عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی:
قدرت موشکی ایران ابرازی بازدارنده برای شروع نشدن جنگ نبوده است/ متأسفانه تا حدودی اعتماد لازم نسبت به ادعاهای ایران در مورد قدرتش زائل شده بود و لذا ادعاهایش شنیده نمیشد
شاید گفته شود که ایران بارها قدرت موشکی و شهرکهای موشکی خود را به رخ کشیده و ابراز کرده بود. درست است. ولی متأسفانه تا حدودی اعتماد لازم نسبت به ادعاهای ایران زائل شده بود و لذا ادعاهایش شنیده نمیشد. چون ادعاهای عجیب و غریب زیادی از سوی افراد مسئول و غیر مسئول میشد که هیچ کدام حتی با عقل حتی متعارف هم جور در نمیآمد. هنگامی که اعتماد به نسبت زایل شود و شیشه اعتماد بشکند، بند زدن کامل آن اگر نگوییم نشدنی است قطعآ بسیار سخت است.
عباس عبدی در یادداشتی با عنوان «نقطه ضعف یا قوت؟» در اعتماد نوشت: اخیراً گفتگویی داشتم که مصاحبهکننده محترم پرسید که؛ آیا فکر میکردی که ایران چنین پاسخ قاطعی در مقابله نظامی بدهد. بلافاصله گفتم خیر. البته لحن ایشان به گونهای بود که گویی این را به عنوان نقطه قوت میگفت؛ که واکنش ایران بر خلاف انتظارات قبلی، همه را بصورت مثبتی شگفتزده و به قول جوانان سورپرایز کرده است. بنابر این بلافاصله نیز اضافه کردم که این را نقطه قوت نباید دانست. این نظر خود را توضیح دادم و در اینجا نیز قدری شرح میدهم.
حکومتی که دنبال جنگ نیست و دکترین نظامی آن غالبا دفاعی است، اگر قدرت ناشناختهای دارد که از دیگران پنهان نگهداشته شده و از آن اطلاعی ندارند این سیاست نتیحه مثبت و بازدارندهای در آغازگری جنگ از سوی دشمن ندارد. چرا؟ به این علت که اغلب حکومتها حتی ایالات متحده هم مشغول معرفی ابعادی از قدرت پنهان داشته و نداشته خود هستند که دیگران را بترسانند تا مبادا دست از پا تخطی کنند. در واقع این ویژگی هر موجود زنده است که به عنوان یک سازوکار دفاعی و برای جلوگیری از تجاوز و تعدی دیگران، خود را قدرتمندتر از آنچه که هست نشان دهد، البته به نحوی که طرف مقابل نیز آن را باور کند و فکر تهاجم علیه او را از سر خود بیرون نماید.
اینکه یک موجود زنده یا کشوری که خواهان جنگ و حمله نیست، قدرت خود را ابراز نکند تا طرف مقابل از آن مطلع نشود، خلاف قاعده است. البته در مراحل اولیه طراحی و ساخت آن را ابراز نمیکنند تا اصل و جزییات آن را پنهان بماند، و دشمن مانع تحقق آن نشود، ولی هنگامی که عملیاتی شد، دشمن باید با توجه به وجود آن تصمیم به جنگ بگیرد.
در همین جنگ اخیر نیز میتوان گفت اگر ایالات متحده تصور دقیقی از ابعاد واکنش ایران و طول زمان این جنگ داشت، به احتمال زیاد جنگ را آغاز نمیکرد و این جنگ رخ نمیداد. ترامپ تصور یک جنگ سه روزه را داشت. اگر اطلاعات درستی داشت شاید مسیر مذاکرات پیش از جنگ هم به گونه دیگری میشد و مثل حالا پیچیدهتر و با ابعاد بزرگتری نمیشد.
بنابراین پنهانکاری مزبور کمکی به بازدارندگی ایران در بروز جنگ نکرده هر چند متجاوزان را از موفقیت مورد نظرشان دور کرده است. چون ایران قطعاً خواهان جنگ نبود و رهبری نظام هم چند بار تاکید کردند که جنگ نخواهد شد، که احتمالاً این نظر براساس قرائنی از واقعیت قدرت موشکی ایران بود. ولی آغازگری جنگ نشان داد که این ابراز قدرت یا نبوده یا حداقل، کافی و دقیق و بازدارنده نبوده است.
اکنون و با آغاز جنگ، این مسأله در مورد قدرت نظامی قدری حل شده است. ولی نمیدانیم که در باره سیاستهای گفتگو و امتیازاتی که ایران میتواند رد و بدل کند هم برای طرف مقابل شفافسازی شده است یا خیر؟
البته پنهانکاری و عدم ابراز قدرت برای طرف مقابل که دنبال تهاجم و جنگ بود یک نقطه قوت بود، زیرا در هر دو جنگ بیاطلاعی ایران از ابعاد قدرت اطلاعاتی و هوشهای مصنوعی امثال "کلود"، موجب شد که ابعاد خسارات تجاوز اسراییل و آمریکا به ایران را بطور دقیق یا نسبی پیشبینی نشود، ولی در عمل معلوم شد که ورود هوش مصنوعی به جنگ بسیار ویرانگرتر از قدرت ادوات نظامی به تنهایی است.
شاید گفته شود که ایران بارها قدرت موشکی و شهرکهای موشکی خود را به رخ کشیده و ابراز کرده بود. درست است. ولی متأسفانه تا حدودی اعتماد لازم نسبت به ادعاهای ایران زائل شده بود و لذا ادعاهایش شنیده نمیشد. چون ادعاهای عجیب و غریب زیادی از سوی افراد مسئول و غیر مسئول میشد که هیچ کدام حتی با عقل حتی متعارف هم جور در نمیآمد. هنگامی که اعتماد به نسبت زایل شود و شیشه اعتماد بشکند، بند زدن کامل آن اگر نگوییم نشدنی است قطعآ بسیار سخت است.