تبدیل عشق به رقابت هوسبازانه در مثلثهای عشقی سینمای ایران/عاشق امروز بیمارتر، معشوق بیاعتمادتر
مروری بر آثار سینمایی عاشقانه نشان میدهد مقوله تلقی از مفهوم عشق در حال تغییر است و از نقطه اتکا به حسی قدرتمند به وضعیت بیاعتمادی ناشی از هوسی مقطعی رسیده است.
به گزارش خبر فوری، خیلیها معتقدند فیلمها تأثیر بسیار زیادی در آموزش و تغییر باور عمومی دارد. این تصور چندان دور از واقع نیست. سینما به عنوان مهمترین سرگرمیعمومی که تمامی اقشار و گروههای سنی را درگیر میکند، میتواند خالق تأثیرات مهم نیز باشد. تا جایی که این روزها مخاطبان سینما از عشقهای دم دستی، رفتارهای سخیف و هوسهای زودگذر نهفته در داستانهای عاشقانه گلهمندند.حتی با وجود اینکه زن به عنوان نقطه تلاقی رقابتهای عاشقانه قدرت اجتماعی بیشتری دارد و از حجب منفعلانه خود به مداخله بیشتر در کنشها رسیده است اما عاشقان امروزی غیرقابل اعتمادتر هستند و هر آن ممکن است دست معشوق را رها کنند.
مروری داریم به تعدادی از عاشقانههای سینمای ایران که مثلثی از عشق را به وجود آورده و قضاوت را به خود شما واگذار میکنیم. با تماشای این فیلمها خواهید دید که در طول چند دهه مفهوم عشق در کمال تأسف چه تنزلی در سینمای عاشقانه ایران داشته است.مثلثهای عاشقانه با رفتار بیمارگونه عاشق بیشتر به رقابتی برای تصاحب حتی یک شب معشوق تبدیل شده و در این میان عاشق نیز با کشمکش احساسی نامطمئنتر در بازی عاشقانه حضور دارد.

طوقی|کارگردان:علی حاتمی|1349
طوقی در کارنامه فیلم های علی حاتمی یکی از بهترینها به شمار میرود. روایتی از سایه شوم یک طوقی بر روی زندگی خانوادهای اصیل که آسید مصطفی(ناصر ملک مطیعی) سرپرست آن است. داستان علی حاتمی از دلباختگی آسید مصطفی به دختر زیبایی از شیراز به نام طوبی(آفرین) آغاز میشود. فاصلهها و سختی آن ایام اما اجازه نمیدهند مصطفی با معشوقش ملاقات کند.برای همین امینی برای خود انتخاب میکند که وظیفه آوردن عروسش را به عهده بگیرد. برای این کار،چه کسی بهتر از برادر زادهاش آسید مرتضی؟! این اعتماد اما روی دوش مرتضی سنگینی میکند. او با اولین دیدار با طوبی، یک دل نه صد دل عاشق او میشود اما چگونه میتواند این جسارت را برای دایی خود روایت کند. قصه این دایی و برادر زاده اما به شکل غم انگیزی به اتمام میرسد.پایانی تلخ با عشق ناکام مرتضی و طوبی که هیچ گناهی نداشتند بجز عاشقی...

غزل| کارگردان : مسعود کیمیایی | ۱۳۵۵
یکی از قدیمیترین عشقهای مثلثی به فیلم غزل به کارگردانی مسعود کیمیایی در سال 1355 بازمیگردد. در آنجا با عشق همزمان دو برادر به یک زن رو به رو میشویم. حجت(محمد علی فردین) و زین العابدین ( فرامرز قریبیان) قرقبان جنگل بودند و همیشه تنها زندگی میکردند. تا اینکه پای زنی به اسم غزل (پوری بنایی) به کلبه شان باز میشود. ابتدا زین العابدین به غزل دل میبندد و بعد حجت متوجه این دلبستگی میشود. این مثلث نهایتاً به جایی میرسد که دو برادر برای اینکه خدشهای به روابط خویشاوندیشان وارد نشود، تصمیم میگیرند غزل را بکشند.

