دانشگاه در حصر تحریم؛ سرمایه علمی ایران در مسیر فرسایش
یک استاد دانشگاه تهران گفت: بودجه بسیار ناچیز پژوهش در کشور، کمبود و ضعف تجهیزات تحقیقاتی در دانشگاهها، ضعف ارتباط بینالمللی دانشگاهها با مجامع علمی و رکود دیپلماسی علمی از دلایل افت رتبه علمی دانشگاههای کشور است.
بررسی رتبه جهانی ۲۰ دانشگاه معتبر کشور در ۶ رنکینگ بینالمللی، نشان داد که در طول ۴ سال اخیر، تعداد کمی از این دانشگاهها ارتقای رتبه داشتند اما جایگاه تعداد زیادی از دانشگاههای ایران در این رنکینگها افت کرده است.
در این گزارش، وضعیت دانشگاههای صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، علم و صنعت، خواجه نصیرطوسی، علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، تهران، علوم پزشکی شهید بهشتی، سهند تبریز، صنعتی اصفهان، شیراز، اصفهان، یزد، مازندران، شهید چمران اهواز، شهید باهنر کرمان، علوم پزشکی ایران، علامه طباطبایی و تربیت مدرس در رتبهبندیهای سال ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ بررسی و مقایسه شده است.
رتبه جهانی بعضی از این دانشگاهها در حالی نسبت به ۴ سال قبل کاهش یافته که تعداد زیادی از فارغالتحصیلان این دانشگاهها، همچنان با تکیه به اعتبار نام این مراکز آموزشی، موفق به دریافت پذیرش تحصیلی از دانشگاههای معتبر جهان میشوند. این دانشگاهها، قطبهای آموزش پزشکی، علوم پایه، علوم انسانی، علوم فنی و مهندسی ایران هستند که به دلیل مشکلاتی ازجمله کمبود بودجه پژوهشی و تحقیقاتی، مهاجرت اعضای هیات علمی، کاهش ارتباطات بینالمللی، بودجه ناکافی، کاهش حضور اعضای هیات علمی در سمینارهای بینالمللی و همچنین، موانع مرتبط با تحریمهای علمی و اقتصادی ایران، نتوانستهاند جایگاه علمی خود را ارتقا بدهند.
تاج رتبهبندیهای جهانی
رتبهبندیهای شانگهای، QS، تایمز، RUR، USNEWS و CWUR معتبرترینهای درجهبندی علمی و آموزشی دانشگاههای جهان هستند که هر کدام، هر سال با معیارهای مشخصی، دانشگاههای فعال را رتبهبندی میکنند.
تعداد فارغالتحصیلان و اعضای هیات علمی برنده جوایز نوبل و مدالهای فیلدز دانشگاه، تعداد محققان پراستناد، تعداد مقالات نمایه شده یا منتشر شده در مجلات معتبر، عملکرد سرانه دانشگاه، شهرت علمی، شهرت دانشگاه، نسبت دانشجویان به اعضای هیات علمی، استنادات به هر دانشکده، نسبت استادان بینالمللی، کیفیت آموزشی، نسبت تعداد فارغالتحصیلان هر مقطع تحصیلی بالاتر به مقطع تحصیلی پایینتر، تحقیق، استنادات و تاثیر جهانی تحقیقات، درآمدزایی دانشگاه از طریق انتقال دانش و چشمانداز بینالمللی بابت تحقیقات و فارغالتحصیلان، تعداد دانشجویان، تعداد اعضای هیات علمی، تعداد فارغالتحصیلان به ازای مدرک تحصیلی، تعداد استادان و اعضای هیات علمی خارجی و غیربومی در دانشگاه، تعداد دانشجویان خارجی دانشگاه، تعداد مقالات بینالمللی تالیف مشترک با استادان، توانایی و پایداری مالی دانشگاه، درآمد پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه، درآمد پژوهشی و بودجه سالانه دانشگاه، درآمد دانشگاه به ازای هر دانشجو، درآمد دانشگاه به ازای مقالات و پژوهشهای انجام شده، تعداد همایشها، جایگاه شغلی و تعداد فارغالتحصیلان شاغل در شرکتهای معتبر، جایگاه علمی و پژوهشی دانشگاه، مهمترین معیارهای این رتبهبندیهاست.
نگاهی به نتایج ۶ رتبهبندی معتبر دانشگاههای جهان در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ۱۰ ردیف اول این رتبهبندیها، همچنان در اختیار دانشگاههای معتبر امریکا و انگلیس است. تکرار اسامی دانشگاههای معتبر امریکا و انگلیس در این رتبهبندیهای سالانه، پیامی مهمتر و فراتر از اعتبار نام یک مرکز آموزشی است. نگاهی به این اسامی و ثبات جایگاه دانشگاههای امریکایی و انگلیسی در این ردیفها، نشان میدهد که سرمایهگذاری برای توسعه علم در این دو کشور پیشرفته جهان، به یک اولویت در الفبای عملیاتی توسعه این دو کشور تبدیل شده است.
