معمای بوداپست؛ چرا سناریوی نفوذ موساد در دفتر احمدینژاد باورپذیر نیست؟
انتشار گزارش جنجالی روزنامه نیویورکتایمز مبنی بر تلاش چندینساله موساد برای جذب محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، تکانهای جدی در فضای رسانهای ایجاد کرد.
به گزارش خبرفوری به نقل از میدل ایست آی، این گزارش مدعی است که موساد نهتنها از احمدینژاد به عنوان یک منبع اطلاعاتی بهره میبرده، بلکه در حال برنامهریزی بوده تا او را در دوران پس از تغییر احتمالی ساختار سیاسی در ایران به قدرت برساند. با این حال، کالبدشکافی این روایت داستانی نشان میدهد که فرضیات آن با واقعیتهای میدانی، اصول جاسوسی حرفهای و ساختار قدرت در جمهوری اسلامی همخوانی ندارد.
نخستین و جدیترین چالش پیشروی این ادعا، شناخت ابتدایی از هرم قدرت در ایران است. در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، رئیسجمهور (بهویژه پس از پایان دوره مسئولیتش) مرجع نهایی تصمیمگیریهای کلان نظامی و امنیتی نیست. دسترسی به حساسترین اسناد استراتژیک، برنامههای هستهای و تصمیمات در اختیار نهادهای بالادستی نظیر شورای عالی امنیت ملی است. از این رو، تمرکز موساد بر فردی که سالهاست از چرخه اصلی تصمیمگیریهای امنیتی کنار گذاشته شده و حتی برای نامزدی در انتخابات بارها رد صلاحیت شده، منطقی به نظر نمیرسد. برای یک سرویس اطلاعاتی باسابقه، نفوذ در میان فرماندهان ارشد نظامی یا مشاوران نزدیک به کانون اصلی قدرت، بسیار حیاتیتر و کارآمدتر از سرمایهگذاری روی یک چهره حاشیهنشین است.
بیشتر بخوانید:
مقام موساد: انتشار عکس جنجالی رستم قاسمی کار ما بود | اولین بار چه کسی عکس را منتشر کرد؟
ناپدید شدن مرموز جاسوس اسرائیلی | گریز در سایه بمباران اسرائیل | خالد العیدی کیست و چگونه گُریخت؟
مراحل ساخت یک جاسوس | پول، زنان و باجگیری | درون جنگ استخدامی اسرائیل علیه جنبشهای مقاومت
انحراف از اصول حرفهای عملیات مخفی
روایت نیویورکتایمز درباره چگونگی آغاز این ارتباط نیز با ابهامهای فنی فراوانی روبهروست. ادعا شده است که دیداری محرمانه میان احمدینژاد و دیوید بارنئا، رئیس موساد، در حاشیه یک کنفرانس تغییرات اقلیمی در بوداپست برنامهریزی شده بود. تحلیلگران اطلاعاتی، از جمله حنان گفن، فرمانده پیشین یگان ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل، این بخش از سناریو را غیرواقعبینانه میدانند. در پروتکلهای امنیتی، حضور مستقیم و فیزیکی رئیس یک سرویس اطلاعاتی در ملاقات با مهرهای که هنوز میزان وفاداری یا اعتبارش سنجیده نشده، یک ریسک عملیاتی غیرقابل قبول است. علاوه بر این، استفاده از یک پوشش دیپلماتیک و دخیل کردن دولت مجارستان در چنین سطح حساسی، احتمال افشای اطلاعات را به شدت افزایش میدهد؛ امری که با اصول پنهانکاری موساد مغایرت دارد.
تناقضهای سیاسی
از منظر تحلیل سیاسی، گزینش احمدینژاد به عنوان مهره جایگزین برای آینده ایران، فرضیهای دور از ذهن است. او در دوران ریاستجمهوری خود با مواضع جنجالی از جمله انکار هولوکاست شناخته میشد. چنین کارنامهای مانع از کسب هرگونه مشروعیت بینالمللی برای او در غرب میشود. در داخل ایران نیز، احمدینژاد پایگاه رأی منسجمی ندارد؛ اصلاحطلبان به او بیاعتمادند و اصولگرایان سنتی نیز پس از زاویه گرفتن او با رهبری، مرزبندی مشخصی با وی ایجاد کردهاند.
حتی به گزارش روزنامه هاآرتص، بخش اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) از همان ابتدا نسبت به این طرح ابراز تردید کرده و هشدار داده بود که هرگونه خلأ قدرت در ایران لزوما به سود مهرههای متمایل به غرب تمام نخواهد شد. این اختلاف نظرها نشان میدهد که حتی در درون جامعه اطلاعاتی اسرائیل نیز توافقی بر سر این سناریو وجود نداشته است.
سناریوسازی رسانهای و جنگ سرد درونسازمانی
برخی ناظران معتقدند که انتشار این گزارشها ممکن است بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیت باشد، محصول رقابتهای دیرینه و جنگ اطلاعاتی میان موساد و اطلاعات نظامی اسرائیل باشد. در بسیاری از سرویسهای امنیتی دنیا، درز دادن هدایتشده اطلاعات ابزاری برای برجسته کردن موفقیتهای یک نهاد و به حاشیه راندن رقیب است.
در نهایت، اگرچه دفتر احمدینژاد این ادعاها را «سناریویی هالیوودی» خوانده و تکذیب کرده است، اما نکته کلیدی در ارزیابی گزارش نیویورکتایمز، تکیه مطلق آن بر منابع نامشخص و بدون چهره است. در غیاب اسناد مکتوب، شواهد شنیداری یا مدارک تصویری راستیآزماییشده، این روایت بیشتر شبیه به یک تریلر جاسوسی جذاب اما غیرواقعی است تا یک حقیقت مستند تاریخی. تا زمانی که مدارک متقنی ارائه نشود، باید این گزارش را صرفا یک ادعای رسانهای پرابهام تلقی کرد.
محمود تو هم آره؟!!!