سقوط آرام جمعیت؛ سایه بحران اقتصادی آینده جمعیتی کشور را تهدید میکند
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت گفت: منحنی رشد جمعیت در حالت نزولی قرار دارد، هر چند هنوز رشد جمعیت به صفر نرسیده اما مجموع این آمار به ما نشان میدهد جامعه ایرانی به سمت سالمندی در حال حرکت است و جمعیت جوان ما در آینده با کاهش روبهرو خواهد شد.
این روزها، عنوان پرطمطراقی بین کارشناسان حوزه بهداشت و جمعیت، ردوبدل میشود؛ «سیاهچاله جمعیتی». مفهومی که اگر بخواهیم با زبان ساده آن را توضیح دهیم، به این معنی است که رشد جمعیت در کشور، شکل منفی به خود بگیرد؛ نموداری که این روزها در وضعیت صفر است و بر اساس آنچه کارشناسان این حوزه نسبت به آن هشدار میدهند، اگر خیلی زود جلوی آن گرفته نشود، از سال ۱۴۲۰ به بعد، ایران و نسل تمدنی آینده باید وارد سیاهچاله جمعیتی با شیب منفی شود.
رخدادی که سالمندی جمعیت کشور را در پی دارد و به دنبال آن، تبعات زیادی از جمله کاهش نیروی خلاق کار و فعالیت، افزایش جمعیت بیمار، رشد هزینههای درمان و… از نخستین پیامدهایش خواهد بود. اما برای جلوگیری از بروز این رخداد پرمخاطره چه باید کرد؟ چه عواملی میتوانند شکل این نمودار را مثبت کنند یا دستکم از سقوط به سیاهچاله نجاتمان دهند؟
این گزارش، به دو عامل برجسته در این روند، یعنی ازدواج و به دنبال آن فرزندآوری به عنوان اثرگذارترین عوامل میپردازد و مسیر صعبالعبور این روزهای این تصمیمات بزرگ و سرنوشتساز را به تصویر میکشد.
مگر میشود بدون گاز و یخچال زندگی کرد؟
یکی از اصلیترین دلایل بیمیلی جوانان برای تشکیل زندگی و رفتن زیر بار تعهد ازدواج، مربوط به حوزه درآمد و اقتصادی است که به آنها احساس ثبات و پایداری نمیدهد. حساب سرانگشتی درباره هزینه برگزاری یک مراسم ساده ازدواج نشان میدهد این تصمیم در همان قدمهای نخست تا چه اندازه هزینهبر است.
در حال حاضر هزینه برگزاری مراسم ازدواج با حدود ۲۰۰ نفر جمعیت در تالارهای تهران از ۳۰۰ میلیون تومان برای خدمات ساده اولیه شروع میشود و تا چندین میلیارد هم پیش میرود. تهیه لباس عروس و داماد نیز با کف قیمت ۳۰میلیونی آغاز میشود و میتواند تا صدها میلیون متغیر باشد. قیمت آرایشگاه برای عروس هم که دیگر این روزها سر به فلک میکشد. از ۱۵ میلیون تومان در جنوبیترین نقطه تهران تا ۸۰ میلیون در شمال شهر.
اگر عروس و داماد بخواهند از این جشن، یادگاری تصویری هم برای خود داشته باشند باید با نرخ بالای عکاسی و فیلمبرداریهایی سروکله بزنند که کمترینش در آتلیههای ارزانقیمت کمتر از ۲۵ میلیون تومان نیست و در برخی از استودیوهای مجهز سطح شهر، ۱۰۰ میلیون تومان را نیز رد میکند.
به عبارتی، اگر زوجی بخواهند کمترین رقمهای این فهرست ساده از جشن عروسی را بپردازند و تازه قید دستهگل و کارت دعوت را هم بزنند و حتی لحظهای به سرویسهای طلایی که در سالهای گذشته رسم همیشگی ازدواج ایرانیان بوده است فکر نکنند، باید حدود ۴۰۰ میلیون تومان فقط برای جشن عروسی پول کنار بگذارند. اگرچه همین هزینههای کلان سبب شده است بسیاری از زوجهای جوان دور برگزاری جشن را یک خطر قرمز بکشند و فقط به خوردن یک شیرینی بسنده کنند.
با وجود این، هیچ زوجی نمیتوانند بدون خریدن لوازم اولیه منزل، زندگیشان را آغاز کنند؛ البته اگر توان خرید/اجاره/رهن خانه را در این بازار بیرحم مسکن داشته باشند. با نگاهی به سایتهای خرید لوازم خانه و بررسی رقمهایی که البته در همه آنها قیده شده است که قیمتها ثابت نیست و گاهی حتی روزانه تغییر میکند، میتوان دریافت تأمین کالاهای اساسی منزل هم این روزها کار هر کسی نیست.