نتایج بررسی در اسفند ۱۴۰۱ و شهریور ۱۴۰۵ بر وضعیت دانشگاههای معتبر جهان و ایران در رتبهبندیهای جهانی:
۱- رتبهبندی شانگهای ARWU
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: هاروارد / استنفورد / MIT (موسسه فناوری ماساچوست) / کمبریج / برکلی / پرینستون / آکسفورد / کلمبیا / Caltech (موسسه فناوری کالیفرنیا) / شیکاگو
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: هاروارد، استنفورد، MIT (موسسه فناوری ماساچوست) کمبریج، برکلی، پرینستون، آکسفورد، کلمبیا، شیکاگو، Caltech (موسسه فناوری کالیفرنیا)
رتبه دانشگاههای ایران - سال ۲۰۲۲ و بین ۱۰۰۰ دانشگاه جهان: دانشگاه تهران (۳۰۱ - ۴۰۰) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۴۰۱-۵۰۰) دانشگاه تربیت مدرس (۵۰۱-۶۰۰) دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۶۰۱ - ۷۰۰) دانشگاه صنعتی شریف (۶۰۱ - ۷۰۰) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۷۰۱ - ۸۰۰) دانشگاه علم و صنعت (۸۰۱ - ۹۰۰) دانشگاه فردوسی مشهد (۹۰۱ - ۱۰۰۰) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۹۰۱ - ۱۰۰۰)
رتبه دانشگاههای ایران - سال ۲۰۲۶: دانشگاه علوم پزشکی تهران، دانشگاه تهران (۵۰۱ - ۶۰۰) دانشگاه امیر کبیر (۸۰۱ - ۹۰۰) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۹۰۱ - ۱۰۰۰) دانشگاه صنعتی شریف (۹۰۱ - ۱۰۰۰) دانشگاه تربیت مدرس (۹۰۱ - ۱۰۰۰)
۲ - رتبهبندی QS
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: MIT / اکسفورد / استنفورد / کمبریج / هاروارد / Caltech / امپریال کالج لندن / ETH (دانشگاه صنعتی زوریخ) UCL (کالج دانشگاهی لندن) / شیکاگو
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: MIT، امپریال کالج لندن، استنفورد، اکسفورد، هاروارد، کمبریج، Caltech، ETH، UCL، دانشگاه ملی سنگاپور NUS
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۲ و بین ۱۳۰۰ دانشگاه جهان: دانشگاه صنعتی شریف (۳۸۱) دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۴۶۵) دانشگاه تهران (۵۲۱ - ۵۳۰) دانشگاه علم و صنعت (۵۴۱ - ۵۵۰) دانشگاه شیراز (۷۵۱ - ۸۰۰) دانشگاه شهید بهشتی (۱۰۰۱ - ۱۲۰۰)
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۶: دانشگاه تهران (۳۶۷) دانشگاه صنعتی شریف (۳۹۰) دانشگاه امیرکبیر (۴۸۳) دانشگاه علم و صنعت (۵۰۴) دانشگاه صنعتی اصفهان (۶۲۰) دانشگاه شهید بهشتی (۷۸۱ - ۷۹۰) دانشگاه شیراز (۷۹۱ - ۸۰۰) دانشگاه فردوسی مشهد (۱۰۰۱ - ۱۲۰۰) دانشگاه اصفهان (۱۲۰۱ - ۱۴۰۰)
۳- رتبهبندی تایمز THE:
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: اکسفورد، Caltech هاروارد، استنفورد، MIT، کمبریج، پرینستون، برکلی، ییل، شیکاگو
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی ۲۰۲۶: اکسفورد، MIT، پرینستون، کمبریج، هاروارد، استنفورد، Caltech، امپریال کالج لندن، برکلی، ییل
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۲ و بین ۱۷۹۹ دانشگاه جهان: دانشگاه صنعتی شریف (۴۰۱ - ۵۰۰) دانشگاه علم و صنعت (۵۰۱.۶۰۰) دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران (۶۰۱ - ۸۰۰) دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه شیراز (۸۰۱ - ۱۰۰۰) دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، دانشگاه مازندران، دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۱۰۰۱ - ۱۲۰۰) دانشگاه اصفهان، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشگاه یزد (۱۲۰۱ – ۱۵۰۰)
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۶: دانشگاه امیر کبیر، دانشگاه صنعتی شریف (۳۵۱ - ۴۰۰) دانشگاه علم و صنعت، دانشگاه تهران (۴۰۱ - ۵۰۰) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۰۱ - ۶۰۰) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۶۰۱ - ۸۰۰) دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دانشگاه تربیت مدرس (۸۰۱ – ۱۰۰۰) دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه شیراز (۱۰۰۱ - ۱۲۰۰) دانشگاه صنعتی سهند، دانشگاه شهید باهنر کرمان، دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه مازندران (بالای ۱۵۰۱).
