کوچ فقرا از دانشگاههای ایران | ۵۲.۵ درصد رتبههای برتر از تهران | وقتی کنکور به میدان رقابت پولدارها تبدیل شد
نتایج کنکور ۱۴۰۵ باز هم یک واقعیت تلخ را تکرار کرد؛ واقعیتی که دیگر نه پنهان است و نه قابل انکار. از مجموع ۴۰ رتبه برتر در پنج گروه آزمایشی، ۲۱ رتبه معادل ۵۲.۵ درصد به داوطلبانِ ساکن تهران تعلق گرفته است.
به گزارش خبرفوری، نمودار توزیع استانها هم تصویری گویاست: مازندران با ۱۵ درصد در رتبه دوم، اصفهان، فارس، البرز، کرمان، خراسان رضوی، گیلان، کرمانشاه، همدان، یزد، تبریز و خوزستان هرکدام با سهمهای اندک، و بیش از نیمی از استانهای کشور عملا در نقشه رتبههای برتر غایباند. آماری که فقط یک تقسیمبندی جغرافیایی نیست بلکه پرده از یک تبعیض طبقاتی برمیدارد.
تهران؛ جزیره فرصت در دریای محرومیت
محدود ماندن دانشگاهها و دبیرستانهای نمونه در پایتخت، فقط بخشی از ماجرا است. تهران از امکانات آموزشی، مدارس غیردولتی گرانقیمت، کلاس کنکور و مشاوران کنکور انبوهی برخوردار است که یک داوطلب در سیستانوبلوچران یا کردستان از آن محروم است. وقتی ۵۲.۵ درصد رتبههای برتر از تهران میآید در حالی که سهم جمعیتی این شهر از کل کشور بهمراتب کمتر است، اسمش دیگر «موفقیت تهرانیها» نیست؛ «شکست سیاست عدالت آموزشی» است. حتی مازندران که در ظاهر رتبه دوم را دارد، با چهار رتبه، فاصلهای سرسامآور با تهران دارد.
بیشتر بخوانید:
شما خنگ نیستید، شما فقط به اندازه کافی پول ندارید! | رتبه کنکور را حساب بانکی والدین تعیین میکند
تنها بیا با عشقت برگرد! | در ایونتهای شبانه بچه پولدارهای بالاشهر چه میگذرد؟
آرامش با دیازپام ده | مصرف داروهای آرامبخش در ایران ۹۰۰ درصد بیشتر شد
اقدام عجیب گمرک؛ انتشار فهرست قیمت مشروبات الکلی خارجی | از آبجوی ۴۲۰ هزار تومانی تا بطری ۳۱ میلیونی
کنکور، دیوار بلندی برای بچههای کارگر
آنچه پشت این نمودارها نهفته، بحران عمیقتری است: خروج تدریجی جامعه کمدرآمد از دانشگاهها. سالهاست آمارها نشان میدهد سهم دانشجویان از خانوادههای ضعیف در دانشگاههای کشور رو به کاهش است. هزینههای سرسامآور دورههای پرمصرف مانند پزشکی و دندانپزشکی در دانشگاههای خودگردان و پردیس، آموزشگاههای کنکور با شهریههای چنددهمیلیونی، و کلاسهای خصوصی که راز موفقیت داوطلبان تهرانی است، عملاً مسیر ورود فرزندان خانوادههای متوسط و ضعیف را بسته است.
هر چه پیش میرویم، ورود به دانشگاههای برتر نیازمند پول بیشتری است. کنکور که قرار بود سنجشی عادلانه بر اساس استعداد باشد، به میدان رقابت کیفپولها تبدیل شده است؛ جایی که مشاوره ویژه، آزمونهای آزمایشی متعدد و کتابهای متعدد، پایگاه اجتماعی خانواده را به مبارزه رتبه تبدیل میکند. داوطلبان محلههای حاشیهای یا باید چند ساعت در مغازه کار کنند و یا با مطالعه خودشان برسند، بهسختی میتوانند با رقیبی روبهرو شوند که از سال دوازدهم با تیمی از مشاوران و مدرسان حرفهای همراه بوده است.
دستانداز آموزش رایگان، تهدید برای آینده کشور
خروج محرومان از دانشگاه، فقط یک مصیبت فردی نیست؛ بحرانی ملی است. وقتی پزشکی، مهندسی و رشتههای کلیدی به دارایی خانواده گره بخورد، در ساختار مدیریتی و درمانی کشور نسلداری و بازتولید طبقاتی شکل میگیرد؛ یعنی جایگاهی که باید موتور تحرک اجتماعی باشد، به ابزار تثبیت نابرابری بدل میشود. سیاستگذارها از «بومیگریزی» سخن میگویند، اما سکوت در برابر این تبعیض آموزشی، عامل اصلی آن است.
کجا باید ایستاد؟
مقامهای وزارت علوم و آموزشوپرورش باید پاسخگوی این سوال باشند: چرا در ۱۴۰۵، با وجود شعارهای عدالتمحور، باز هم بیش از نیمی از رتبههای برتر از یک شهر آمده است؟ تعطیلی مدرسههای محروم، نبود زیرساخت اینترنت و فضای مطالعه، و شهریههای نجومی دانشگاهها، عملا تابو بر رقابت شده است. تقویت آموزش رایگان، مهار شهریههای غیردولتی، اجرای جدی سهمیههای مناطق محروم و شفافسازی منابع مالی کانونهای کنکور، حداقلِ انتظارات است.