پشت پرده خاموشیها
زنگ خطر ناترازی انرژی؛ چرا دسترسی به برق و گاز دیگر کافی نیست؟ | فقر انرژی به زندگی ایرانیها رسید
ایران از نظر دسترسی خانوارها به انرژی، در ظاهر با مسئلهای شبیه بسیاری از کشورهای کمبرخوردار مواجه نیست.
به گزارش خبرفوری شبکه برق تقریبا به تمامی خانوارهای شهری و روستایی رسیده و گازرسانی نیز طی دو دهه گذشته توسعه قابلتوجهی داشته است. با این حال، گزارش بازوی پژوهشی مجلس درباره ابعاد فقر انرژی نشان میدهد مسئله اصلی امروز دیگر صرفا «دسترسی» نیست؛ بلکه کیفیت، پایداری و قابلیت اتکای عرضه انرژی به چالش اصلی تبدیل شده است.
وقتی دسترسی به انرژی به معنای رفاه نیست
بر اساس این گزارش، پوشش بالای شبکه برق و گاز باعث شده بخش بزرگی از خانوارها از نظر دسترسی اولیه، در وضعیت مناسبی قرار داشته باشند. اما افزایش خاموشیها و اختلال در تأمین گاز صنایع نشان میدهد برخورداری اسمی از شبکه انرژی، لزوما به معنای برخورداری واقعی و پایدار نیست.
در بخش برق، مدت خاموشیهای ناشی از کمبود تولید و مدیریت بار طی سالهای اخیر افزایش یافته است. بر اساس دادههای گزارش، متوسط این خاموشیها از حدود ۳.۶۴ دقیقه در روز در سال ۱۴۰۱ به ۱۹.۲۱ دقیقه در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ رشدی که تصویر متفاوتی از وضعیت شبکه برق ارائه میکند.
بیشتر بخوانید:
پشت پرده اصرار بر تثبیت دلار | ارز ارزان به چه کسی میرسد؟
بازار خودرو در ۶ ماه؛ ۳۷ درصد جهش، ۶ درصد سقوط | شوکهای پیاپی به بازار خودرو
ترس از آینده ریال؛ روایت یک سیاست کماثر | چرا دلار دولتی نتوانست ترمز بازار آزاد را بکشد؟
افزایش کالابرگ برای کمدرآمدها | با ۳۰۰ هزار تومان قدرت خرید چقدر دوام میآورد؟
یارانهای که مصرف را ارزان نگه داشت
یکی از محورهای مهم گزارش، ارتباط میان سیاست قیمتگذاری انرژی و شکلگیری ناترازی است. پایین نگه داشتن قیمت برق و گاز، از یک سو باعث شده هزینه مستقیم انرژی سهم محدودی از مخارج خانوار را تشکیل دهد و به این معنا، فشار هزینهای کمتری بر مصرفکنندگان وارد شود.
اما همین سیاست از سوی دیگر میتواند انگیزه صرفهجویی و سرمایهگذاری در بخش تولید و زیرساخت را کاهش دهد. زمانی که قیمت انرژی فاصله زیادی با هزینه واقعی تأمین آن داشته باشد، تقاضا برای مصرف بیشتر میشود، در حالی که منابع لازم برای توسعه ظرفیت تولید و نوسازی شبکه با همان سرعت افزایش پیدا نمیکند.
نتیجه چنین وضعیتی، شکاف میان عرضه و تقاضا و در نهایت افزایش خاموشی و محدودیتهای مصرف است. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس نیز بر همین ارتباط میان سیاست یارانهای، الگوی مصرف و تشدید ناترازی تأکید دارد.
فرسودگی زیرساخت در سایه ناترازی
مسئله انرژی تنها به میزان تولید محدود نمیشود. زیرساختهای انتقال و توزیع نیز برای ارائه خدمات پایدار نیازمند سرمایهگذاری مستمر هستند. درآمد پایین شرکتهای انرژی و فشار ناشی از قیمتگذاری یارانهای میتواند منابع مورد نیاز برای توسعه و نوسازی این زیرساختها را محدود کند.
از سوی دیگر، تغییر الگوی مصرف خانوارها، بهویژه افزایش استفاده از تجهیزات سرمایشی پرمصرف، فشار بیشتری بر شبکه وارد کرده است. در چنین شرایطی، حتی افزایش ظرفیت تولید نیز بدون اصلاح شبکه و مدیریت تقاضا نمیتواند بهتنهایی مشکل ناترازی را حل کند.
فقر انرژی؛ مسئلهای فراتر از قبض برق
آنچه از این گزارش میتوان دریافت این است که مفهوم فقر انرژی در ایران در حال تغییر است. در گذشته، مسئله اصلی میتوانست دسترسی نداشتن خانوار به برق یا گاز باشد؛ اما اکنون برای بخش بزرگی از جامعه، مسئله به کیفیت و استمرار این دسترسی منتقل شده است.
خاموشی برای یک خانوار تنها به معنای قطع چندساعته برق نیست؛ اختلال در فعالیت اقتصادی، آسیب به تجهیزات، کاهش کیفیت زندگی و افزایش هزینه استفاده از راهکارهای جایگزین نیز میتواند بخشی از پیامدهای آن باشد. برای صنایع نیز قطعی گاز و برق میتواند به توقف تولید و افزایش هزینه تمامشده منجر شود.
بحران انرژی و مسئله داده
در کنار مشکلات تولید، مصرف و قیمتگذاری، یک چالش دیگر نیز در گزارش مورد توجه قرار گرفته و آن، محدودیت دسترسی به دادههای دقیق شبکه است. نبود دادههای شفاف و قابل دسترس، ارزیابی مستقل عملکرد شبکه و بررسی دقیق ابعاد ناترازی را دشوار میکند.
به این ترتیب، نقشه فقر انرژی در ایران بیش از آنکه نقشهای از مناطق بدون برق و گاز باشد، تصویری از شکاف میان «دسترسی» و «عرضه پایدار» است؛ شکافی که با ادامه رشد مصرف، فرسودگی زیرساختها و محدودیت سرمایهگذاری میتواند اهمیت بیشتری پیدا کند. مسئله اصلی اکنون فقط رساندن انرژی به خانوارها نیست؛ بلکه تضمین این است که انرژی، بهموقع، پایدار و با زیرساختی قابل اتکا در دسترس باشد.