هزینه خرید لوازم برقی ایرانی و البته ضروری بزرگ شامل یخچال، اجاق گاز و ماشین لباسشویی، حدود ۱۸۰ میلیون، لوازم خواب شامل یک تشک و فقط دو عدد بالش و یک پتو، ۴۰ میلیون، لوازم آشپزخانه ضروری چون قابلمه، بشقاب و لیوان، کتری و قوری و چند تکه لوازم پلاستیکی مثل آبکش حدود ۲۵ میلیون است.
یک عدد فرش ارزانقیمت ۴۰میلیونی و یک تلویزیون چینی ۳۰میلیونی هم که به این فهرست اضافه کنید، فهرست خرید ما به ۳۵۰ میلیون تومان میرسد؛ فهرستی که در آن نه خبری از مبلمان است و نه حتی تختخواب و میز ناهارخوری. حتی لوازمی چون اتو و جاروبرقی هم در این فهرست عنوان نشده و فقط کالاهای فوقضروری مرور شدهاند.
وام ازدواج و صفهای طولانی
افزایش قیمتها و دشوارترشدن هرچه بیشتر مسیر ازدواج در حالی است که تسهیلات موجود پیشین، همچون وام ازدواج نیز وارد یک مسیر صعبالعبور شده است. حذف عنوان «وام ازدواج» در بودجه امسال که زمستان پیش منتشر شده بود، اولین موج نگرانی نسبت به این موضوع را برجسته کرد. هرچند کمی بعد اعلام شد پرداخت وام ازدواج لغو نشده است، اما بررسی بانکها و گزارشهای مردمی حقیقت دیگری را نشان میدهد.
در پایان سال گذشته حدود ۵۴۰ هزار نفر در صف وام ازدواج قرار داشتند که موفق به دریافت وام نشدند و به سال ۱۴۰۵ منتقل شدند. همچنین حدود ۶۲۰ هزار نفر و تقریبا معادل تعداد افراد در صف وام ازدواج خود را گرفتند. پیگیری از بانکها نیز نشان میدهد با وجود گذشت حدود دو ماه از آغاز سال جدید، بانکها ارائه وام ازدواج را آغاز نکردهاند.
«سینا»، تابستان سال گذشته عقد کرده و هنوز در صف دریافت وام ازدواجی است که هر روز ارزش ریالی آن نیز کم میشود: «الان دقیقا هشت ماه از زمانی که من و همسرم وارد خانه خودمان شدهایم گذشته است. روزهای نخستی که به وام ازدواج فکر میکردیم، میتوانستیم با آن رقم بخش کوچکی از هزینههای مربوط به لوازم خانه را پرداخت کنیم که متأسفانه آنقدر در صف منتظرمان گذاشتند که مجبور شدیم بدون آن پول، خرید اولیه را انجام دهیم. حالا هم هنوز در صف انتظاریم و تازه زمانی هم که پول را پرداخت کنند، آنقدر از ارزشش کم شده است که برای ما کمک محسوسی به حساب نمیآید. نهایتا بخشی از بدهیهایمان را با آن بپردازیم».
بر اساس گزارشهای موجود، در صورتی که پرداخت وام ازدواج به همین روال پیش برود، نهتنها افراد در صف موفق به دریافت وام نمیشوند، بلکه تعداد بیشتری به سال بعد منتقل خواهند شد.
شیرخشک و پوشکهای چندمیلیونی
با اینهمه، اگر عبور از هفتخان ازدواج هم ممکن باشد، فرایند فرزندآوری خود داستان تازهای است. از مرحلهای که کارهای مربوط به پزشک زنان و آزمایشهای مختلف و سونوگرافیها شروع میشود تا لحظهای که باید دل به دریا زد و لوازم سیسمونی را خرید اما در ادامه، فقط تأمین پوشک و شیرخشک که جزء اقلام ضروری نوزاد محسوب میشود، میتواند دردسر بزرگی برای والدین جوان باشد.
در شرایطی که خرید شیرخشک برای خانوادهها سهمیهای است و طبق کد ملی والدین، پدر و مادر امکان خرید ماهانه هشت تا ۱۰ قوطی شیرخشک را دارند، مراجعه به داروخانهها همیشه با موفقیت به سرانجام نمیرسد.
«زهرا» که مادر نوزادی سهماهه است، میگوید کل خانواده برای پیداکردن شیرخشک بسیج شدهاند: «زمانی بود که اقوام و دوستان به نوزاد تازهمتولدشده پول و طلا و سکه هدیه میدادند. این روزها اما این هدیهها برای بسیاری غیرممکن شده و هم اینکه آنقدر نیازهای اولیهتر والدین و نوزاد با مشکل روبهروست که هدیهها هم تغییر کرده است. به طور مثال، خواهر من از روز زایمان هر بار که به خانه ما آمده است، برای دخترم پوشک و شیرخشک خریده است.
