غروب جبهه پایداری در جام‌ جم؛ آیا پایان فصل «خالص‌سازی» در صدا و سیما نزدیک است؟

قطع بخش‌هایی از گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف، اختلافات پنهان بر سر مدیریت صداوسیما را آشکار کرد؛ آن هم در شرایطی که تنها چند ماه تا پایان حکم پنج‌ساله پیمان جبلی باقی مانده و گمانه‌زنی‌ها درباره تغییر در رأس جام‌جم بیش از هر زمان دیگری جدی شده است.

غروب جبهه پایداری در جام‌ جم؛ آیا پایان فصل «خالص‌سازی» در صدا و سیما نزدیک است؟

 جام‌جم این روز‌ها جو ملتهبی دارد و شاید به اوج رسیدن یک رویارویی بی‌سابقه هستیم. رسانه‌ای که قرار بود طبق قانون اساسی «ملی» باشد و تریبون تمام افکار و قوای کشور، حالا در چرخ‌دنده‌های ساختارگرایی تندرو‌ها به نقطه‌ای رسیده که حتی تاب تحمل سخنان رئیس قوه مقننه را هم ندارد.

قطع ناگهانی گفت‌وگوی تلویزیونی محمدباقر قالیباف از آنتن زنده و در پی آن، هجمه تند مشاوران او به مدیریت پیمان جبلی، تنها یک جرقه انحرافی نبود؛ این اتفاق پرده از بحرانی عمیق‌تر برداشت که نشان می‌دهد انحصارطلبی یک جریان خاص سیاسی (پایداری و نزدیکان سعید جلیلی)، صداوسیما را به جزیره‌ای منزوی و خودسر در ساختار حاکمیت تبدیل کرده است. در این میان، نزدیک شدن به پایان حکم قانونی پیمان جبلی در پاییز ۱۴۰۵، گمانه‌زنی‌ها درباره جابه‌جایی کلیدداران جام‌جم را بیش از هر زمان دیگری جدی کرده است.

تفرقه افکنان خود را صاحب خانه می‌دانند

سقوط آزاد مرجعیت رسانه‌ای صداوسیما پدیده‌ای نوظهور نیست، اما سرعت این سقوط در دوران مدیریت فعلی شتابی ترسناک به خود گرفته است. روزنامه «اطلاعات» در یکی از یادداشت‌های انتقادی اخیر خود به درستی دست روی ریشه این بحران گذاشته و این سوال اساسی را مطرح کرده است: «چرا هربار که سرمایه‌ بزرگ اجتماعی، یعنی در یک کلام: مردم، با تجمیع انرژی ذاتی و لایزال خود، کشور را از گذرگاه‌های سخت عبور می‌دهند، قلیلی پر سر و صدا بر این کالای نفیس چوب حراج می‌زنند؟»

این قلیل پر سر و صدا که روزنامه اطلاعات به آنها اشاره می‌کند، همان جریان اقلیتی هستند که با شعار «خالص‌سازی» بر شریان‌های اصلی رسانه ملی چنبره زده‌اند. آنها خود را مالک مشاع این سازمان عریض و طویل می‌دانند و با تکیه بر بودجه‌های نجومی و دولتی، آگاهانه یا ناآگاهانه سرمایه اجتماعی کل نظام را به مسلخ منافع باندی خود می‌برند. گویی وظیفه این رسانه دیگر جذب حداکثری و آگاهی‌بخشی نیست؛ بلکه خط‌کشی مستمر میان مردم، تولید تفرقه و ناخن کشیدن بر چهره یک ملت ۹۰ میلیونی است تا مبادا صدای متفاوتی از این جعبه جادو شنیده شود.

شبی که آنتن زنده قربانی خالص‌سازی شد

اما اوج این خودسری سیاسی، در ماجرای سانسور و قطع مصاحبه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، نمایان شد. اتفاقی که شوک بزرگی به بدنه سیاسی کشور وارد کرد. قالیباف که خود برخاسته از جناح اصولگرای حاکمیت است، این بار طعم تلخ تیغ سانسور جریانی را چشید که حتی به هم‌پیمانان سنتی خود نیز رحم نمی‌کند. صداوسیمای تحت مدیریت جبلی و جلیلی ثابت کرد که استاندارد‌ها و مرزهایش برای حذف، بسیار فراتر از اصلاح‌طلبان یا منتقدان همیشگی است؛ آنها اکنون حتی روایت رسمی و قانونی رئیس یک قوه از قوای سه‌گانه را برنمی‌تابند.

