فیلمی که گزارش خوب را خراب کرد/ نقدی بر فیلم بهروز افخمی
در اولین قدم، باید این نکته را مدنظر قرار داد که «صبح اعدام»، یک اثر اقتباسی است و بر اساس گزارشی که روزنامهی «کیهان»، از روند اجرای حکم اعدام طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی نوشته بود، ساخته شده است.
ژانر بیوگرافی، از مدتها پیش، در میان فیلمسازان ایرانی، مورد استقبال قرار گرفته و منجر به خلق فیلمها و سریالهایی همچون «کمالالملک»، «امیرکبیر»، «ایستاده در غبار» و «شهریار» شده است. در میان حجم عظیم آثار این ژانر، فیلم سینمایی «صبح اعدام»، جدیدترین ساختهی بهروز افخمی، با روایتی تازه، از یک گزارش ثبت شده در روزنامهی «کیهان»، توجه مخاطبان را به خود جلب کرد. فیلمی که علیرغم حواشی خود، نتوانست ایدهای که فیلمساز در سر داشت را به خوبی اجرا و ارائه کند. در این متن، به نقد و بررسی این فیلم میپردازیم.
در اولین قدم، باید این نکته را مدنظر قرار داد که «صبح اعدام»، یک اثر اقتباسی است و بر اساس گزارشی که روزنامهی «کیهان»، از روند اجرای حکم اعدام طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی نوشته بود، ساخته شده است. قاعدتا در یک اثر اقتباس شده، به دلیل وجود یک پایه به صورت پیشفرض، انتظار میرود که فیلمنامهای منسجم و دارای محتوای دراماتیک طراحی و نوشته شده باشد. برخلاف این تصور، فیلمنامهی «صبح اعدام»، کاملا خالی است. سکانسهای طولانی و بیثمر و دیالوگهای بیرابط به مضمون فیلم، نشان دهندهی این موضوع هستند که افخمی، در نگارش فیلمنامه، صرفا به بهرهگیری از بخشهای مختلف گزارش «کیهان» بسنده کرده و برای ادامهی آن، هیچ ایدهی جدیدی نداشته است.
حتی وضع به گونهای پیش میرود، که نویسنده، برای پر کردن جای محتوای نداشتهی خود، دست به توجیه علت انتشار گزارش، که امری بیرابط به فیلم است، میزند. در کنار این ضعف، کاراکترهای فیلم، بسیار ساده و فاقد عمق هستند. این مشکل، عدم همراهی مخاطب با نقشها را در پی خواهد داشت. همچنین، فقدان یک پیشینه از کاراکترها، آنها را بیش از پیش باورناپذیر کرده است. علاوه بر این، فیلمنامه دارای دیالوگهای بسیار زیادی است که غالبا، به واسطهی راویان یا بازیگران، در شکل و شمایل یک اثر رادیویی، باعث پیشبرد مسیر فیلم شده و مانع از نمایش تصویر، برای پذیرش وقایع توسط مخاطب میشوند. شاید با کمگویی و تمرکز بیشتر، بر جنبه دیداری اثر، فیلمنامهی بهتری به نگارش درمیآمد.
کارگردانی اثر، احتمالا بیشترین تلاش را در بالا بردن سطح کیفی آن داشته است. افخمی، که فیلمهایی همچون «شوکران»، «عقرب» و «سن پطرزبورگ» را در کارنامه هنری خود داشته، در جدیدترین ساختهی خود در سدد این بوده که با نماهای بسته یا تیلها، فرم را در «صبح اعدام»، به نمایش بگذارد. این هدف اما، برخلاف انتظار، ختم به ایجاد نماهایی ساده و بیروح شده است. از دیگر ضعفهای کارگردانی فیلم، میتوان به ایدهی سبک اجرای اثر اشاره کرد. تصاویر سیاه و سفید، در «صبح اعدام»، نه تنها عاملی برای باورپذیری آن نشده، بلکه بعضا باعث ناتوانی مخاطب، در توجه به جزئیات شده است.
تدوین نیز، در کنار کارگردانی، عملکرد خوبی نداشته است. تدوین، که برعهدهی بهروز افخمی، کارگردان اثر بوده، با کاتهای غیر اصولی، بیننده را سردرگم میکند.