۴- رتبهبندی RUR
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: Caltech / هاروارد / MIT / موسسه آموزش علوم پزشکی کارولینسکا / ETH / کلمبیا / امپریال کالج لندن / شیکاگو / جانز هاپکینز.
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: هاروارد، Caltech، استنفورد، جانز هاپکینز، پنسیلوانیا، پکینگ چین، MIT، ییل، کلمبیا، آکسفورد.
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۲ و بین ۱۰۰۰ دانشگاه جهان: دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۷۶) دانشگاه تهران (۳۲۵) دانشگاه صنعتی اصفهان (۳۶۷) دانشگاه علم و صنعت (۳۹۸) دانشگاه شهید بهشتی (۴۵۹) دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی (۴۸۲) دانشگاه اصفهان (۶۸۶) دانشگاه علامه طباطبایی (۷۴۸) دانشگاه مازندران (۸۰۱).
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۶: دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۱۹) دانشگاه تهران (۱۸۰) دانشگاه علم و صنعت (۲۳۵) دانشگاه صنعتی شریف (۲۷۱) دانشگاه صنعتی اصفهان (۴۴۱) دانشگاه شهید بهشتی (۴۵۷) دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی (۵۰۵).
۵- رتبهبندی USNEWS
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: هاروارد / MIT / استنفورد / برکلی / آکسفورد / سیاتل / کلمبیا / کمبریج / Caltech / جانز هاپکینز.
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: هاروارد، MIT، استنفورد، اکسفورد، کمبریج، شینهوا چین، برکلی، ییل، کالج لندن، کلمبیا.
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۲ و بین ۲۱۶۵ دانشگاه جهان: دانشگاه تهران (۳۲۹) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۱۷) دانشگاه صنعتی شریف (۵۹۸) دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۶۳۳) دانشگاه تربیت مدرس (۷۰۸) دانشگاه صنعتی اصفهان (۷۳۹) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۷۹۴) دانشگاه شیراز (۸۲۱) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۸۲۶) دانشگاه علم و صنعت (۸۷۹) دانشگاه مازندران (۸۹۶) دانشگاه شهید بهشتی (۱۰۴۲) دانشگاه فردوسی مشهد (۱۰۴۶).
رتبه دانشگاههای ایران در سال ۲۰۲۶: دانشگاه تهران (۳۱۴) دانشگاه صنعتی شریف (۵۷۸) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۸۵) دانشگاه تربیت مدرس (۷۸۳) دانشگاه صنعتی امیر کبیر (۷۹۱) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۹۴۴) دانشگاه علم و صنعت (۹۸۱) دانشگاه صنعتی اصفهان (۱۰۳۰) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۱۰۳۳) دانشگاه شیراز (۱۰۸۱) دانشگاه فردوسی مشهد (۱۱۰۱) دانشگاه شهید بهشتی (۱۱۳۸) دانشگاه خواجه نصیر طوسی (۱۲۹۰) دانشگاه اصفهان (۱۳۸۰) دانشگاه شهید چمران اهواز (۱۶۴۶) دانشگاه شهید باهنر کرمان (۱۶۶۱) دانشگاه مازندران (۱۸۳۵) دانشگاه تکنولوژی سهند تبریز (۲۱۸۹).
۶ - رتبهبندی CWUR
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۲: هاروارد / MIT / استنفورد / کمبریج / آکسفورد / پرینستون / شیکاگو / کلمبیا / UPENN (دانشگاه پنسیلوانیا) / Caltech
۱۰ دانشگاه اول جهان در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: هاروارد، MIT، استنفورد، کمبریج، اکسفورد، پرینستون، پنسیلوانیا، کلمبیا، ییل، شیکاگو.
رتبه دانشگاههای ایران در رتبهبندی سال ۲۰۲۲ و بین ۲۰۰۰ دانشگاه جهان: دانشگاه تهران (۴۹۵) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۶۲۲) دانشگاه صنعتی شریف (۶۴۶) دانشگاه صنعتی اصفهان (۷۱۸) دانشگاه تربیت مدرس (۷۶۸) دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۷۹۰) دانشگاه علم و صنعت (۹۰۸) دانشگاه شیراز (۹۲۲) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۹۳۸) دانشگاه فردوسی مشهد (۹۷۸) دانشگاه شهید بهشتی (۱۱۰۲) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۱۲۲۳) دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی (۱۲۷۷) دانشگاه اصفهان (۱۴۵۴) دانشگاه شهید باهنر کرمان (۱۵۷۶).
