نیروی دریایی سپاه عصر امروز از به دام انداختن و به غنیمت گرفتن یک فروند زیرسطحی هوشمند و بدونسرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز خبر داد؛ سامانهای که از جدیدترین فناوریهای زیرسطحی برخوردار است و در سال ۲۰۲۵ به ناوگان آمریکا تحویل شده است. بررسی مشخصات سامانههای آمریکایی نشان میدهد، این سامانه شناور خودکار Dive-LD ساخت شرکت Anduril است؛ سامانهای که برای مأموریتهای اطلاعاتی، شناسایی، کشف مین و عملیات زیرسطحی طراحی شده است.
براساس اطلاعیه نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رزمندگان این نیرو در ساعات اولیه بامداد امروز این شناور که «یکی از مدرنترین زیردریاییهای هوشمند و بدونسرنشین» آمریکاست را طی یک اقدام پیچیده اطلاعاتی و عملیاتی به دام انداختهاند.
صید ارزشمند سپاه چه خصوصیاتی دارد؟براساس اطلاعات منتشر شده این زیردریایی حدود ۵٫۸ متر طول و نزدیک به ۳ تن وزن دارد و برای انجام مستقل مأموریتهای طولانی در آبهای عمیق طراحی شده است.این زیردریایی هوشمند میتواند تا ۱۰ روز زیر آب فعالیت کند و براساس مشخصات اعلامی سازنده، توان رسیدن به عمق ۶۰۰۰ متر را دارد.طراحی ماژولار و بخشهای تولیدشده با چاپ سهبعدی، امکان نصب سریع انواع حسگرها و محمولههای مأموریتی روی این زیردریایی را فراهم میکند.شناسایی و مراقبت زیرسطحی، نقشهبرداری بستر دریا، کشف مین، بررسی کابلها و خطوط لولۀ دریایی، پشتیبانی از جنگ ضدزیردریایی و انتقال اطلاعات از مهمترین مأموریتهای احتمالی آن است.نقطۀ قوت اصلی Dive‑LD، ترکیب خودمختاری، ماندگاری عملیاتی و قابلیت تغییر مأموریت محسوب میشود.نکته قابل توجه آن است که Dive-LD اساساً برای یک مأموریت واحد ساخته نشده است؛ بلکه معماری آن اجازه میدهد بسته به مأموریت، مجموعهای از حسگرها و تجهیزات روی آن نصب شود. شرکت Anduril مأموریتهایی مانند اطلاعات، شناسایی و مراقبت، جنگ مین، جنگ ضدزیردریایی و نقشهبرداری بستر دریا را برای این خانواده از سامانهها ذکر کرده است.
چرا به دام افتادن چنین سامانهای اهمیت دارد؟یک کارشناس مسائل نظامی در گفتوگو با خبرنگار فارس درباره اهمیت این موضوع میگوید: اهمیت موضوع فقط به تصرف یک وسیله بدونسرنشین محدود نمیشود؛ بلکه مهمتر از خود شناور، سطح دسترسی اطلاعاتی و عملیاتی طرف ایرانی به یک سامانه پیشرفته زیرسطحی است.به گفته این کارشناس مسائل نظامی، شناورهای خودکار زیرسطحی اساساً برای آن طراحی شدهاند که بدون حضور مستقیم نیروی انسانی، مدت طولانی در محیطی دشوار و کمدسترس فعالیت کنند؛ بنابراین کشف، رهگیری و کنترل چنین سامانهای میتواند نشانهای از وجود یک لایه قابل توجه از اشراف اطلاعاتی در محیط زیرسطحی باشد.وی اضافه میکند: اگر یک سامانه با قابلیت پنهانکاری، خودمختاری و ماندگاری بالا در محدودهای مانند ورودی تنگه هرمز شناسایی و سالم به دست آمده باشد، این موضوع از منظر جنگ اطلاعاتی و ضدشناسایی، اهمیت بیشتری از یک انهدام صرف دارد.
