وقتی قتل زنان به فرمول فروش رمان تبدیل میشود/ زنان مقتول وجه مشترک ۹ رمان از ۱۰ رمان پرفروش بریتانیا
بررسی فهرست تازه پرفروشترین کتابهای داستانی بریتانیا نشان میدهد ۹ رمان از ۱۰ رمان پرفروش این هفته، روایت خود را بر محور قتل دستکم یک زن بنا کردهاند؛ موضوعی که بار دیگر بحث درباره بازنمایی خشونت علیه زنان در ادبیات عامهپسند را داغ کرده است.
۹ عنوان از ۱۰ رمان پرفروش این هفته بریتانیا که در فهرست ساندی تایمز قرار گرفتهاند، یک ویژگی مشترک دارند؛ در همه آنها دستکم یک شخصیت زن به قتل میرسد.
این کتاب ها که از رمانهای تاریخی تا آثار پلیسی، تریلرهای روانشناختی و داستانهای موسوم به «نوآر خانوادگی» را در بر میگیرند، همگی مرگ یک زن را به عنوان محور اصلی داستان خود برگزیدهاند. تنها استثنا، رمان «نامهنگار» است که درباره هنر نامهنگاری روایت میشود.
این الگو نخستین بار از سوی وندی جونز، نویسنده بریتانیایی، در اینستاگرام مورد توجه قرار گرفت. او با اشاره به این آمار نوشت: «بیشتر کتابهایی که مردم این هفته در بریتانیا خریده و خواندهاند، درباره قتل یک زن برای سرگرمی بوده است. واقعاً چه خبر است؟»
هرچند منتقدان این تمرکز را نگرانکننده میدانند و معتقدند تکرار نقش زنان به عنوان قربانی، ممکن است به عادیسازی خشونت علیه آنان منجر شود، اما کارشناسان ادبی میگویند این پدیده تازه نیست. از رمانهای دافنه دوموریه تا آثار گیلین فلین، شخصیت «زن مقتول» دهههاست یکی از رایجترین عناصر داستانهای جنایی و معمایی بوده است.
به باور بسیاری از نویسندگان این ژانر، محبوبیت این آثار بیش از آنکه ناشی از علاقه به خشونت باشد، ریشه در بازتاب ترسهای واقعی زنان دارد. لورا ویلسون، نویسنده و منتقد ادبی، میگوید زنان در دنیای واقعی بیشتر از سوی نزدیکان خود قربانی قتل میشوند و همین موضوع باعث شده داستانهایی با محوریت این نگرانیها، مخاطبان فراوانی پیدا کنند. او همچنین تأکید میکند که زنان، بزرگترین خریداران و خوانندگان داستانهای جنایی هستند.
دنیز مینا، رماننویس اسکاتلندی، نیز معتقد است کلیشه «زن جوان و زیبای مقتول» قرنهاست در ادبیات و رسانهها برای جذب مخاطب به کار میرود، اما این به معنای علاقه خوانندگان به خشونت نیست. به گفته او، مخاطبان چنین داستانهایی بیشتر با قربانی همذاتپنداری میکنند و آرزو دارند او نجات پیدا کند.
در مقابل، برخی نویسندگان تلاش کردهاند مسیر متفاوتی را دنبال کنند. جایزه ادبی استانچ برای تقدیر از رمانهایی راهاندازی شد که در آنها هیچ زنی مورد ضرب و شتم، تعقیب، آزار جنسی یا قتل قرار نمیگیرد، اما این ایده با مخالفت شماری از نویسندگان داستانهای جنایی روبهرو شد. آنان معتقدند مسئله اصلی، حذف خشونت از ادبیات نیست، بلکه پرداخت مسئولانه و نقادانه به آن است.
این گزارش بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا با وجود تغییرات اجتماعی، همچنان قتل زنان یکی از پرتکرارترین و پرفروشترین سوژههای ادبیات داستانی به شمار میرود.