غیبت سوال برانگیز کادر فنی تیم ملی در لیگ برتر؛ قلعهنویی به جشن تولد میرود اما ورزشگاه نه
کادر فنی تیم ملی در لیگ غایب است و کسی هم توضیح روشنی درباره چرایی این غیبت نمیدهد.
تیم ملی ایران در نخستین فیفادی بعد از جام جهانی باید هفته آینده به میدان برود تا فعالیت تیم ملی برای جام ملتهای آسیا رسما آغاز شود.
فیفادی نزدیک است، لیگ در جریان است، بازیکنان در حساسترین مقطع فصل زیر ذرهبین هستند، اما جای کادر فنی تیم ملی در ورزشگاهها خالی است؛ غیبتی که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک اتفاق معمولی تلقی کرد.
در فوتبال حرفهای، وقتی قرار است تیم ملی تشکیل شود، طبیعی است که سرمربی و دستیارانش یکی از مهمترین وظایف خود را تماشای مستقیم مسابقات لیگ و شناسایی بازیکنان بدانند. اما ظاهراً در فوتبال ایران این قاعده فعلاً شکل دیگری پیدا کرده؛ کادر فنی تیم ملی در لیگ غایب است و کسی هم توضیح روشنی درباره چرایی این غیبت نمیدهد.
عحیب اینکه امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی، این روزها در بسیاری از مراسم و برنامهها دیده میشود؛ از جشن تولد گرفته تا افتتاحیه رستوران، اما حضور او در ورزشگاهها برای تماشای مسابقات لیگ و بررسی مستقیم عملکرد بازیکنان که وظیفه اصلی اوست، انجام نشده.
این پرسش شاید ساده به نظر برسد اما پاسخ آن چندان ساده نیست: اگر سرمربی تیم ملی برای تماشای بازیکنان به ورزشگاه نمیرود، پس دقیقاً چه زمانی و کجا قرار است بازیکنان تیم ملی را ارزیابی کند؟
موضوع وقتی عجیبتر میشود که بدانیم هیئترئیسه فدراسیون فوتبال تصمیم گرفته قرارداد قلعهنویی را تا پایان جام ملتهای آسیا تمدید کند، اما با وجود این تصمیم، تکلیف اعضای کادر فنی هنوز به شکل کامل مشخص نشده. یعنی فدراسیون برای ادامه همکاری با سرمربی تصمیم گرفته، اما ظاهراً هنوز برای تیمی که قرار است در کنار او کار کند به جمعبندی نرسیده! این دیگر یک تناقض ساده نیست؛ یک علامت سؤال بزرگ درباره نحوه مدیریت تیم ملی است.
سعید الهویی، رحمان رضایی، آندرانیک تیموریان، آلین دینکا و هومن افاضلی اعضای کادر فنی تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ بودند. اگر قرار است همین مجموعه ادامه دهد، چرا قراردادهای آنها تعیین تکلیف نشده و اگر قرار است تغییراتی ایجاد شود، چرا فدراسیون آن را شفاف اعلام نمیکند؟
از سوی دیگر، بعضی منابع از مسائل مالی و مطالبات اعضای کادر فنی و همچنین نهایی نشدن قراردادهای جدید سخن میگویند؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، غیبت کادر فنی در ورزشگاهها میتواند معنای دیگری پیدا کند: اعتراض خاموش به فدراسیون! یعنی کادر فنی تیم ملی به جای اینکه در ورزشگاهها باشد و بازیکنان را ببیند، ظاهراً منتظر است ابتدا فدراسیون تکلیف قرارداد و مطالبات را روشن کند. اگر چنین برداشتی درست باشد، پرسش بزرگتر و کلیدی تر این است: چرا باید تیم ملی قربانی اختلافات قراردادی شود؟
تیم ملی قرار است متعلق به فوتبال ایران باشد، نه محل چانهزنی بر سر قرارداد و مطالبات. اختلافات مالی و اداری هرچه هست باید پشت درهای فدراسیون حل شود، نه اینکه آثار آن به زمین فوتبال و فرآیند انتخاب بازیکنان برسد.