یکی از ویژگیهای اصلی سامانههایی مانند Dive-LD، استفاده از معماری خودکار و مجموعهای از حسگرها برای انجام مأموریت بدون نیاز به هدایت لحظهای انسان است.شرکت سازنده اعلام کرده است که این سامانه با پیشران الکتریکی مستقیم حرکت میکند؛ قابلیتی که به گفته سازنده، علاوه بر افزایش بهرهوری، میتواند به کاهش امضای صوتی سامانه کمک کند. طراحی ماژولار و استفاده از فناوریهای ساخت افزایشی نیز امکان تغییر سریع پیکربندی آن را فراهم میکند.در واقع، آنچه در اینجا اهمیت پیدا میکند فقط «زیردریایی بدون سرنشین» نیست؛ بلکه توانایی یک سامانه برای ورود به محیط عملیاتی، جمعآوری اطلاعات و خروج بدون آن است که اپراتور انسانی درون آن حضور داشته باشد. با این همه توانایی اما این سامانه در مقابل قدرت نیروهای ایرانی حرفی برای گفتن نداشت.
شکار در محیطی که آمریکا روی آن حساب ویژهای باز کرده بودتنگه هرمز به دلیل عمق، شرایط جغرافیایی و اهمیت حیاتی آن برای تردد دریایی، محیطی پیچیده برای عملیات زیرسطحی محسوب میشود. به همین دلیل، حضور سامانههای بدونسرنشین در چنین محیطی میتواند بخشی از تلاش برای افزایش اشراف اطلاعاتی و شناسایی محیط عملیاتی باشد.از این منظر کارشناسان نظامی معتقدند که به دام انداختن یک زیرسطحی آمریکایی را میتوان فراتر از یک عملیات تاکتیکی مورد بررسی قرار داد؛ چراکه در جنگهای مدرن، کشف سامانه دشمن پیش از آنکه بتواند مأموریت خود را کامل کند، خود یک دستاورد اطلاعاتی و عملیاتی محسوب میشود.یکی از نکات مهم و قابل توجه این است که پیش از این نیز در ماجرای پهپاد RQ-170 شاهد بودیم که فناوری پیشرفته آمریکا در برابر توانمندی ایران غافلگیر شد، اکنون نیز این اتفاق را باید بهعنوان نشانهای از شکلگیری یک توانمندی جدی در مقابله با نسل جدید سامانههای بدون سرنشین آمریکایی مورد توجه قرار دهیم.
مقابله موفق با یکی از مهمترین روندهای جنگ مدرنمحمدی کارشناس مسائل نظامی در اینباره گفت: وقتی طرف مقابل به جای ورود مستقیم نیروی انسانی، از سامانههای بدونسرنشین استفاده میکند، در واقع تلاش دارد ریسک حضور انسانی را کاهش دهد و همزمان عمق شناسایی خود را افزایش دهد. بنابراین مقابله موفق با این سامانهها به معنای مقابله با یکی از مهمترین روندهای جنگ مدرن است.وی تصریح کرد: از این منظر، ماجرا را میتوان در سه لایه دید؛ یکی شناسایی سامانهای که برای شناسایی طراحی شده، دوم نفوذ یا غلبه بر سازوکارهای حفاظتی آن و در نهایت تصرف سالم آن.
دسترسی ایران به فناوریهای بدونسرنشین آمریکا در تجربههای گذشته نیز دستیابی ایران به سامانههای بدونسرنشین پیشرفته آمریکایی به یکی از نقاط برجسته جنگ اطلاعاتی تبدیل شده است. از همین رو، میتوان گفت این موضوع یکی از مهمترین موارد دسترسی ایران به فناوریهای بدونسرنشین آمریکا است.در این میان، تفاوت مهم ماجرای امروز با نمونههای قبلی در محیط عملیات است؛ این بار صحبت از یک سامانه هوایی نیست، بلکه یک سامانه خودکار زیرسطحی در یکی از حساسترین آبراههای جهان مطرح است.
غنیمت جدید در جنگ فناوریمحمدی کارشناس مسائل نظامی در ادامه تاکید کرد که اهمیت این عملیات را باید در چند سطح بررسی کرد، نخست، کشف یک سامانهای که اساساً برای کشف و جمعآوری اطلاعات طراحی شده است؛ دوم، ناکام گذاشتن مأموریت آن در محیط زیرسطحی؛ و سوم، فراهم شدن امکان بررسی مستقیم سختافزار، حسگرها، سامانههای ارتباطی و دیگر اجزای آن.وی تصریح کرد که در جنگهای امروز، یک سامانه بدونسرنشین فقط یک «وسیله» نیست؛ بخشی از شبکه اطلاعاتی و عملیاتی یک ارتش محسوب میشود. بنابراین ارزش اطلاعاتی این سامانه میتواند حتی از ارزش خود پلتفرم بیشتر باشد، از سوی دیگر بررسی جزئیات فنی آن میتواند ابعاد تازهای از توانمندیهای عملیاتی نیروی دریایی سپاه را روشن کند.
آمریکاییها چگونه در سه لایه هوایی، سطحی و زیرسطحی زمینگیر شدند؟این کارشناس مسائل نظامی گفت: اهمیت این عملیات فقط در شکار یک سامانه زیرسطحی نیست؛ بلکه مسئله مهمتر، شکست یک سامانه پیشرفته آمریکایی در برابر توان شناسایی، نفوذ و کنترل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.وی با اشاره به اقدامات آمریکا پس از کشف این زیرسطحی اظهار کرد: پس از آنکه موقعیت زیرسطحی آمریکایی شناسایی شد، طرف مقابل برای پیدا کردن محل آن و بررسی وضعیت سامانه، از پرندههای بدون سرنشین استفاده کرد و یک فروند پهپاد آمریکایی از نوع MQ-9 نیز در این فرآیند وارد منطقه شد که هدف قرار گرفت.این کارشناس مسائل نظامی افزود: اگر مجموعه این اتفاقات را کنار هم بگذاریم، مشخص میشود که آمریکاییها در سه لایه وارد میدان شدند؛ در آسمان از پهپاد استفاده کردند، در سطح از شناورهای بدون سرنشین بهره گرفتند و در زیر آب نیز یک سامانه بدون سرنشین را برای مأموریتهای شناسایی و اطلاعاتی به منطقه فرستادند، اما در هر سه لایه با توانمندیهای جمهوری اسلامی ایران مواجه شدند.محمدی ادامه داد: این مسئله نشان میدهد اتکای آمریکا به فناوریهای بدون سرنشین نیز نمیتواند برای آنها مصونیت ایجاد کند. وقتی سامانهای که برای شناسایی، جاسوسی و فعالیت پنهان در محیط عملیاتی طراحی شده، کشف میشود و در ادامه امکان نفوذ و کنترل آن فراهم میشود، باید این اتفاق را یک شکست مهم در حوزه فناوری و جنگ اطلاعاتی ارزیابی کرد.
این کارشناس مسائل نظامی با تأکید بر اینکه موضوع صرفاً «گرفتار شدن» یک زیرسطحی نیست، گفت: تفاوت بسیار مهمی میان این وجود دارد که یک سامانه در شرایطی دچار نقص فنی شود یا در منطقه گرفتار شود، با اینکه یک سامانه پیشرفته شناسایی شود، به شبکه و سامانه آن نفوذ شود و در نهایت تحت کنترل قرار بگیرد.
شکست فناوری پنهانکار آمریکا در برابر توان اطلاعاتی ایران کارشناسان مسائل نظامی و امنیتی معتقدند که از منظر فنی، سه اتفاق در این عملیات اهمیت دارد؛ نخست اینکه سامانهای که برای پنهان ماندن و کاهش احتمال کشف طراحی شده، شناسایی شده است؛ دوم اینکه لایههای ارتباطی و کنترلی آن مورد نفوذ قرار گرفته و سوم اینکه در نهایت خود سامانه به کنترل درآمده است، به گفته آنها هر سه مرحله برای طرف مقابل پیام سنگینی دارد، چراکه نشان میدهد برتری فناوری بهتنهایی تضمینکننده موفقیت در میدان نبرد نیست.یک نکته قابل توجه دیگر به اعتقاد کارشناسان این است آمریکا طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای روی سامانههای بدون سرنشین انجام داده و تلاش کرده است با استفاده از این تجهیزات، بدون به خطر انداختن نیروی انسانی خود، در محیطهای عملیاتی حضور اطلاعاتی و رزمی داشته باشد. اما وقتی همین سامانهها در میدان شناسایی، رهگیری و کنترل میشوند، بخشی از مزیت مورد ادعای طرف مقابل عملاً با چالش مواجه خواهد شد.با توجه به نکاتی که گفته شد عملیات اخیر را نباید صرفاً یک حادثه تاکتیکی دید. این اتفاق یک موضوع مهم در جنگ فناوری، جنگ الکترونیک و نبرد اطلاعاتی است و میتواند نشان دهد جمهوری اسلامی ایران در برابر استفاده آمریکا از نسل جدید سامانههای بدون سرنشین، صرفاً در موضع دفاع قرار ندارد، بلکه قادر است این سامانهها را شناسایی، مورد نفوذ قرار داده و در صورت فراهم شدن شرایط، آنها را به کنترل خود درآورد.