از آنجایی که شیرخشک پیداکردن هم مدام سختتر و گرانتر میشود، ما یک گروه خانوادگی در تلگرام داریم که آنجا هرکسی بتواند از داروخانههای سطح شهر شیرخشک پیدا کند، به ما خبر میدهد. البته دختر من به خاطر وضعیت خاص گوارشیاش، شیرخشک عادی نمیخورد و همین هم شرایط را برای ما دشوارتر میکند. اما بهجز نوزاد ما، بقیه دوستانی که میشناسیم هنوز در دوران تأمین شیرخشک و پوشک هستند، با مشکل جدی مواجهاند».
در حال حاضر چهار قوطی شیرخشک با بیمه و شش قوطی آزاد آن هم با کد ملی پدر و مادر در ماه به کودکان تعلق میگیرد که از هر شیرخشک حدود ۶۰-۶۵ هزار تومان را بیمه تقبل میکند. قیمت اصلی اکثر شیرخشکها هم در محدوده ۲۵۰ تا ۳۵۰ هزار تومان است و این قاعده برای تمام شیرخشکها صدق میکند؛ از «آپتامیل» گرفته تا «ببلاک» و «نان». به عبارتی، تنها هزینه شیرخشک یک نوزاد در ماه، سه میلیون تومان را رد میکند.
مجموعه این عوامل، مسیر ازدواج و فرزندآوری را دشوار کرده است. صحبتهای دبیر ستاد ملی جمعیت، شاهدی بر این موضوع است.
او دو روز پیش اعلام کرد روند ازدواج و فرزندآوری کاهش پیدا کرده است: «بر اساس آمارها، ۴۳۱ هزارو ۴۱۵ مورد رخداد ازدواج در سال ۱۴۰۴ ثبت شده که نسبت به سال قبل ۸.۸ درصد و نسبت به سال ۸۹.۵۰ درصد کاهش داشته است».
مرضیه وحید دستجردی درباره فرزندآوری هم اعلام کرد: «در سال ۱۴۰۴.۸۹۲ هزارو ۲۷۸ مورد ولادت داشتیم که روند کاهشی داشته است. امید است سایه جنگ برداشته شود».
بنابراین عجیب هم نیست که رشد جمعیتی کشور با هزاران هشدار درباره سن سالمندی آینده روبهرو میشود. بهتازگی مهرزاد ناصری، معاون فنی معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران و کارشناس حوزه جمعیت، هشدار دارد اگر از «پنجره باز جمعیتی» پیشرو استفاده نشود، بحران قطعی است: «اینک در دوران پنجره باز جمعیتی قرار داریم و اگر از فرصت کنونی استفاده نکنیم، با بحران مواجه میشویم. منظور از پنجره باز جمعتی این است که جمعیت افراد ۱۵ تا ۶۵ساله که نیروی مولد به حساب میآیند، زیاد است و این افراد به تدریج در یک بازه زمانی وارد دوره سالمندی میشوند و اگر نتوانیم میزان زادوولد کشور را افزایش دهیم، تعداد جمعیت مولد کمتر شده و در نتیجه پنجره جمعیتی به تدریج بسته میشود و میزان مرگومیر در برخی استانها نسبت به تعداد موالید بیشتر خواهد شد.
مثلا سال گذشته استان گیلان، در چنین شرایطی قرار گرفت. اگر از پنجره باز جمعیتی استفاده نکنیم، به طور قطع بهسختی میتوانیم مشکلات مربوط به جمعیت را برطرف کنیم و با بحران سیاهچاله جمعتی روبهرو میشویم که برونرفت از آن بسیار سخت است».
کاهش آمار ازدواج و موالید
در چنین شرایطی، رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، به آمار موالید و مرگ و رشد جمعیت کشور میپردازد و از جزئیات این عدد میگوید: «در مجموع و در بحث جمعیت، ما به طور سالیانه با کاهش هفت تا ۹درصدی ولادتها روبهرو هستیم. آمار فوتیهای سالیانه فعلا ثابت مانده اما آمار ازدواج در سال، نمودار کاهشی داشته. البته آمار طلاق هم کم شده است. با این حال به طور کلی، منحنی رشد جمعیت در حالت نزولی قرار دارد، هر چند هنوز رشد جمعیت به صفر نرسیده اما مجموع این آمار به ما نشان میدهد جامعه ایرانی به سمت سالمندی در حال حرکت است و جمعیت جوان ما در آینده با کاهش روبهرو خواهد شد که طبعا اتفاق خوشایندی محسوب نمیشود».