دستهای آلوده | کارگردان : سیروس الوند | ۱۳۷۸
مثلث عشقی در دستهای آلوده با ماجرای سرقت جواهرات از یک عروسی اعیانی گره میخورد. دیبا (هدیه تهرانی) و سیامک (ابوالفضل پورعرب) مدتها پیش رابطهای عاشقانه داشتهاند و دیبا هنوز هم به او علاقه دارد. با اینکه فکر میکند قرار است با پولهایی که سرقت میکنند زندگی خوبی کنار سیامک بگذراند اما متوجه میشود او با دختر دیگری به نام نسرین (عسل بدیعی) رابطه دارد و پولها را هم برای مخفی کردن به او سپره است. سیامک قصد داشته بعد از سرقت برای همیشه دیبا را رها کند و با دختر مورد علاقهاش برود.

شام آخر| کارگردان : فریدون جیرانی | ۱۳۸۰
در شام آخر با یک مثلث عشقی نامتعارف روبرو هستیم. سوژه ملتهبی که فریدون جیرانی در سال 80 سراغش رفت و با استقبال زیادی مواجه شد، چیزی نبود جز رقابت عشقی بین یک مادر و دختر بر سر یک پسر جوان. مانی (رضا گلزار) و ستاره (هانیه توسلی) پسر و دختر همکلاسی بودند که رابطه عاشقانه ای داشتند. مهین مشرقی (کتایون ریاحی) مادر ستاره که با همسرش دچار اختلاف شده بود به عنوان استاد در دانشگاه تدریس میکرد. مانی بعد از رفتن سر کلاسهای مادر ستاره به او علاقهمند شد و بر خلاف انتظار مهین هم به خواستگاری او جواب مثبت داد. عشقی که به قتل هر دو نفر توسط ستاره انجامید.

شهرزاد | کارگردان : حسن فتحی | ۱۳۹۷- ۱۳۹۴
«شهرزاد» حسن فتحی یک عاشقانه تاریخی بود اما بُعد عاشقانه آن پررنگتر از سایر موارد به چشم میآمد. همهچیز روی محور عشق مثلثی شهرزاد (ترانه علیدوستی)، فرهاد (مصطفی زمانی) و قباد (شهاب حسینی) میچرخید. بزرگآقا مانع از رسیدن شهرزاد به عشقش شد و مجبورش کرد با دامادش قباد ازدواج کند و برایش بچه بیاورد. شهرزاد به اجبار فرهاد را رها کرد و به زندگی با قباد تن داد. اما در ادامه قباد که برای اولینبار طعم مهرومحبت را میچشید، مجبور شد به دستور بزرگآقا از شهرزاد دست بکشد. شهرزاد زندگیاش را با فرهاد شروع کرد اما عشق قباد به شهرزاد مسیر داستان را به سمت دیگری برد.

بنفشه آفریقایی|کارگردان: مونا زندی حقیقی |1396
بازگشت به زندگی گذشته، زندگی که دیگر تمام شده و نیازی به شروع دوباره آن نیست،محور اصلی داستانی است که مونا زندی روایت میکند. او در این فیلم به سراغ زن میانسالی به نام شکوه(فاطمه معتمدآریا) رفته که به معنای واقعی بین زندگی گذشته و حال خود گیر کرده است. او در حال حاضر با همسرش رضا(سعید آقاخانی) زندگی میکند اما در تصمیمی دور از انتظار، پای شوهر سابق خود یعنی فریدون(رضا بابک) را به زندگی خود باز میکند. او این تصمیم را از روی خیرخواهی و انسانیت میگیرد اما با رو به رو کردن رضا و و فریدون به عنوان دو دوست قدیمی، دشمنی بزرگی بین آنها ایجاد میکند. فریدون که هنوز عاشق شکوه است، آسایش رضا به عنوان همسر فعلی شکوه را بهم میزند. در روزگاری که مثلثهای عشقی بین جوانان مرسومتر است، مونا زندی با روایت داستان شکوه و همسر سابق و همسر فعلیاش، فیلمی دیدنی و ماندگار به نام بنفشه آفریقایی را به نمایش میگذارد.

