عراقچی: مصاحبههای من را هیچکدام صداوسیما پخش نکرد/ ویدئو
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه در گفتگو با جواد موگویی گفت: مصاحبههای من را هیچکدام صداوسیما پخش نکرد. من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف صحبت کردم و شمشیر زدم؛ گفتم شب صداوسیما نشان میدهد و میگوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ اصلا انگار نه انگار. فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام.
بخشهایی از این مصاحبه به شرح زیر است:
موگویی: یک اشکال بیشتر به دولت آقای پزشکیان، وارد است؛ اینکه خیابان را اصلاً در معادلات خودشان نمیبینند.نه در معادلات قدرت میبینند و نه برای افکار عمومی آنگونه که باید احترام قائل میشوند و نه برای آن تبیین میکنند.
دکتر عراقچی: حالا دولت، بالاخره ابزارهای خودش را دارد. من وزارت خارجه را عرض می کنم؛ اولاً اعتقاد من این است که خیابان واقعاً یک معجزه بود. آنچه ما را در این جنگ چهل روز و بعد از آن، غیر از موشکها و اراده جمعی حاکم بر کشور، نگه داشت، همین خیابانها بود که تبلور برانگیختگی ملت و سرمایه اجتماعی ما بود؛ سرمایهای که به میدان آمد و به کار گرفته شد. بنابراین، خیابان را اصلاً نباید دستکم گرفت. این قدرت و این سرمایه باید حفظ شود. البته خیابان، باید حتماً توجیه شود و در جریان مسائل قرار بگیرد. من در وزارت امور خارجه طبیعتاً دستم نمیرسد که این کار را انجام بدهم. این وظیفه صدا و سیماست. اینکه بتوانیم همه مردم و همه خیابان را نسبت به مسائل توجیه کنیم، به یک سطح وسیعتر نیاز دارد و فقط باید در سطح حاکمیتی با این قضیه برخورد شود.
موگویی: یکی اینکه ادبیات وزارت امور خارجه باید تغییر کند. زمان جنگ، ادبیات شما ادبیات جنگی بود، اما پس از جنگ هم باید همان ادبیات حفظ شود. یک چیز خیلی بد است. جنگ شده، رهبری را هدف قرار دادهاند، این همه مردم کشته شدهاند، میناب، لامِرد و دهها جای دیگر آسیب دیدهاند؛ آن وقت ادبیات دولت این باشد که «اگر آمریکا گندم را ارزان به ما بدهد، میخریم.»واقعاً این حرف زشت است. احساسات مردم جریحهدار میشود. دنیا هم درباره ما چه فکر میکند؟ میگوید اینها مگر چه کسانی هستند؟ مگر میشود هنوز از این جنگ بیرون نیامده، چنین حرفی زد؟ من فکر میکنم این حرفها خیابان را عصبانی میکند و این احساس را به مردم میدهد که انگار همه چیز را دارید میفروشید.
دکتر عراقچی: این برداشت ناشی از یک جمله اشتباه است که شاید کسی گفته باشد و نباید آن را به همه تعمیم داد. اولاً ادبیات وزارت امور خارجه در طول جنگ آنقدر محکم بود که مرا متهم کردند به اینکه وزیر جنگ هستم، نه وزیر امور خارجه. اگر توییتها و مواضع مرا ببینید، همه همینگونه است. منطق من این بود که وقتی کشور در حال جنگ است، وزیر امور خارجه باید محکم صحبت کند. اگر کوچکترین نشانهای از ضعف در سخنان وزیر خارجه دیده شود، این احساس ایجاد میشود که کل کشور ضعیف است. ما در طول جنگ تلاش کردیم صدای اعتمادبهنفس مردم ایران باشیم. مصاحبههای من را هیچکدام صداوسیما پخش نکرد. من با فاکسنیوز، سیانان و رسانههای مختلف صحبت کردم و شمشیر زدم؛ گفتم شب صداوسیما نشان میدهد و میگوید باریکلا وزارت خارجه چگونه صحبت کرده؛ اصلا انگار نه انگار. فقط یکی دو جمله را که برایشان جذاب بود زیرنویس کردند و تمام.
در حالی که باید نشان میدادند وزارت امور خارجه چه اقداماتی انجام داده است. آقای بقایی هم مرتب مصاحبه میکرد و معاونان وزارتخانه نیز فعال بودند. ادبیات ما کاملا درست بوده و منطق با شرایط جنگی عمل کردیم.