یادداشت زهرا داودنژاد برای رهبر شهید انقلاب/ او در میان گرگها و خوکها ایستاد
زهرا داودنژاد برای رهبر شهید انقلاب یادداشتی منتشر کرد.
زهرا داودنژاد نوشت: وقتی به بدرقه رهبر نگاه میکنم و در این سیل جمعیت غرق میشوم، نفسم میگیرد که چطور یک نفر بهتنهایی، به یک کشور با تمامیت ارضیاش و به نفر به نفر مردمانش، نفس حق خود را دمید و به جهان و جام جهانبین جان بخشید و با خوردن شربت شهادت جان داد.
با خودم فکر میکنم اگر من در تمام عمر ۴۹ سالهام هم مخالف با نظام جمهوری اسلامی بودهام و زخمهای کاری هم خوردهام، اما اکنون در این زمان، در این دوره معاصر، در این زندگی، در این خشم، در این حسرت جوانی ازدسترفته، در این نرسیدنها و نداشتهها، در این ترسهای کهنه سلهبسته، در این عقدههای گشادهنشده، در این کشتار غارتگران جان انسان و جان حق، در بین این گرگها و خوکها، چگونه یک نفر واحد، رستاخیز به عشق، صلح و اتحاد و همدلی و همراهی خلق میکند.
من فقط با شخص سیدعلی خامنهای، این راهبر سالک و راهنمای عاشق روبهرو هستم و چگونه میتوان این شکوه، احترام، اعتماد و دلدادگی به شخص اول مملکت را ندید و انکار کرد.
نعمت اگر از دست برود ارزش آن هویدا گردد.آنان که در ماههای آخر سال گذشته به تاسی وتاثیر گذاری شبکه مواجب بگیر عادل عبدالکریم عربستانی آنتی نشنال مرگ بر ایشان در گنج واحد های اپارتمانی شان در تهران شعار سر دادند نمی دانستند اولین هدف حمله آمریکاییها قرار میگیرند .بهرحال خیلیها مشمول ذمه ایشان باقیماندند.
خودت فهمیدی چی گفتی!
عجب..
چه پارادوکس و تناقض عجیبی داره نوشته تان!
خانم داوودنژاد یادتون هم باشه از قدیم گفتند هرکه بامش بیش برفش بیشتر!!
یعنی هر کسی جایگاه و مسئولیتش بالاتره کارشم سنگین تره.
اگر کار مثبتی در جامعه رخ میده ثوابش بیشتره
اما اگر هم بحرانی در جامعه به وجود میاد تقصیرش با توجه به جایگاهش بیشتره!
هر که بامش بیش برفش بیشتر.
روح برادرت شاد
روح آقا و خانواده شهید ایشان هم شاد
سندرم استکهلم
چاپلوس در دی ماه کجا بودی اونها ایران نبودن