جهان با من برقص|کارگردان: سروش صحت |1397
در پس تمام خندههایی که با فیلم جهان با من برقص تجربه میکنید، داستانی از شخصیتهای این فیلم وجود دارد که ممکن است آنچنان مفرح نباشد. داستان رفاقت احسان(جواد عزتی) و فرخ(رامین صدیقی) که حالا تبدیل به یک دشمنی بزرگ شده است، از جمله اصلیترین خطوط داستانی این فیلم به شمار میرود. داستان پایان یک علاقه و شروع عشق جدیدی که منجربه تنفر دو دوست از یکدیگر میشود.در میان داستان این رفاقت از دست رفته، پای یک زن در میان است! نسیم که سالها قبل با هویت همسر احسان در جمع دوستانه کاراکترها حضور داشته، حالا تبدیل به علت اصلی دشمنی احسان و فرخ تبدیل شده. او بعد از جدایی از احسان، به فرخ پناه برده و او را به عنوان همدمی خوب انتخاب کرده تا یک زندگی جدید را آغاز کند. اما احسان تمایلی به شروع زندگی جدید ندارد. او که سالهاست در گذشته زندگی میکند، نمیتواند همسر سابق خود را با بهترین دوستش تصور کند و همین درد بزرگ باعث کینه عجیب او به فرخ شده. فرخ اما تمام تلاشش را برای آغاز دوباره این دوستی به کار میگیرد اما وقتی پای یک زن در میان باشد، تمام محاسبات او بیجواب است. در نهایت اما روایت سروش صحت به عنوان کارگردان فیلم، دوستی را بر این عشق قدیمی پیروز میکند و احسان و فرخ را دوباره در قامت دو دوست برای مخاطب به نمایش میگذارد.

میخواهم زنده بمانم | کارگردان : شهرام شاه حسینی | ۱۳۹۹
در سریال «میخواهم زنده بمانم» با دو مثلث عشقی روبهرو بودیم. داستان با روایت ماجراهای عاشقانه هما (سحر دولتشاهی) و نادر (پدرام شریفی) شروع میشد و با به زندان افتادن پدر هما همه چیز به سمت دیگری میرفت. امیر شایگان (حامد بهداد) حکم آزادی پدر هما را مشروط به ازدواج با او عنوان میکند و تلاشهای نادر و هما هم نمیتواند چیزی را تغییر دهد. از طرف دیگر خود امیر شایگان، همسر زنی از طبقه ثروتمند بود؛ زنی که بینهایت دوستش داشت اما احساسی از طرف امیر نمیدید. تا اینکه بالاخره از راز ازدواج همسرش با هما سر در میآورد و وارد عمل میشد تا جلوی او را بگیرد. گرچه در پایان زندگیاش را در این راه از دست میداد.

خاتون | کارگردان : تینا پاکروان | ۱۴۰۰
«خاتون» به کارگردانی تینا پاکروان، روایتی بود از وضعیت نابسمان ایران در جنگ جهانی دوم. محور اصلی داستان زنی به نام خاتون (نگار جواهریان) بود که به واسطه همکاری همسر نظامیاش شیرزاد (اشکان خطیبی) با ارتش روس و مرگ پسرش، به تهران گریخت. در میانه راه با مردی به نام رضا (میرسعید مولویان) مشهور به رابینهود آشنا شد. او به خاتون کمک کرد از دست همسرش و نیروهای روس بگریزد. بعد از مدتی رضا و خاتون بهم علاقهمند شدند و این علاقه با حضور در عملیاتهای مختلف پررنگتر شد. در این بین شیرزاد مثل سایه دنبال خاتون بود و چیزی از علاقهاش به او کم نمیشد. نهایتاً شیرزاد و رضا هردو باهم به سیبری تبعید شدند.

زخم کاری | کارگردان : محمد حسین مهدویان | ۱۴۰۰
در سریال «زخم کاری» عشق مثلثی به شکل دیگری دیده میشد. درواقع رابطه میان مالک (جواد عزتی) و سمیرا (رعنا آزادیور)، یک رابطه زنوشوهری صرف بود و احساسات و علاقه به معنای واقعی وجود نداشت. سمیرا سالها قبل به دستور خانعمو با مالک ازدواج کرده بود؛ آنهم درست زمانی که مالک و منصوره (هانیه توسلی) بهم علاقهمند بودند و تصمیم داشتند ازدواج کنند. حالا بعد از گذشت سالها با مرگ خانعمو، پای منصوره به زندگی مالک باز میشود. این عشق از طرف منصوره کماکان وجود دارد اما مالک از این علاقه به عنوان وسیلهای برای رسیدن به قدرت استفاده میکند. این عشق نهایتا به جایی میرسد که مالک با تیغ چاقوی منصوره به قتل میرسد.