رتبه دانشگاههای ایران در رتبهبندی سال ۲۰۲۶: دانشگاه تهران (۴۷۸) دانشگاه علوم پزشکی تهران (۵۸۲) دانشگاه صنعتی شریف (۷۳۸) دانشگاه تربیت مدرس (۷۶۰) دانشگاه صنعتی اصفهان (۸۲۰) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی (۸۴۳) دانشگاه صنعتی امیرکبیر (۸۴۶) دانشگاه علم و صنعت (۹۷۵) دانشگاه شیراز (۹۸۶) دانشگاه علوم پزشکی ایران (۹۹۶) دانشگاه فردوسی مشهد (۱۰۳۰) دانشگاه شهید بهشتی (۱۱۴۸) دانشگاه خواجه نصیر طوسی (۱۳۰۶) دانشگاه اصفهان (۱۵۰۴) دانشگاه شهید باهنر کرمان (۱۷۲۱) دانشگاه شهید چمران اهواز (۱۹۸۳).
چرا جایگاه ایران افت کرده است؟
کارن ابرینیا، دبیر کانون استادان دانشگاههای ایران و استاد تمام دانشکده مهندسی مکانیک دانشکدگان فنی دانشگاه تهران، برخی دلایل کاهش رتبه جهانی دانشگاههای ایران در رنکینگهای بینالمللی را تحلیل کرده است. بودجه بسیار ناچیز پژوهش در کشور، کمبود و ضعف تجهیزات تحقیقاتی در دانشگاهها، ضعف ارتباط بینالمللی دانشگاهها با مجامع علمی و رکود دیپلماسی علمی، سرمایهگذاری اندک برای علوم پایه و رشتههای فنی مهندسی، بودجه ناچیز دانشگاهها، حقوق ناکافی استادان و اعضای هیات علمی و مهاجرت استادان دانشگاهها به دلیل نارضایتیهای اقتصادی و معیشتی، ازجمله دلایلی است که ابرینیا به عنوان عوامل موثر در افت رتبه جهانی دانشگاههای کشور برمیشمرد.
چند دانشگاه برتر در امریکا و انگلیس، سالهاست که در ۱۰ ردیف اول رتبهبندیهای بینالمللی هستند و ممکن است سالی یک یا دو رتبه کاهش داشته باشند ولی به هر حال از این ۱۰ ردیف اول پایینتر نمیآیند. ۴ سال قبل، گزارشی از رتبهبندی جهانی دانشگاههای ایران داشتم که حتی دانشگاههای مادر مثل دانشگاه تهران و صنعتی شریف و امیرکبیر، از ردیف ۳۰۰ به بعد بودند و بعضیشان حتی به ردیف هزار هم میرسیدند. امسال هم در بعضی رتبهبندیهای جهانی، بعضی دانشگاههای ایران افت رتبه دارند. جدولها نشان میدهد که کاهش اعتبار دانشگاههای ایران در رتبهبندیهای جهانی، از نیمه دهه ۱۳۹۰ اتفاق افتاده است. این افت رتبه جهانی در حالی است که فارغالتحصیلان ما، با تکیه به اعتبار همین دانشگاه و مثلا فارغالتحصیلی از دانشگاه صنعتی شریف یا امیرکبیر، از دانشگاههای معتبر دنیا پذیرش و بورس تحصیلی میگیرند. چرا در این دهه، رتبه جهانی دانشگاههای ایران و به خصوص دانشگاههای برتر افت کرده است؟
دانشگاههای برتر ایران، سابقه خوبی در کشور دارند و فارغالتحصیلان، یکی از خروجیهای اصلی دانشگاهند. کیفیت علمی فارغالتحصیلان دانشگاههای ایران و به خصوص فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر- چه آنها که به خارج از کشور مهاجرت کردند و چه آنها که در کشور ماندهاند- بسیار بالاست. مصداق این کیفیت علمی هم، رشد قابل توجه صنایعی است که دولت و نظام بر آنها سرمایهگذاری کرده است. در جنگهای اخیر، صنایع موشکی ایران، خیلی درخشید و تعجب همگان را در جهان برانگیخت.
صنایع موشکی، همان تکنولوژی و فناوری است که توسط فارغالتحصیلان دانشگاه توسعه یافته است. تعدادی از فارغالتحصیلان که به خارج از کشور رفتهاند، در شرکتهای صنعتی مشغول به کارند و در جایگاه علمی خود خیلی درخشیدهاند و امروز، مدیران عامل تعدادی از شرکتهای جهانی هستند. تعدادی از فارغالتحصیلان هم، به دانشگاههای معتبر جهان رفتهاند و چهرههای علمی برتر هستند. در همین دههای که اشاره کردید، متاسفانه با مهاجرت تعداد زیادی از اعضای هیات علمی دانشگاهها مواجه بودیم که در دانشگاهها یا مراکز صنعتی کشورهای توسعه یافته همچون امریکا و کانادا و انگلیس و اروپا استخدام شدهاند. طی ۱۰ سال اخیر، ۲۵درصد استادان رشتههای فنی مهندسی، مهاجرت کردهاند.