بهروز افخمی، کارگردان و تدوینگر فیلم سینمایی صبح اعدام
از بازیگران این فیلم، میتوان به مسعود شریف، داوود فتحعلی بیگی و ارسطو خوشرزم اشاره کرد. از ابتدا، باید اذعان داشت که هیچکدام از نقشها، به شخصیت نرسیدهاند و همگی تیپیکال هستند. البته از میان هنرپیشگان، نباید تسلط ارسطو خوشرزم، بر نقش خود را نادیده گرفت. او از میمیک صورت و اکت جزئی دستها، علی الخصوص از زاویهی نمای بسته، به خوبی استفاده کرده و همراهی مخاطب را به دنبال دارد. با این حال اما، این ایفای نقش نتوانست در طول فیلم ادامه یابد و به برخی سکانسها، محدود شد. راویان اثر نیز، با ناتوانی در ارائهی محتوا، به نقص این بخش افزودند.

از دیگر نقاط ضعف «صبح اعدام»، میتوان به تصویربرداری آن اشاره کرد. به نظر میرسد فیلمبردار، در سکانسهای پایانی فیلم، تنها به ثبت تصاویر بسنده کرده و برنامهای برای چگونگی آن نداشته است. قالببندیهای بیدلیل، جایگذاری نادرست دوربین و نحوه حرکت آن در نماهای بسته، همگی نشان دهنده آماتور بودن فیلمبردار هستند. در کنار این ایرادات، استفاده از تکنیک Dolly zoom، در تصویربرداری راهروها، نه تنها حسی را در بیننده برنمیانگیزد، بلکه تمسخر او را نیز به دنبال دارد.
هشدار اسپویل
تنها لحظهی قابل قبول از نظر تصویربرداری «صبح اعدام»، سکانس حضور حاج اسماعیل رضایی، مقابل سرهنگ قانع، برای نگارش وصیتنامه است. دوربین در این سکانس، با اشراف کامل به جایگاه دو فرد مذکور جایگذاری شده است. Push in دوربین، در نماهای ضبط شده از کاراکتر حاج اسماعیل نیز، هماهنگ با دیالوگها و اکت او بوده است.

میتوان گفت موسیقی متن اثر، از معدود نکات مثبت آن است. موسیقی فیلم، با آهنگسازی محمدمیرزمانی، که در سریال «رعد و برق» نیز با افخمی همکاری داشته است، با بهرهگیری از سازهای متعارف، حس انزوا و ترس را، به خوبی به مخاطب انتقال میدهد. همچنین میرزمانی، در بهرهگیری از موسیقی ارکسترال موفق بوده و سعی در ایجاد فضایی حماسی داشته است. با این اوصاف، موسیقی متن فیلم خالی از مشکل نیست. افزودن ترانههایی از حافظ، یا آهنگ «یاد»، اثر ویگن دردریان، که با هدف تطابق بیشتر فیلم با اتمسفر پیش از انقلاب انتخاب و بازتنظیم شده بودند، جلوهای فانتزی به اثر داده و باعث عدم درک وضعیت کاراکترها توسط مخاطب شده است.
دیگر نقطه قوت فیلم سینمایی «صبح اعدام»، طراحی و اجرای گریم آن است. پیادهسازی جلوههای ویژه گریم، علی الخصوص برای مسعود شریف، به جهت نزدیکی چهره او به طیب حاج رضایی، بسیار دقیق بوده و توانسته است این شباهت را در بهترین شکل به نمایش بگذارد. تنها مشکل این بخش، گریم چهرهی کاوه دارابی است. گریم او، بیش از حد کلیشهای است و هیچ تمایزی، نسبت به سایر موارد مشابه در آن دیده نمیشود.

محسن آوری و بهروز افخمی، در پشت صحنه فیلم
طراحی صحنه و لباس نیز، نکتهای مثبت، در اثر هستند. این بخشها، با وجود محدودیتهای موجود در کلیات اثر، به خوبی توانستند فضای آن دهه را به مخاطب عرضه کنند. دقت در نحوهی پوشیدن لباسها، ابعاد آنها و همچنین، چگونگی یونیفرمهای نظامی، از نقاط قوت طراحی لباس فیلم هستند. به علاوه، در طراحی صحنه، خصوصا جوخه اعدام، با توجه به جزئیات، فضایی باورپذیر خلق شده است.
در پایان، میتوانیم یک توصیف کوتاه، برای «صبح اعدام» ارائه کنیم: فیلمی که فکر میکند بینظیر است. فیلم پرحاشیهی افخمی، یک گزارش خوب و درست را، با ایرادات ریز و درشت خود، به هدر داده و نتوانسته، آنچه در فکر داشت، به خوبی پیادهسازی کند و در دام کلیشهها و اشتباهات رایج افتاد. با وجود این حجم از نکات منفی، سوال مهم مخاطبان سینمای ایران از عوامل و داوران جشنواره فیلم فجر این است که چطور این فیلم، برندهی سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شده است؟