او با توضیح دقیقتر آمار فوتیها کشور توضیح میدهد: «سال گذشته ۹۰۰ هزار تولد در کشور ثبت شد و ۴۵۰ هزار نفر نیز فوت کردند. بر همین اساس، میتوان دریافت در سال گذشته ۴۵۰ هزار نفر به جمعیت کشور ما افزوده شد. اما از آنجایی که روند رشد جمعیت به صورت کلی روی نمودار صعودی و رشد مثبت قرار ندارد، باید کماکان نسبت به این موضوع حساس بود و برای آن برنامهریزی کرد».
سعیدی با اشاره به چهار عامل اصلی اثرگذار در جمعیت میگوید: «موالید، مرگ، مهاجرت و ترکیب جنسیتی، چهار عامل اصلی اثرگذار بر جمعیت کشور عنوان میشوند. متأسفانه ما در اولین عامل این روند، یعنی در بخش موالدی شرایط خوبی نداریم و مسیر نزولی است. وزارت بهداشت با توجه به وظیفه خود در این حوزه، روی چند بخش مرتبط با موالید تمرکز کرده است. از جمله مشکلات مربوط به ناباروری، سقط جنین و سزارینها و به طور کلی موضوعات پیرامون سلامت و بهداشت باروری.
از آنجایی که در کشور ما با توجه به موضوعات فرهنگی-عقیدتی، موالید ناشی از ازدواج و در بستر عقد شرعی هستند، پس ما به طور پیشینی با موضوع کاهش آمار ازدواج در کشور روبهرو هستیم. در سایر کشورها که نوزاد خارج از فضای ازدواج هم به دنیا میآید، این مسئله وجود ندارد اما برای ما، ازدواج کمتر به معنای فرزند کمتر است.
از سوی دیگر، ما در خود بستر ازدواج هم با کاهش تمایل زوجین به فرزندآوری روبهرو هستیم. سن ازدواج بالا رفته است و به فراخور آن، سن فرزندآوری هم افزایش پیدا کرده است. پیشتر، سن تولد اولین فرزند زوجین، دو سال پس از ازدواج بود، اما الان این عدد بهجز برخی استانها همچون سیستانوبلوچستان، به چهار سال و نیم پس ازدواج رسیده است».
تجرد قطعی ۸۰۰ هزار زن و ۳۴۰ هزار مرد
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت معتقد است تا زمانی که مسئله ازدواج در کشور و موانع آن برطرف نشود، موضوع موالید نیز برطرف نخواهد شد: «در سال ۱۴۰۴ و طبق آمار رسمی ثبت احوال کشور، هفتونیم میلیون پسر بالای ۲۰ سال مجرد و همچنین، چهارونیم میلیون دختر بالای ۲۰ سال مجرد در کشور ثبت شدهاند. از سوی دیگر، کشور ما در حال حاضر ۸۰۰ هزار زن بالای ۵۰ سال مجرد و ۳۴۰ هزار مرد بالای ۵۰ سال مجرد دارد که مجموع آنها، تجرد قطعی کشور را نشان خواهد داد. تجرد قطعی هم به افرادی اطلاق میشود که احتمال ازدواج آنها دیگر به پایینترین حد ممکن خود رسیده است. همه این توضیحات به این خاطر است که تأکید کنم تا زمانی که موانع ازدواج در کشور برداشته نشود و جوانان تمایلشان برای تشکیل زندگی افزایش پیدا نکند، ما اولین ورودی نرخ جمعیت در کشور را باید از دست داده فرض کنیم».
او با اشاره به بحران ناباروری در کشور نیز این معضل را یک مانع جدی میداند: «بحران ناباروری در کشور هم مسئله جدی است که در حوزه کاری وزارتخانه ما به آن پرداخته میشود. در حال حاضر، در کشور ما حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد ازدواجهای کشور با مشکل ناباروری مواجهاند که عدد قابل توجهی است. با احتساب ۴۵۰ هزار ازدواج سالیانه که به طور میانگین ثبت میشود، یعنی هر سال ۱۰۰ هزار زوج با این بحران روبهرو هستند و برای برطرفکردن آن دنبال راهکار میروند.
ما در وزارت بهداشت به این موضوع ورود کردهایم و با راهاندازی مراکز ناباروری سطح دو و سه در همه استانهای کشور در تلاش هستیم به زوجین در این زمینه کمک کنیم. اما همانطور که میدانید، ضریب موفقیت این مراکز حدود ۳۰ درصد است. هزینه این اقدام نیز بسیار بالاست و طبعا همه زوجین از پس آن برنمیآیند. روند درمان هم طولانی است و مجموع شرایط بهگونهای است که شاید خیلیها نخواهند آن را امتحان کنند».