در این مدت با مهاجرت دانشجویان هم مواجه بودیم ولی جنگهای اخیر، مانع مهاجرت شد. قبل از جنگ تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و امیرکبیر و تهران، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور میرفتند که البته ادامه تحصیل هم، همان مهاجرت است. امروز، اغلب فارغالتحصیلان دانشکده فنی دانشگاه تهران، در کمپانیها و دانشگاههای بزرگ دنیا مشغول به کارند و نسبتا هم راضی هستند چون هم از نظر اقتصادی و هم از نظر علمی، در حال پیشرفت هستند. اینها، مصداق تایید کارکرد و برون داد و کیفیت علمی دانشگاههای ایران است.
انتشار مقالات علمی در مجلات معتبر هم، مشمول ردهبندی جهانی و حائز امتیاز است که تا چند سال قبل، بابت این ردهبندی در مقام ۱۵ جهان بودیم و متاسفانه این رتبه تنزل کرد و به مقام ۱۸ رسیدهایم ولی همین مقام، در مقایسه با کشورهایی مثل چین و امریکا که مقام اول و دوم جهان هستند، رتبه نسبتا خوبی است. این شاخصها، کیفیت دانشگاههای ایران را تایید میکند اما چرا با وجود این شاخصها، دانشگاههای ما حتی نمیتوانند در ردیف ۳۰۰ دانشگاه اول جهان باشند؟ یکی از شاخصهای ارتقای رتبه دانشگاهها، تبادل دانشجو و استاد است که در همین دهه مورد اشاره، ایران بابت این شاخص افت شدیدی داشت. یکی دیگر از شاخصهای ارتقای رتبه دانشگاهها، ارتباطات بینالمللی و حضور اعضای هیات علمی در کنفرانسهای بینالمللی است.
در این دهه و به دنبال مشکلات اقتصادی دانشگاهها، هم اعزام استادان و دانشجویان به کنفرانسهای بینالمللی و هم اعزام برای فرصتهای مطالعاتی بهشدت کاهش داشت علاوه بر اینکه تعداد مهمانان ما در کنفرانسهای بینالمللی داخل کشور هم به دلیل مسائل امنیتی بهشدت افت کرد چون این مهمانان، یا به دلیل برگزاری این کنفرانسها در ایران، از حضور انصراف میدادند یا اگر میآمدند، با برچسبهای سیاسی و جاسوسی و امنیتی مواجه میشدند و همین عامل هم باعث کاهش تعداد مهمانان خارجی در ایران شد.
به ضرورت حضور اعضای هیات علمی در کنفرانسهای خارجی اشاره کردید. در این ۵ سال که قیمت ارز گران شد، بارها این اعتراض را از اعضای هیات علمی دانشگاهها شنیدم که به دلیل گرانی قیمت دلار نتوانستند در کنفرانسهای بینالمللی شرکت کنند چون بعضی دانشگاهها، بودجه اعزام را قطع کردهاند و استادان هم توان پرداخت هزینه شرکت در این کنفرانسها را ندارند.
تعداد زیادی از استادان ما، H ایندکس بالا دارند و مقالات متعددی در نشریات معتبر بینالمللی منتشر کردهاند و مقالاتشان، ارجاعات فراوانی دارد. این استادان، هر روز در ایمیلشان تعداد زیادی دعوتنامه از کنفرانسهای مختلف دریافت میکنند و به عنوان سخنران کلیدی دعوت میشوند ولی به شرط دریافت ویزا از کشور مقصد، برای خرید یک بلیت هواپیما باید حداقل هزار دلار پول بدهند و ثبتنام در کنفرانس هم حداقل ۶۰۰ یورو و دو شب اقامت در هتل هم حداقل ۱۰۰۰ یورو هزینه دارد. بنابراین، شرکت در کنفرانسهای بینالمللی، با بودجه فعلی دانشگاهها و با این هزینهها و با رقم حقوق استادان، اصلا امکانپذیر نیست.
با اعتراضاتی که چند ماه قبل بر سر حقوق استادان و اعضای هیات علمی ایجاد شد، رقم پرداختها تا حدی ترمیم شد ولی با همین ترمیم هم، حقوق ماهانه هیچ کدام از استادان ما از ۶۰۰ دلار بیشتر نیست و حقوق ماهانه هیچ کدام از استاد تمامها هم از حدود هزار دلار بیشتر نیست و یک استادیار جوان، حداکثر ۴۰۰ یا ۵۰۰ دلار حقوق ماهانه میگیرد در حالی که همین استادیار، اگر به دانشگاه کشورهای اطراف ایران برود، تا ۵ هزار دلار حقوق ماهانه خواهد داشت. همکارم، ۸ سال قبل با رتبه دانشیاری به دانشگاه یکی از کشورهای عربی رفت و ۱۳ هزار دلار حقوق ماهانه میگرفت علاوه بر اینکه بابت راهاندازی یک آزمایشگاه، یک میلیون دلار به عنوان حق پژوهش دریافت کرد. همین اعداد و این وضعیت، باعث مهاجرت تعداد زیادی از استادان دانشگاهها شد.
