مهاجران در پی بحران اقتصادی ایران اشاره کرده است. بر اساس دادههای سازمان بینالمللی مهاجرت که در این گزارش نقل شده، تنها ۲۹ درصد از افغانهایی که اخیرا از ایران بازگشتهاند، پساندازی در اختیار داشتهاند. همچنین متوسط درآمد آنها در مقایسه با دوره پیش از بحران، نزدیک به یکسوم کاهش یافته بود.
این تحولات نشان میدهد که مهاجرت افغانستانیها به ایران دیگر صرفا تابع شرایط کشور مبدأ نیست و وضعیت اقتصادی کشور مقصد نیز نقش تعیینکنندهای در تصمیم آنها دارد. در گذشته، امکان دستیابی به درآمد و ارسال پول برای خانواده، یکی از انگیزههای اصلی مهاجرت بود؛ اما هنگامی که درآمد حاصل از کار نتواند هزینههای زندگی را پوشش دهد، انگیزه ماندن نیز تضعیف میشود.
با این همه، کاهش جذابیت اقتصادی ایران بهتنهایی تضمین نمیکند که مهاجرت معکوس دائمی باشد. اگر شرایط اقتصادی افغانستان بهبود پیدا نکند، ممکن است بخشی از بازگشتکنندگان پس از مدتی دوباره برای یافتن کار راهی ایران شوند.
سیاست بازگرداندن مهاجران با چه چالشهایی روبهروست؟
مسئله اصلی این است که سیاست بازگرداندن مهاجران، اگر صرفاً بر خروج افراد متمرکز باشد، لزوما عوامل اصلی مهاجرت را از میان نمیبرد. تا زمانی که فقر، بیکاری و نبود فرصتهای معیشتی در کشور مبدأ ادامه داشته باشد، فشارهای اقتصادی میتواند افراد را به تلاش دوباره برای عبور از مرز سوق دهد.
از سوی دیگر، مهاجرتهای غیرقانونی و عبور از مسیرهای پرخطر میتواند هزینههای انسانی و امنیتی بیشتری به همراه داشته باشد. مدیریت مؤثر این مسئله به همکاری میان دو کشور، ساماندهی وضعیت اقامت و اشتغال، کنترل مرزها و توجه به شرایط بازگشتکنندگان نیاز دارد.
در نهایت، تجربه مهاجرت میان ایران و افغانستان نشان میدهد که بازگشت افراد، بهخودیخود پایان بحران مهاجرت نیست. تا زمانی که بازگشت به معنای دسترسی به شغل، سرپناه و امکان زندگی پایدار نباشد، چرخه مهاجرت میتواند بار دیگر تکرار شود. این همان سناریوی کهنهای است که سیاستهای بازگرداندن مهاجران، بدون توجه همزمان به ریشههای اقتصادی و اجتماعی آن، ممکن است نتوانند بهطور کامل متوقفش کنند.