معمای کاپیتان در جام جهانی؛

علیرضا جهانبخش واقعاً چرا به تیم ملی دعوت شده است؟

وینگر در آستانه 33 سالگی تیم ملی، بدون حضور در حتی یکی از بازی‌های درون تیمی، راهی جام جهانی خواهد شد.

 علیرضا جهانبخش واقعاً چرا به تیم ملی دعوت شده است؟

وضعیت مبهم و پنهان‌کاری‌های عجیب پیرامون وضعیت علیرضا جهانبخش، تصویری تاریک و غیرشفاف را از اردوی تیم ملی ترسیم می‌کند؛ ضعیف‌ترین مهره هجومی دعوت‌شده به لیست ۲۶ نفره از نظر مشارکت روی گل طی دو فصل گذشته، بیش از یک ماه است که در مصدومیت به سر می‌برد اما در این سکوت مصلحتی رسانه‌ها (که البته برای همه هم مصلحتی نیست!)، کاپیتان تیم ملی به طرز عجیبی هنوز «دست‌نیافتنی» است.

بسیار عجیب است که در روزهایی که تیم ملی باید آماده‌ترین سربازانش را برای نبردهای بزرگ جام جهانی ۲۰۲۶ بشناسد، کادر فنی و رسانه‌های حامی، کماکان به لاپوشانی وضعیت یک بازیکن مصدوم و ناآماده ادامه می‌دهند.

جناب سرمربی! وقتی آمار فنی یک بازیکن در دو فصل گذشته به صفر متمایل شده و حتی بازی‌های آخر تیم باشگاهی‌اش در مسیر سقوط را هم از دست داده، او را با کدام متر و معیار فنی حتی در لیست نهایی جا داده‌اید؟ نگاهی به کارنامه این فصل علیرضا جهانبخش، بیان‌گر همه چیز است: تنها ۱۰۳۴ دقیقه بازی در ۲۳ مسابقه، با آمار فاجعه‌بار ۱ گل (آن هم از روی نقطه پنالتی) و تنها ۲ پاس گل! بازیکنی که از این ۲۳ بازی، ۱۲ بار به عنوان یار تعویضی وارد زمین شده، ۹ بار پیش از سوت پایان تعویض شده و تنها در ۲ بازی کل فصل توانسته ۹۰ دقیقه کامل در زمین دوام بیاورد، با کدام منطقِ فوتبالی مسافر مهم‌ترین تورنمنت جهان می‌شود؟ اگر معیار شما آمادگی جسمانی فعلی است که او حتی توانایی بازی در مسابقه دوستانه مقابل گامبیا را هم نداشته؛ و اگر اصرار شما روی نام و گذشته اوست، که جام جهانی جایگاهِ آماده‌ترین‌هاست، نه ویترینی برای احیای پزشکیِ نورچشمی‌ها!

علیرضا جهانبخش - تیم ملی فوتبال ایران

این تضاد آشکار، فرضیه تلخی را در ذهن ایجاد می‌کند؛ آیا در شرایطی که ستاره‌های آماده لیگ و مهره‌های تاثیرگذار با آمار و ارقام به مراتب بهتر، به بهانه‌های مختلف خط می‌خورند، برخی از اهالی فوتبال به واسطه نفوذ و فراتر از مسائل فنی، به «سهمیه تضمین‌شده و بدون محدودیت» در تیم ملی دسترسی دارند؟

چطور می‌شود که علیرضا جهانبخش با بیش از یک ماه مصدومیت و کارنامه‌ای که تنها دو ۹۰ دقیقه کامل در یک فصل فوتبالی در آن دیده می‌شود، باید در کمپ تیم ملی بساط نرم‌دوی و ریکاوری راه بیندازد و کسی هم توان کنار گذاشتن او را نداشته باشد؟ اینمصونیت‌آهنین برخی چهره‌ها، تنها فاصله میان «تیمِ ملیِ واقعی» و «تیمِ رفاقتی» را بیشتر می‌کند.

مرز یک ماه مصدومیت و دوری از فوتبال، برای بازیکنی که در طول فصل هم یک مهره کاملاً نیمکت‌نشین بوده، فراتر از یک چالش بدنی، یک بحران فنی برای تیمی است که می‌خواهد در بزرگ‌ترین تورنمنت فوتبالی جهان رقابت کند. در تورنمنتی که ثانیه‌ها تعیین‌کننده‌اند، تداوم حضور یک مهره ناآماده در لیست، بیشتر شبیه به یک «سهمیه فرمایشی» در یک ویترین تزیینی است.

آقایانِ کادرفنی! بد نیست به جای تلاش برای حفظِ صندلی و جایگاه برخی بازنشسته‌ها که تیم ملی را به مسن‌ترین تیم جام از نظر میانگین سنی تبدیل کرده‌اند، کمی به این فکر کنید که در دنیای واقعی، بدون شایسته‌سالاری و بدون نگاه به آمادگی صد درصدی بازیکنان، لیست شما حتی به اندازه یک ارزن هم ارزش فنی نخواهد داشت.

فوتبال ایران در حالی خودش را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ آماده می‌کند که بازیکنان آماده‌تر و لایقش پشت خط تصمیمات سلیقه‌ای ماندند و کاپیتان مصدومش با کارنامه ۱۰۰۰ دقیقه‌ای، در «جزیره امن» خود مشغول نرم‌دوی در آخرین جلسات تمرینی است. گویا در این تیم ملی، مصونیت برخی بازیکنان هرگز باطل نمی‌شود!

منبع: طرفداری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید