عضو شورای عالی حوزه های علمیه:
مسئله این است جنگ با چه قیمتی پایان پیدا کند/ باید واقعبین باشیم و ببینیم آیا همه مردم توان ادامه این شرایط را دارند یا خیر؟
عضو شورای عالی حوزه های علمیه گفت: باید توجه داشته باشیم همه آنچه درباره مسائل جنگ، ظرفیتهای خودمان، ظرفیتهای دشمن و بسیاری از مسائل پیچیده بینالمللی، نظامی و سیاسی وجود دارد، نمیدانیم. بنابراین باید به مسئولان اعتماد و اطمینان داشته باشیم. رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس، رئیسجمهوری و شورای عالی امنیت ملی، مجموعهای از افراد و عقلا هستند که در این مسائل مسئولیت دارند و باید اجازه داد مسئولان کار خود را انجام دهند.
سیدمحمد غروی عضو شورای عالی حوزههای علمیه سراسر کشور در گفتوگویی با اشاره به ویژگیهای فقه امام راحل، اظهار کرد: روال و شیوه امام در مسائل فقهی مانند دیگر بزرگان فقه بود و ایشان بر فقه جواهری تکیه داشتند و برای آن اصالت قائل بودند؛ فقهی که بر کتاب و سنت استوار است و عقل نیز، بهویژه عقل ابزاری، در استنباط احکام به آن کمک میکند. مبانی فقهی امام نیز در آثار فقهی و اصولی ایشان بهروشنی قابل مشاهده است.
در ادامه گزیده سخنان عضو شورای عالی حوزه های علمیه میآید:
* گاهی مصالح ملزمهای در مسئله حکومت وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد و فقیه میتواند بر اساس آن حکم حکومتی داشته باشد. بنابراین اینکه تصور کنیم امام راحل فقه متفاوتی از فقهای گذشته داشتند، صحیح نیست؛ بلکه شیوه ایشان، شیوه بزرگان فقهای سلف بود، هرچند نوآوریهای ایشان در مباحث مختلف فقهی، بهخصوص در بحث مکاسب، بسیار بود.
* گاهی زمان میتواند موضوع را تغییر دهد و در نتیجه حکم نیز تغییر کند و گاهی نیز مصالح حاکمیتی بر اساس شرایط و مقتضیات یک زمان خاص شکل میگیرد و فقیه بر اساس همان مصالح، یکی از احکام را مورد توجه قرار میدهد. در مجموع، فقیه در مسائل فقهی با بنبست مواجه نیست؛ زیرا همه موضوعات مشمول احکام خمسه هستند و گاهی حکم اولیه و گاهی حکم ثانویه درباره آنها جاری میشود.
* اختلاف سلیقه و دیدگاه در مسائل مختلف، از جمله مسائل سیاسی، نظامی و فقهی، وجود دارد و امری طبیعی است. ممکن است برخی جریانها از نظر مبانی قابل دفاعتر باشند و برخی دیگر چنین وضعیتی نداشته باشند یا حتی برخی جریانهای فکری التقاطی باشند. تا زمانی که اصول مورد قبول افراد و جریانها پذیرفته شده باشد، اختلاف سلیقه در یک نظام اسلامی قابل پذیرش است.
*اکنون درباره مذاکره نیز دو تلقی وجود دارد. عدهای معتقدند به هیچ وجه نباید مذاکره کرد، زیرا مذاکره را به معنای صلح یا مصالحه و نادیده گرفتن جنایتهای آمریکا و اسرائیل تلقی میکنند. با توجه به سوابقی که وجود دارد و اینکه آمریکا در مواردی به تعهدات خود پایبند نبوده، این گروه نسبت به مذاکره بدبین هستند و معتقدند مذاکره ممکن است به دشمن فرصت دهد تا برای اقدام علیه ایران آمادهتر شود.
* در مقابل، ممکن است عدهای مذاکره را به معنای صلح یا مصالحه ندانند، بلکه آن را راهی برای توقف جنگ، با حفظ عزت و منافع کشور، تلقی کنند. از این نگاه، مذاکره میتواند با شروطی مانند مقاومت، رفع تحریمها و رفع محاصره دنبال شود. این دو تلقی در جامعه وجود دارد و طبیعی است درباره چنین موضوع مهمی اختلاف نظر وجود داشته باشد اما مسئله مهم این است همه باید به مصالح ملی و شرایط ایران توجه کنند.
* باید توجه داشته باشیم همه آنچه درباره مسائل جنگ، ظرفیتهای خودمان، ظرفیتهای دشمن و بسیاری از مسائل پیچیده بینالمللی، نظامی و سیاسی وجود دارد، نمیدانیم. بنابراین باید به مسئولان اعتماد و اطمینان داشته باشیم. رئیس قوه قضائیه، رئیس مجلس، رئیسجمهوری و شورای عالی امنیت ملی، مجموعهای از افراد و عقلا هستند که در این مسائل مسئولیت دارند و باید اجازه داد مسئولان کار خود را انجام دهند.
* مسئله مهم این است جنگ با چه قیمتی پایان پیدا کند؟ آمریکا تا اینجا نشان داده از مذاکره چه برداشتی دارد و اظهارات اولیهاش نیز قابلاتکا نیست. مسئولان نیز باتوجه به شرایط موجود، گاهی مذاکرات را با بیاعتمادی دنبال میکنند اما در عین حال باید نشان داده شود ایران اهل گفتوگو است و مسئله این نیست که ایران با مذاکره مخالف باشد؛ بلکه طرف مقابل روحیه و سابقهای دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
* باید واقعبین باشیم و ببینیم آیا همه مردم توان ادامه این شرایط را دارند یا خیر. یک زمان میگوییم ۹۰ میلیون نفر جمعیت ایران تا هر زمان که لازم باشد مقاومت و تابآوری دارند اما اگر جنگ ادامه پیدا کند و فشارهای اقتصادی افزایش یابد، ممکن است شرایط متفاوت شود. اگر تورم افزایش بیشتری پیدا کند، باید بررسی کنیم آیا همه مردم همچنان توان تحمل این وضعیت را دارند یا نه. باید به این واقعیت توجه کنیم.