درمان ترس از شکست با بازنویسی خاطرات کودکی
پژوهشگران دانشگاه علوم اجتماعی و علوم انسانی SWPS در لهستان و موسسه زیستشناسی تجربی ننکی در مطالعهای نشان دادهاند که برخی روشهای روان درمانی مبتنی بر تصویرسازی ذهنی میتوانند ترس از شکست ناشی از انتقادهای دوران کودکی را به طور پایدار کاهش دهند.
در این پژوهش که روی ۱۸۰ فرد جوان انجام شد، روشهایی مانند بازسازی تصویر ذهنی (Imagery Rescripting) که در آن فرد تصور میکند یک «مدافع» وارد خاطره دردناک میشود و مواجههسازی تصویری (Imagery Exposure) توانستند ترس، احساس گناه و واکنشهای فیزیولوژیکی ناشی از استرس را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. این آثار در ارزیابیهای سه و ۶ ماه بعد نیز همچنان مشاهده شدند.
به نقل از ساینسدیلی، این مطالعه نشان میدهد موفقیت درمان با روش بازسازی تصویر ذهنی ممکن است تا حد زیادی به پدیدهای موسوم به خطای پیشبینی (prediction error) یا همان عنصر غافلگیری وابسته باشد. این غافلگیری میتواند به بیثبات شدن الگوهای هیجانی منفی تثبیتشده کمک کند و به ذهن اجازه دهد واکنشهای ایمنتری را جایگزین آنها کند. در نتیجه، خاطرات دردناک لزوما از نظر هیجانی برای همیشه ثابت و تغییرناپذیر باقی نمیمانند.
برخی روشهای رواندرمانی مبتنی بر تصویرسازی ذهنی میتوانند به کاهش ترس از شکست مرتبط با تجربههای دردناک دوران کودکی کمک کنند.
تجربههای دشوار در سالهای ابتدایی زندگی، از جمله انتقاد، بیتوجهی یا واکنشهای شدید مراقبان هنگام اشتباه کردن کودک، میتوانند سالها بعد بر سلامت عاطفی و کیفیت زندگی فرد تأثیر بگذارند. نحوه واکنش بزرگسالان به اشتباهات کودک ممکن است به ویژه در شکلگیری الگوهای فکری و هیجانی آینده اهمیت داشته باشد. در برخی موارد، این تجربهها میتوانند به ترس از شکست منجر شوند؛ ترسی که ریشه در این باور دارد که اشتباه کردن باعث میشود فرد از نظر دیگران ارزش کمتری داشته باشد.
پژوهشگران از سه روش مبتنی بر تصویرسازی ذهنی استفاده کردند و هر سه روش توانستند ترس از شکست را به میزان قابل توجه و پایداری کاهش دهند. شرکتکنندگان همچنین کاهش احساسات منفی، از جمله غم و احساس گناه را گزارش کردند.
بدن آنها نیز واکنش متفاوتی نشان داد. واکنشهای فیزیولوژیکی هنگام یادآوری خاطرات انتقاد کاهش یافت؛ به این معنا که به یاد آوردن تجربههای ناراحت کننده دیگر همان میزان واکنش شدید استرسی را ایجاد نمیکرد.
این بهبودها در ارزیابیهای سه و ۶ ماه بعد نیز همچنان مشاهده شدند و نشان دادند که آثار روانشناختی این مداخلات در طول زمان پایدار باقی ماندهاند.
پژوهشگران دریافتند که بازسازی تصویر ذهنی زمانی اثربخشی بیشتری داشت که در جریان آن لحظهای از غافلگیری ایجاد میشد. این غافلگیری غیرمنتظره میتواند به تضعیف الگوهای هیجانی تثبیت شده کمک کند و به ذهن امکان دهد واکنشهای قدیمی و دردناک را با پاسخهای جدید جایگزین کند.
نتایج همچنین نشان میدهد تجربههای دشوار، از جمله خاطرات مرتبط با شکست، لزوما نباید برای همیشه با همان بار هیجانی تجربه شوند.