من در دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران تدریس میکنم. در این دهه، تعدادی از استادان این دانشکده، با ماموریت پژوهشی یا فرصت مطالعاتی به امریکا و کانادا و سایر کشورها رفتند و تا امروز هم به ایران باز نگشتهاند. مهاجرت استادان همچنان ادامه دارد چون میبینند که با این مشکلات اقتصادی و با این حقوق دریافتی، قادر به تامین مخارج زندگی خانواده نیستند.
یک استادیار جوان دانشگاههای شهر تهران، با حقوق ۵۰ یا ۶۰ میلیون تومانی، چطور ازدواج کند و چطور اجاره خانه بدهد؟ مشکلات اقتصادی، آمار مهاجرت استادان را افزایش داده و دغدغه معیشت، باعث شده که اعضای هیات علمی ناچار باشند برای جبران هزینههای زندگی، در کنار تحقیق و پژوهش به مشاغل دیگری هم مشغول شوند اگرچه که در حوزه آموزش و پژوهش، بسیار قوی هستند ولی اگر دغدغه معاش نبود و تمرکز استادان بهطور کامل بر مساله تحقیق و پژوهش صرف میشد، حتما بازدهی و عملکرد، به خصوص در حوزه فناوری بسیار افزایش مییافت. اگر این استادان میتوانستند به این کنفرانسها بروند و سخنرانی کنند، تا چه حد در مطرح شدن نام ایران و نام دانشگاههای ایران تاثیر داشت؟
خاصیت مهم حضور در کنفرانسهای بینالمللی، برقراری ارتباط بین استادان و ایجاد زمینه تحقیقات مشترک و امکان ایجاد ارتباط بین دانشگاههاست که ما، تمام این فرصتها را از دست میدهیم. در این دهه، دیپلماسی علمی ایران ضعیف شد در حالی که دیپلماسی علمی میتواند بازوی حمایتی دیپلماسی سیاسی هم باشد. برقراری ارتباط بین دانشگاههای کشورها، میتواند به بهبود روابط بین کشورها منجر شود.
در دهه اخیر، معاونان علمی فناوری روسای جمهور همواره از ناچیز بودن بودجه تحقیقاتی دانشگاهها شاکی بودند ولی با وجود این انتقاد مستمر، در این دهه در هیچ دولتی، هیچ ارتقا و بهبودی در بودجه تحقیقاتی دانشگاهها و بودجه پژوهش شاهد نبودیم و به نظر میرسد افزایش این بودجه، اولویت دولتها نیست.
وضعیت دانشگاههای ایران بابت بودجه پژوهشی افتضاح است. امروز، تعدادی شرکت دانشبنیان تشکیل شده ولی همه شرکتها با مشکلات اقتصادی مواجهند. در کشورهای پیشرفته، ۵ تا ۷ درصد تولید ناخالص ملی در حوزه پژوهش سرمایهگذاری میشود. در کشور ما، گفته میشود که این سهم حدود ۶ دهم درصد از تولید ناخالص ملی است ولی در واقعیت، این سهم، کمتر از ۵ دهم درصد است. وقتی در مورد مشکلات اقتصادی دانشگاهها صحبت میکنیم، بهطور مشخص از وضعیت بودجه دانشگاهها میگوییم. کافی است در رتبه بندیهای جهانی، عدد بودجه دلاری ۳۰۰ دانشگاه اول جهان را با عدد بودجه دلاری دانشگاههای ایران مقایسه کنید. اختلاف فاحش این اعداد، قابل باور نیست.
حبودجه ۱۰ دانشگاه برتر جهان، چند ۱۰ برابر بودجه دانشگاه تهران است در الی که دانشگاه تهران، به دلیل تدریس تمام رشتهها، یک دانشگاه جامع محسوب میشود. وقتی مواد آزمایشگاهی ندارید یا تجهیزات آزمایشگاهی شما، مربوط به ۳۰ سال قبل است، شما نمیتوانید آزمایش انجام بدهید. امروز در دانشگاه تهران که بزرگترین دانشگاه ایران است، با مشکل تجهیز آزمایشگاهها و تجهیزات آزمایشگاهی مواجهیم. آزمایشگاههای دانشگاه، بسیار بسیار عقب افتاده است و اصلا به روز نیست و تقریبا در هیچ سالی، بودجه خاصی برای تجهیز آزمایشگاهها تخصیص داده نمیشود و بنابراین، حتی نمیتوانیم انتظار افزایش این بودجه را داشته باشیم. استادان دانشگاه تهران ناچارند از بودجههای پژوهشی شخصیشان، تجهیزات ابتدایی آزمایشگاه را بخرند و تجهیزات اصلی هم اقلامی چند میلیون دلاری و به ندرت، قابل خریداری است.