پیر پسر| کارگردان: اکتای براهنی| 1400
این فیلم در مورد دو برادر میانسال است که با پدر قلدر و زورگویشان در خانهای قدیمی زندگی میکنند و تحت فشار اقتصادی زیادی قرار دارند تا اینکه ورود زنی به زندگیشان، باعث بروز تنشهای بیشتر بین آنها میشود. حسن پورشیرازی، لیلا حاتمی، حامد بهداد، محمد ولیزادگان و محمدرضا داوودنژاد در این فیلم به ایفای نقش پرداختند.
پیرپسر یک اقتباس آزاد و متأثر از چندین کتاب ادبی از جمله رستم و سهراب شاهنامه و برادران کارامازوف آفرینش شده است. این فیلم از ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ در ایران اکران شد و عنوان دومین فیلم پرفروش سال ۱۴۰۴ را به خود اختصاص داد.حسن پورشیرازی در نقش پدر، مرد هوس بازی است که با ترفندهای مختلف لیلا حاتمی را مجاب میکند در طبقه بالای خانهاش ساکن شود. او دست به هر کاری می زند تا این زن فقط یک شب در کنارش باشد. در این میان پسر بزرگتر عاشق زن میشود و این کشمکش به کشته شدن همه آن ها منجر میشود.

رهایم کن| کارگردان: شهرام شاه حسینی |1401
در میان تمام خورده داستانهایی که در دهه 50 شمسی این سریال اتفاق میافتد، داستان دو برادر دور افتاده از هم مخاطبان زیادی را جذب این سریال کرده است. داستانی درباره تقابل عاشقی و برادری که سرانجام آن برای هیچکس قابل پیش بینی نیست. داستان از جایی شروع میشود که حاتم نایب سرخی(محسن تنابنده)، پسر بزرگ خانواده که جانشین اصلی پدرش به شمار میرود، دل به پرستار پسرش مارال(هدی زین العابدین) میسپارد. حاتم به عنوان مردی ایدهآل تمام چیزهایی که مارال میخواهد را دارد برای همین این زوج عاشق تصمیم میگیرند ادامه زندگی خود را باهم سپری کنند. اما شهرام شاهحسینی هرگز طرفدار داستان عاشقی بدون چالش نبوده است برای همین پایهاتف(هوتن شکیبا)، برادر حاتم را به این داستان عاشقی باز میکند.هاتف پسر کوچک خانواده است که استقلال شخصی خود را به ثروت خانوادگی پدرش ترجیح داده و به تهران کوچ کرده است. اما چینش داستانی شاهحسینی او را دوباره به زادگاه خود بازگرداننده و مقابل عشق مارال و حاتم قرا میدهد.هاتف حالا عاشق عشق برادر بزرگترش شده و برای کنار زدن حاتم از این مثلث باید تمام شکافهای بین خود و برادرش را پر کند. چه از راه درست و چه از راهی که مخاطب را میخکوب و متعجب میکند...

بدنام| کارگردان: احسان سجادی حسینی| 1404
سریال بدنام که در حال حاضر در حال اکران است، یکی از مثلثهای عشقی که نسل دهه 40 تا هفتاد و هشتاد را درگیر خود ساخته را به نمایش گذاشته است. از بازیگرانی که در این سریال درام و عاشقانه به ایفای نقش پرداختهاند میتوان حسن پورشیرازی، امیر آقایی، سینا مهراد، لعیا زنگنه، ستایش رجایی نیا، سولماز غنی، به آفرید غفاریان، ایوب آقاخانی، ایلیا کیوان، سام کبودوند، مینا جعفرزاده، امیرحسین موسوی و سید مهرداد ضیایی را نام برد. یلدا که با عماد دوست است بعد از تقاضای او برای یک شب در کنار ابراهیم بودن و امضای قرارداد تجاری بزرگ از او دل می کند و در لحظه خودکشی با اسماعیل آشنا می شود. با وجود ادعای عشق، مرتب به او دروغ می گوید. عماد هم که زمانی عاشق یلدا بوده حاضر است برای پیشرفت کاری خود از او بگذرد. در این میان ابراهیم با بازی حسن پورشیرازی نقشی شبیه به نقش خود در فیلم پیرپسر را دارد با این تفاوت که از عشق پسرش یعنی اسماعیل به این دختر مطلع نیست. ملغمه دروغ، منفعتطلبی و خودخواهی در رابطهای به ظاهر عاشقانه آن چیزی است که در جدیدترین مثلث عشقی سینما میتوان دید. باید منتظر بود و پایان این ماجرا را تماشا کرد.
خدایاااا مراقبش باش ممنونم ازت