از طرفی، فدراسیون فوتبال در آستانه فیفادی قرار دارد و باید فهرست بازیکنان دعوتشده را مشخص کند. اما وقتی کادر فنی حتی در یکی از مسابقات این فصل لیگ حاضر نشده، این پرسش افکار عمومی کاملاً منطقی است که لیست تیم ملی بر اساس چه چیزی بسته میشود؟ آمار ویدئویی؟ گزارش دستیاران؟ فیلم مسابقات؟ یا همان شناخت قبلی از بازیکنانی که پیش از این بارها به تیم ملی دعوت شدهاند؟
این در حالی است که گفته میشود کادر فنی برخی اقدامات اولیه برای زیر نظر گرفتن بازیکنان را انجام داده و مسابقات لیگ را نیز از راههای مختلف دنبال میکند. اما فوتبال فقط عدد و ویدئو نیست. گاهی یک بازیکن باید از نزدیک دیده شود؛ واکنش او پس از اشتباه، رفتار او در فشار، ارتباطش با همتیمیها و دهها جزئیات دیگر چیزی نیست که صرفاً با تماشای چند کلیپ قابل ارزیابی باشد.
از همه عجیبتر اینکه گفته میشود علاوه بر مسائل قراردادی، دلخوریهایی درباره نحوه تدارک و برنامهریزی تیم ملی نیز وجود دارد. پس ظاهراً ماجرا فقط قرارداد نیست؛ پای مجموعهای از نارضایتیها در میان است. فدراسیون فوتبال اگر چنین اختلافاتی را میداند، چرا آن را حل نمیکند؟ اگر نمیداند، چرا کسی مسئولیت توضیح دادن درباره این وضعیت را بر عهده نمیگیرد؟
این همان جایی است که سکوت فدراسیون، بیشتر از هر پاسخی، پرسش های مهمی را ایجاد میکند. قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا تمدید شده، اما کادر فنیاش بلاتکلیف است؛ فیفادی نزدیک شده، اما کادر فنی در ورزشگاهها دیده نمیشود؛ بازیکنان در لیگ بازی میکنند، اما مشخص نیست چه کسی قرار است آنها را برای تیم ملی ارزیابی کند.
این تصویر بیشتر از آنکه نشانه یک تیم ملی آماده باشد، شبیه تیمی است که هنوز تکلیف مدیریت داخلی خودش را روشن نکرده.
اگر فدراسیون فوتبال برای ادامه همکاری با قلعهنویی تصمیم گرفته، باید بلافاصله تمام الزامات این همکاری را فراهم کند. نمیشود سرمربی را تمدید کرد، اما تیم او را معطل قرارداد و مطالبات نگه داشت و بعد انتظار داشت فرآیند آمادهسازی تیم ملی بدون مشکل پیش برود.
فوتبال ایران یک بار دیگر در آستانه فیفادی با همان سؤال همیشگی مواجه است: چه کسی پاسخگوی این بلاتکلیفی است؟ چرا کادر فنی تیم ملی در لیگ نیست؟ چرا قراردادها هنوز تعیین تکلیف نشده؟ چرا مطالبات باید به مانع فعالیت کادر فنی تبدیل شود؟ و مهمتر از همه؛ تیم ملی قرار است با چه معیاری بسته شود؟
شاید وقت آن رسیده که فدراسیون فوتبال به جای سکوت، پاسخهای روشنی بدهد. چون این بار موضوع نه یک قرارداد باشگاهی و نه یک اختلاف داخلی است؛ پای تیم ملی فوتبال ایران در میان است.
خب احتمالا تو تولد یا افتتاحیه رستوران بهش حوش میگدره یا چیز یا چیزهایی بهش می ماسه که به نفعشه!!زیاد سخت نگیرین آقای ساعت نویی اینجوریه دیگه، بیشتر از این ازش انتطار نداشته باشین؛ به قول معروف: از کوزه همون برو تراود که در اوست!
اگه بقیه رو بگی میگم علی بیاد