من یک دانشجوی مقطع دکترا داشتم که در آزمایشگاه رابط بین دانشگاه هاروارد و MIT مشغول به کار شد. زمانی که در ایران درس میخواند، به دنبال میکروسکوپی میگشت که نایاب بود و وقتی به این آزمایشگاه رفت برای من پیام داد که از همین میکروسکوپ نایاب، به تعداد بسیار زیاد در تمام اتاقهای آزمایشگاه موجود است و تعجب کرده بود که چرا در ایران حتی یک عدد از این میکروسکوپ موجود نیست.
سرمایهگذاری بر دانشگاهها، فقط به منظور ارتقای رتبه جهانی نیست. دانشگاههای معتبر جهان که رتبه بالایی دارند، با سرمایهگذاری، علاوه بر ارائه کیفیت قابل توجه، در حوزه علم و فناوری موفق شدند و به صنعت کشورشان کمک کردند و پروژههای بسیار بزرگی انجام دادند و فارغالتحصیلان بسیار عالی داشتند و مجموع این موفقیتها، به ارتقای رتبه جهانیشان منجر شد در حالی که هدف از این سرمایهگذاری، ارتقای رتبه نبود بلکه هدف این بود که دانشگاه تاثیرگذار و با کیفیت داشته باشند. ۴۰سال قبل دانشگاههای ما بسیار ضعیف بودند چون تحصیلات تکمیلی نداشتند و تعداد فارغالتحصیلان و اعضای هیات علمیشان کم بود و با اینکه کیفیت علمی دانشگاهها، بسیار عالی بود ولی توسعه نیافته بودند. در این ۴۰ سال، دانشگاهها توسعه بسیار عالی داشتند و هرچه از پیشرفتهای صنعتی و بهداشت و سلامت و کشاورزی میبینیم، به دلیل توسعه دانشگاههاست ولی برای دانشگاهها به اندازه کافی سرمایهگذاری نکردیم.
سرمایهگذاری در دانشگاه، در دراز مدت جواب میدهد و از سرمایهگذاری امروز، ۵ سال بعد جواب میگیریم. رییسجمهور میگوید دانشگاهها باید مشکلات کشور را حل کنند ولی چگونه ممکن است؟ دانشگاه با کیفیت، مرجع حل مشکلات کشور خواهد شد. نقش دانشگاهها در جامعه، یک نقش غیر مستقیم است. چرا صنعت خودروسازی ایران به اندازه کافی پیشرفت نکرد؟ دلیل اصلی، سیاستگذاری اشتباه دولت است چون تمام دولتها، به جای سرمایهگذاری بر تولید خودروی داخلی، به دنبال واردات خودرو بودند. سرمایهگذاری بر صنعت خودرو، یعنی سرمایهگذاری بر دانشگاه. اگر سرمایهگذاری بر صنعت خودروسازی، مثل سرمایهگذاری بر صنایع موشکی بود، به نتایج موفقیتآمیز میرسیدیم. سرمایهگذاری در دانشگاه، نیازمند درک و فهم عمیق است.
با استادان که صحبت میکنیم، از دخالت نهادهای موازی در امور دانشگاهها شاکی هستند. مصداق این دخالتها را در دولت سیزدهم شاهد بودیم که حتی درباره صلاحیت علمی استادان هم اظهارنظر میکردند و حتی برای ورود برخی نهادها به دانشگاهها هم زمینهسازی کردند. انتقاد جدی استادان، تاثیر منفی این مداخلات بر کیفیت آموزش است. مصداق مشخص این تاثیر منفی را هم در مصوبه سال ۱۴۰۰ شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی شاهدیم که از اولین سال اجرای مصوبه، به دلیل نامتناسب بودن تعداد دانشجو با امکانات ناچیز آموزشی در حوزه تئوری و بالینی، آسیب زیادی به کیفیت آموزش پزشکی وارد شد. آیا این مداخلات، کیفیت آموزش در علوم پایه و فنی و مهندسی را هم به خطر انداخته است؟
استقلال دانشگاه، شاخص بسیار مهمی است. دانشگاه، یک نهاد علمی و متفاوت با تمام سازمانها و نهادهاست و دولتها نباید دانشگاهها را مثل یک وزارتخانه یا یک سازمان یا یک اداره ببینند. دانشگاه، یک محیط پویای دینامیک، در حال تغییر مستمر و نیازمند همگامی با روند جهانی است و باید در تصمیمگیری در زمینه پذیرش دانشجو و به خصوص در پذیرش دانشجوی تحصیلات تکمیلی و همچنین جذب هیات علمی، مستقل باشد در حالی که در کشور ما، نهادهای متعددی در این موارد اظهارنظر میکنند و به عنوان نمونه، شورای عالی انقلاب فرهنگی برای دانشگاهها نقشه راه میدهد. این مداخلات باعث نابودی رقابت و مانع ارتقای کیفیت است چون رقابت، یکی از شاخصهای موثر در ارتقای رتبههای جهانی است. وقتی برای تمام دانشگاهها، یک دستورالعمل یکسان مینویسیم، رقابت و خلاقیت را از بین میبریم.
