مهاجرت هنرمندان؛ میان جبر بحران و جاذبه وطن
علیرضا حسینی، تهیه کننده و دبیر هیئت رئیسه خانه سینما
مهاجرت پدیدهای است که همواره در تاریخ جوامع انسانی وجود داشته است. انسانها به دلایل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی فردی، محل زندگی خود را ترک کرده و راهی سرزمینهای دیگر شدهاند. در این میان، مهاجرت هنرمندان و اهالی فرهنگ و هنر به دلیل نقش و جایگاه تأثیرگذار آنان در جامعه، همواره مورد توجه افکار عمومی و پژوهشگران بوده است.
اگر از تصمیمها و انتخابهای شخصی هنرمندان عبور کنیم، باید پذیرفت که بخش مهمی از مهاجرتها در بستر نوعی بحران شکل میگیرد. بحران، در سادهترین تعریف، برهم خوردن تعادل در شرایط فردی یا اجتماعی است. هرگاه امید به آینده کاهش یابد، فرصتهای رشد محدود شود یا شکاف میان خواستهها و امکانات موجود افزایش پیدا کند، زمینه برای مهاجرت فراهم میشود.
جامعه ایران نیز در سالهای اخیر از پیامدهای بحرانهای اقتصادی و اجتماعی مصون نبوده است. افزایش هزینههای زندگی، محدودیتهای حرفهای، نگرانیهای معیشتی و برخی چالشهای اجتماعی موجب شده است که بخشی از نیروهای متخصص، دانشگاهیان، نخبگان و هنرمندان، زندگی در خارج از کشور را به عنوان یک گزینه جدی مورد توجه قرار دهند. این پدیده نه صرفاً یک انتخاب فردی، بلکه موضوعی قابل مطالعه در حوزههای جامعهشناسی، اقتصاد و فرهنگ است.
با این حال، مهاجرت پایان داستان نیست. بسیاری از مهاجران در نخستین سالهای زندگی در کشور مقصد با واقعیتهایی مواجه میشوند که با تصورات اولیه آنان فاصله دارد. مشکلات اقتصادی، دشواریهای سازگاری فرهنگی، احساس تنهایی و مهمتر از همه، دلتنگی برای وطن و خانواده، از جمله مسائلی است که بسیاری از مهاجران با آن دستوپنجه نرم میکنند.
در این میان، نباید میان مهاجرت و بیگانگی با وطن علامت مساوی گذاشت. اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان مهاجر، از جمله هنرمندان، همچنان خود را متعلق به ایران میدانند. آنان زبان، فرهنگ، خاطرات و هویت ایرانی خود را با خود حمل میکنند و در بزنگاههای تاریخی و ملی، احساسات و تعلق خاطر خود را نسبت به کشورشان نشان میدهند.
در هر جامعهای ممکن است گروه اندکی نیز وجود داشته باشند که به دلایل مختلف، از موضع انتقاد فراتر رفته و به تقابل با منافع ملی برسند، اما تعمیم رفتار این اقلیت محدود به جامعه بزرگ مهاجران، نه منصفانه است و نه واقعبینانه. تجربه نشان داده است که اکثریت ایرانیان خارج از کشور، فارغ از تفاوت دیدگاههای سیاسی و اجتماعی، نسبت به امنیت، استقلال و سربلندی ایران حساسیت و دغدغه دارند.
یکی از نشانههای این پیوند عمیق، افزایش تمایل بخشی از مهاجران به بازگشت به کشور در سالهای اخیر است. بسیاری از آنان دریافتهاند که وطن صرفاً یک جغرافیا نیست؛ بلکه مجموعهای از هویت، فرهنگ، زبان، خاطره و احساس تعلق است. از این رو، هر اقدامی که بتواند زمینه بازگشت نخبگان، هنرمندان و نیروهای متخصص را فراهم کند، در واقع سرمایهگذاری برای آینده کشور محسوب میشود.
حمایتهای حقوقی و تسهیلاتی که در سالهای اخیر برای بازگشت برخی هنرمندان و فعالان فرهنگی فراهم شده نیز میتواند در همین چارچوب ارزیابی شود. کشورها زمانی موفق خواهند بود که بتوانند از همه ظرفیتهای انسانی خود، چه در داخل و چه در خارج از مرزهای جغرافیایی، بهره بگیرند.
در نهایت باید پذیرفت که عشق به وطن، مفهومی فراتر از اختلاف سلیقهها و تفاوت دیدگاههاست. ایران خانه مشترک همه ایرانیان است؛ خانهای که هر یک از ما به گونهای با آن پیوند خوردهایم. شاید به همین دلیل است که بسیاری از مهاجران، حتی پس از سالها دوری، همچنان خود را مسافرانی میدانند که دلشان در کوچههای شهرهای ایران جا مانده است.
و چه زیبا گفت سعدی:
ما گدایان خیل سلطانیم/ شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود/ هرچه ما را لقب دهند آنیم
گر برانند و گر ببخشایند / ره به جای دگر نمی دانیم.
پاینده باد ایران