این افتضاح مدیریتی، واکنش بی‌سابقه و خشم‌آلود بهارستان‌نشینان و نزدیکان قالیباف را به همراه داشت. امیرابراهیم رسولی، مشاور رئیس مجلس، در پیامی تند و بی‌پروا، تیر خلاص را به بدنه مدیریتی جام‌جم شلیک کرد و نوشت: «افتضاح یک رسانه؛ برنامه ضبطی بود. نابینا بودین قبلش ببینید یا با هر جا خواستین چک و سانسور کنین؟ این یک نمونه از افتضاح مدیریتی صداوسیماست که نفس‌های آخر را می‌کشد، اما کاش تمیز رفتن را بلد بودید. ناکارآمدی و نابلدی؛ قطع مصاحبه ضبطی یک رئیس قوه در کشور است و بس…»

واژه «نفس‌های آخر» در ادبیات مشاور قالیباف، کلیدواژه‌ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این عبارت تلویحاً نشان می‌دهد که تصمیم‌گیران کلان و پشت‌صحنه سیاست، به این نتیجه رسیده‌اند که پروژه مدیریت فعلی جام‌جم به پایان خط رسانه‌ای و سیاسی خود رسیده است. به ویژه که شایعه رفتنی بودن جبلی از صداوسیما در هفته‌های اخیر مدام به گوش رسیده است.

صداوسیمای امروز با بودجه سرسام‌آور ۳۹ هزار میلیارد تومانی، به جای آنکه ابزار وفاق ملی و سپر دفاعی در برابر تهاجم رسانه‌ای بیگانه باشد، خود به عامل واگرایی و عصبانیت عمومی تبدیل شده است

سناریوی پاییز ۱۴۰۵؛ پایان قانونی دوره جبلی

روسای صداوسیما با انتصاب از سوی رهبری و برای یک دوره ۵ ساله بر این مسند می‌نشینند. پیمان جبلی در هفتم مهرماه سال ۱۴۰۰ با حکم مقام رهبری به ریاست سازمان منصوب شد و حالا به پایان دوره نخست نزدیک است. خود او نیز چندی پیش در یک گفت‌وگوی رسانه‌ای در پاسخ به سوالی درباره مدت زمان باقی‌مانده از حکمش صراحتاً تایید کرد: «بنده ۱۴۰۰/۰۷/۰۷ منصوب شدم و زمان حکم ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ به پایان می‌رسد.»

بنابراین، مهرماه سال جاری (۱۴۰۵)، موعد قانونی پایان حکم ۵ ساله جبلی است. در حالت عادی، احتمال تمدید حکم برای یک دوره ۵ ساله دوم وجود دارد؛ کما اینکه پیش از این مدیرانی، چون علی لاریجانی، عزت‌الله ضرغامی و سید محمد سرافراز (که البته او خیلی زودتر استعفا داد) یا علی‌عسگری تجربه‌های متفاوتی داشتند. اما تفاوت عمده وضعیت جبلی با اسلاف خود در این است که حجم نارضایتی از عملکرد او نه تنها در میان بدنه جامعه و منتقدان اصلاح‌طلب، بلکه در درون هسته سخت قدرت و اصولگرایان میانه‌رو نیز به حد اشباع رسیده است. بحران شدید ریزش مخاطب، خالی شدن آنتن از سریال‌ها و برنامه‌های باکیفیت، قهر هنرمندان شاخص و تبدیل شدن شبکه‌های خبری به بوق تبلیغاتی یک جبهه سیاسی خاص (جبهه پایداری)، شانس تمدید حکم او را به حداقل ممکن رسانده است.

سایه سنگین جبهه پایداری بر رسانه ملی

برای درک بهتر چرایی فروپاشی رسانه‌ای جام‌جم، نباید پیمان جبلی را به عنوان مقصر تنهای این سناریو فرض کرد. ناظران سیاسی متفق‌القولند که جبلی در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها نقشی کاملاً تشریفاتی دارد و فرمان اصلی هدایت سازمان در دستان وحید جلیلی، قائم‌مقام فرهنگی سازمان و برادر سعید جلیلی است. از زمان ورود تیم جدید، پروژه‌ای تحت عنوان «تحول در صداوسیما» کلید خورد که خروجی عملیاتی آن چیزی جز «خالص‌سازی مطلق» نبود.