در جنگ ۴۰ روزه، بیش از ۳۱ دانشگاه و مرکز تحقیقاتی، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم هدف حملات موشکی قرار گرفت و بهطور کامل تخریب شد یا آسیبهای جدی دید. پلتفرم هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف، پژوهشگاه پلاسمای دانشگاه شهید بهشتی و مرکز تحقیقات ماهواره دانشگاه علم و صنعت، سه مرکز مهم تحقیقاتی بودند که در جنگ ۴۰ روزه، به صورت مستقیم هدف حمله موشکی قرار گرفتند و تخریب شدند. تاثیر منفی تخریب چنین مراکزی چیست و چه مدت طول میکشد تا مراکز علمی و پژوهشی بازسازی و نوسازی شود؟
اینها، سرمایههای از دست رفتهای است که ساخت دوبارهاش، حداقل بین ۵ تا ۱۰ سال طول میکشد مشروط به اینکه بودجهاش را داشته باشیم و تحریم نباشیم. تمام تجهیزات این مراکز تحقیقاتی و آزمایشگاهی، در شرایط تحریم و با قیمتی چند برابر گرانتر به دلیل دور زدن محدودیتها به ایران منتقل شد. برای طراحی و ساخت چند خودروی خورشیدی برقی، باید با دور زدن محدودیتها، یک موتور چند هزار دلاری را به قیمت ۵۰ درصد گرانتر بخریم. کار علمی، زمانبر است و نتیجهگیری در بعضی موضوعات پژوهشی، چند سال طول میکشد.
تحریمها باعث از بین رفتن ارتباطات بینالمللی شده و تاثیرات بسیار منفی بر بحثهای علمی و دانشگاهی داشته. امروز، اگر ارتباطمان با دنیا قطع شود، پیشرفت غیر ممکن است. بعضیها با یک ایده غلط تصور میکنند که پیشرفت، حتی با قطع ارتباط با دنیا هم ممکن است در حالی که اینطور نیست. تمام دانشگاههای امریکا، با دانشگاههای اروپا و چین ارتباط دارند و همین ارتباطات به پیشرفت کمک میکند چون حتی پیشرفتهترین نقطه جهان هم نیازمند ارتباطات است.
حملات موشکی به زیر ساختهای آموزشی و تخریب سه مرکز تحقیقاتی در دانشگاههای صنعتی شریف، شهید بهشتی و علم و صنعت، آیا میتواند باعث افت بیشتر رتبه جهانی این دانشگاهها شود؟ آیا تخریب پلتفرم هوش مصنوعی در دانشگاه صنعتی شریف که باعث ارتقای رتبه این دانشگاه شده بود، حالا تاثیر منفی در اعتبار جهانی این دانشگاه خواهد داشت؟ چه مدت طول میکشد تا رتبه کاهش یافته در رنکینگهای جهانی ترمیم شود و به ارتقا برسد؟
تخریب این مراکز حتما در رتبه جهانی این دانشگاهها تاثیر دارد. امروز، هوش مصنوعی یکی از محورهای اصلی توسعه علمی و صنعتی است و همین امروز، هوش مصنوعی در تمام پژوهشهای علمی به صورت گسترده مورد استفاده قرار میگیرد. پلتفرم هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف، ۵ سال بعد میتوانست به یک مرکز بینالمللی بسیار پیشرفته تبدیل شود که با حمله موشکی و تخریب این مرکز، این فرصت بهطور کامل از دست رفت. در واقع، تمام سرمایهگذاری و ثمردهی این مرکز بهطور کامل نابود شد و حالا برای نوسازی باید تجهیزات جدید تهیه شود.
در صنعت هم با همین وضع مواجهیم. بعد از حملات موشکی به کارخانهها، بسیار شنیدیم که گفتند اشکالی ندارد و اگر پولش را داشته باشیم، دوباره میسازیم در حالی که واقعیت این است که حتی به شرط داشتن پول کافی، ساخت این کارخانه حداقل سه سال طول میکشد مشروط به اینکه تحریمها هم اجازه ساخت کارخانه را بدهد.