جنگی که ترامپ نمیتواند برندهاش باشد | تشخیص اشتباه شکستهای آمریکا، ترامپ را در ایران گیر انداخت
دونالد ترامپ بیشتر از هر زمان دیگری در رابطه با جنگ علیه ایران در مخمصه قرار گرفته است، این را مارک چمپیون در یادداشت امروز خود در بلومبرگ نوشته است.
به گزراش خبرفوری به نقل از بلومبرگ، برای چندمین بار از زمانی که دونالد ترامپ پنج ماه پیش جنگ ششهفتهای با ایران را آغاز کرد، ترامپ خود را در بنبست میبیند. او هفته گذشته اعلام کرده بود که جهنمی بیسابقه را بر سر تهران فرود خواهد آورد، زیرا به اعتقادش مقامات ایران هنوز به اندازه کافی ضربه نخوردهاند تا بیفایده بودن مقاومت را درک کنند! اما اکنون ظاهرا از این موضع عقبنشینی کرده است؛ گفته میشود مشاوران نظامی به او هشدار دادهاند که گزینه نظامی مؤثری در اختیار ندارد.
این وضعیت دو پرسش اساسی را مطرح میکند. نخست اینکه چرا آمریکا، با وجود ادعای برتری نظامی و ادعای مضحم نابود کردن بخش بزرگی از توان متعارف دریایی و هوایی ایران، هنوز نمیتواند اراده خود را بر ایران تحمیل کند؟ پرسش دوم نیز این است که چرا ترامپ تا این اندازه از درک این محدودیت ناتوان بوده که ناچار شده اطرافیانش او را از تکرار همان راهبردی که تاکنون نتیجهای نداشته، بازدارند؟
به اعتقاد نویسنده، پاسخ هر دو پرسش در یک اشتباه راهبردی نهفته است. ترامپ و شماری از چهرههای کلیدی دولتش با این تصور وارد کاخ سفید شدند که ناکامیهای سیاست خارجی آمریکا نتیجه ضعف دولتهای پیشین، پایبندی بیش از حد به «نظم مبتنی بر قواعد»، سیاستهای اجتماعی در ارتش، تمرکز بر اروپا یا هزینه کردن منابع برای کمکهای خارجی و ملتسازی بوده است. آنها گمان میکردند مشکل، کمبود اراده سیاسی است، نه تغییر ماهیت قدرت نظامی.
بیشتر بخوانید:
با تشدید جنگ، آیا آمریکا تلفات خود را پنهان میکند؟
پاکستان میانجی صلح بود حالا ممکن است یک طرف جنگ باشد!
سرگیجه آمریکا از دقت حملات ایران | ماجرای کمک روسیه به ایران در انهدام پایگاههای سیا چیست؟
اما این تحلیل، به باور نویسنده، از اساس اشتباه است. دلیل اصلی ناکامی آمریکا در برابر ایران این است که فناوری، ماهیت جنگ را دگرگون کرده و توازن قدرت میان کشورهای بزرگ و کوچک را تغییر داده است. تصور ترامپ از قدرت بلامنازع ارتش آمریکا، متعلق به گذشته است و با واقعیتهای امروز همخوانی ندارد.
رابرت پیپ، استاد دانشگاه شیکاگو و نویسنده کتاب بمباران برای پیروزی، در مقالهای که هفته گذشته در نشریه فارین افرز منتشر شد، توضیح میدهد همان اقتصاد جهانی که پس از پایان جنگ سرد به رهبری آمریکا شکل گرفت، در عمل فناوریهای پیشرفته جنگی را نیز در سراسر جهان گسترش داده است. امروز فناوریهایی مانند تصاویر ماهوارهای، ریزتراشهها، پهپادها و سامانههای هدفگیری دیگر در انحصار قدرتهای بزرگ نیستند.
به همین دلیل، برخلاف عراق صدام حسین در جنگ خلیج فارس یا صربستان در جریان حملات ناتو، کشورهایی که در برابر آمریکا مقاومت میکنند، اکنون هم ابزار مقابله نامتقارن در اختیار دارند و هم میتوانند از حمایت قدرتهایی نزدیک به سطح آمریکا بهره ببرند. در نتیجه، واشنگتن دیگر نمیتواند مطمئن باشد که هر جنگی را با هزینه اندک و پیروزی قطعی به پایان خواهد رساند.
ایران نیز به گفته نویسنده نشان داده است که اگر آمریکا زیرساختهای حیاتی و انرژی این کشور را هدف قرار دهد، توانایی وارد کردن خسارت مشابه به متحدان آمریکا در خلیج فارس را دارد و البته که به دلیل تحمل خسارت تسلیم شود. در چنین شرایطی، آمریکا ناچار خواهد بود بخش بزرگی از ذخایر موشکی و تسلیحات پیشرفته خود را مصرف کند، بیآنکه به نتیجه راهبردی مشخصی دست یابد.
این رسانه مدعی شده است که ایران نشان داده که میتواند از شرکای خارجی خود نیز بهره بگیرد؛ چین از نظر اقتصادی و روسیه در زمینه اطلاعات هدفگیری و همکاریهای نظامی از جمله این پشتوانهها هستند. همچنین موقعیت جغرافیایی ایران در کنار تنگه هرمز باعث شده مجموعهای از موشکها، پهپادهای ارزانقیمت و شناورهای تندرو، اثری بسیار فراتر از ارزش واقعی خود بر امنیت انرژی جهان بگذارند.
نویسنده مدعی است ترامپ تنها در یک مورد درست تشخیص داده است: مسیر دیپلماسی با ایران عملا به پایان رسیده است. آتشبس مبهمی که پس از جنگ شکل گرفت، از ابتدا بر پایه برداشتهای کاملا متفاوت واشنگتن از پایان جنگ بنا شده بود و به همین دلیل نیز از همان ابتدا محکوم به شکست بود.
در ادامه مقاله به یادداشتی از محمدجواد ظریف، وزیر پیشین امور خارجه اشاره میشود. ظریف نوشته است که ایران و آمریکا دیگر هرگز دوست نخواهند شد، اما میتوانند اختلافات خود را در قالب نوعی «تنشزدایی شبیه دوران جنگ سرد» مدیریت کنند. با این حال، نویسنده معتقد است حتی این هدف نیز بسیار دشوار است.
در پایان، بلومبرگ نتیجه میگیرد که ترامپ ناچار است راهی برای پایان دادن به جنگ پیدا کند که محدودیتهای واقعی قدرت آمریکا را بپذیرد. در غیر این صورت، تشدید دوباره جنگ تنها به فرسایش بیشتر توان نظامی آمریکا و پیچیدهتر شدن بحران خواهد انجامید.
تحلیل های کله پاچه ای😁