عزل مدیران باسابقه و میانی، حذف چهره‌های محبوب تلویزیونی مانند عادل فردوسی‌پور و مهران مدیری، و سپردن صندلی‌های برنامه‌سازی به نیرو‌های بی‌تجربه، اما وفادار به جبهه پایداری، تلویزیون را از یک رسانه فراگیر به یک شبکه درون‌گروهی کوچک تبدیل کرد. نتیجه این سیاست، کوچ توده‌ای مخاطبان به سمت شبکه خانگی (VOD ها) و رسانه‌های ماهواره‌ای خارجی بود. در واقع، جام‌جم با بودجه‌های کلان چند ده هزار میلیارد تومانی که از جیب ملت تامین می‌شود، به جای خدمت به منافع ملی، به اتاق جنگ یک جناح خاص علیه دیگر ارکان کشور، از جمله دولت و مجلس میانه‌رو تبدیل شد.

ضرورت‌های اصلاحات ساختاری

با جدی شدن زمزمه‌های رفتن جبلی، بازار گمانه‌زنی‌ها و لابی‌های پشت پرده برای تعیین رئیس جدید سازمان صداوسیما داغ شده و حتی اسامی نیز به گوش می‌رسد که برای قضاوت درباره آنها هنوز زود است. مسئله فعلی این است که به نظر نمی‌رسد جریان پایداری به این راحتی سنگر کلیدی خود را رها کند و احتمالاً تلاش خواهد کرد تا گزینه خود را به کرسی ریاست بنشاند، هرچند که با توجه به افتضاح اخیر سانسور رئیس مجلس، این سناریو با مقاومت شدید سایر قوا رو‌به‌رو خواهد شد.

واقعیت این است که تغییر صرف نام‌ها در راس صداوسیما، دردی از این بیمار رو به موت دوا نخواهد کرد. مشکل اصلی جام‌جم، فراتر از نام پیمان جبلی یا دیگری است. تا زمانی که ساختار رسانه ملی بر اساس پذیرش تکثر فرهنگی و سیاسی جامعه ایران بازتعریف نشود و انحصار قانونی آن در برابر رسانه‌های خصوصی شکسته نشود، هر مدیر دیگری نیز در این دایره بسته گرفتار خواهد شد.

صداوسیمای امروز با بودجه سرسام‌آور ۳۹ هزار میلیارد تومانی، به جای آنکه ابزار وفاق ملی و سپر دفاعی در برابر تهاجم رسانه‌ای بیگانه باشد، خود به عامل واگرایی و عصبانیت عمومی تبدیل شده است. سانسور دامنه‌دار، کج‌سلیقگی‌های مکرر مجریان دست‌چین شده، و پهن کردن فرش قرمز برای یک جریان سیاسی تندرو، این سازمان را به بن‌بست کامل کشانده است. قطع مصاحبه قالیباف شاید یک خطای فنی یا بدسلیقگی تهیه‌کننده تعبیر شود (آنگونه که خود جبلی همواره توجیه می‌کند)، اما در تحلیل کلان، نشانه واضحی از «خودسری ساختاری» جریانی است که دیگر هیچ متر و معیاری جز منافع باندی خود را به رسمیت نمی‌شناسد.

پاییز ۱۴۰۵ و پایان دوره ۵ ساله پیمان جبلی، یک آزمون بزرگ برای ساختار تصمیم‌گیری کلان کشور است. آیا حاکمیت ترجیح می‌دهد این رسانه گران‌قیمت و کم‌بازده را همچنان در انحصار اقلیتی تفرقه افکن نگاه دارد، یا با یک جراحی شجاعانه و تمیز، ریل رسانه ملی را به سمت خواست و اراده توده مردم و ایجاد وفاق واقعی هدایت خواهد کرد؟ زمان به سرعت برای تیم فعلی جام‌جم در حال سپری شدن است و همان‌طور که مشاور قالیباف اشاره کرد، کاش دست‌کم «تمیز رفتن» را بلد باشند.

منبع: اقتصاد۲۴
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 2
  • رجب

    دوران قالیباف کی تموم میشه ؟
    ضمناً رئیس صداوسیما رو رهبر انتخاب می‌کنه نه قالیباف !

  • ناشناس

    بودنش همین الان تا پاییز هم اشتباس