رجانیوز مطرح کرد:
فاصله نجومی خواستههای ایران و آمریکا به روایت رسانههای غربی/ مسئولان محترم؛ ابتکار عمل رسانهای مذاکرات را به دست بگیرید
شنیدهها و اخبار درز کرده از طرف مقابل، حاکی از تکاپوی دشمن برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره و گفتگوهای احتمالی است.
رجانیوز نوشت: فارغ از صحت و سقم این گمانهزنیها، یک پرسش کلیدی ذهن ملت مقاوم ایران را به خود مشغول کرده است: آیا برآورد در دستگاه دیپلماسی این است که خواستههای دو طرف به نقطهای مشترک برای آغاز گفتگو رسیده است؟
آنچه از تریبونهای رسمی دشمن و رسانههایشان به گوش میرسد، همچنان فاصلهای نجومی میان مطالبات بهحق ایران و زیادهخواهیهای جبهه استکبار را نشان میدهد. برای درک بهتر این فاصله، کافی است نگاهی به شروط غیررسمی درز کرده به رسانهها از هر دو سو انداخت:
شروط ایران (به روایت والاستریتژورنال):
دریافت غرامت کامل بابت حملات به ایران.
لغو تمام و کمال تحریمها.
برچیده شدن کلیه پایگاههای نظامی ایالات متحده در خلیج فارس.
اخذ تضمین برای عدم تکرار جنگ و همچنین توقف حملات اسرائیل به حزبالله لبنان.
ایجاد ترتیبات جدید امنیتی در خلیج فارس که ایران بتواند از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، عوارض دریافت کند.
عدم مذاکره درباره برنامه موشکهای بالستیک.
طرح پیشنهادی آمریکا (به روایت کانال ۱۲ اسرائیل):
توقف کامل برنامه هستهای ایران ذیل یک چارچوب تعریف شده.
تحویل تمام مواد غنیشده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی.
از مدار خارج شدن (و تخریب) تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان.
پذیرش محدودیت بر کمیت و برد برنامه موشکی در مرحله بعد.
در مقابل، «وعده» رفع تحریمها و کمک ایالات متحده در پیشبرد یک پروژه هستهای غیرنظامی داده میشود.
مقایسه همین دو لیست به وضوح نشان میدهد که سخن گفتن از «مذاکره» در شرایط فعلی، یا یک فریب بزرگ است یا یک سادهاندیشی محض. پس از بیست و چند روز جنگ تمامعیار، تحمل هزینههای سنگین و خلق حماسههای بیبدیل در میدان نبرد، چگونه میتوان برای ملتی که شب و روز در خیابانها ندای انتقام و «جنگ جنگ تا پیروزی» سر داده، بازگشت به نقطه صفر و بحث بر سر بدیهیات را توجیه کرد؟
در چنین شرایطی، انتظار افکار عمومی آن است که مأموریت ذاتی دستگاه دیپلماسی، نه تکرار تجربه «مذاکره برای مذاکره»، بلکه «برداشت محصول میدان» و ترجمه قدرت به دست آمده از خون شهدا به امتیازات راهبردی بر سر میز واقعیتها باشد. این دستاوردهای میدانی که با خون به دست آمده، باید به عنوان اهرم فشار قدرتمند، دشمن را وادار به پذیرش شروط ایران کند. اما متأسفانه آنچه تا این لحظه دیده میشود، چنین دورنمای روشنی را نشان نمیدهد؛ دشمن با درز دادن اخبار جهتدار، در حال مدیریت افکار عمومی و به دست گرفتن نبض مذاکرات احتمالی است و در جبهه خودی، سکوتی نگرانکننده حاکم است.
مردم صبور و مقاوم ایران به مسئولان در جبهه دیپلماسی اعتماد دارند و میدانند که عزت کشور را فدای مصالح نخواهند کرد. اما این اعتماد، نیازمند شفافیت، اقتدار در اطلاعرسانی و مشاهدهی ابتکار عمل است. انتظار افکار عمومی آن است که پیش از آنکه دشمن روایت خود را بر همگان تحمیل کند، یک مسئول، با مردم سخن بگوید، چارچوبها و خطوط قرمز قطعی نظام را با صراحت یادآوری کرده و مهمتر از همه، ابتکار عمل را در جنگ رسانهای و دیپلماتیک از دست طرف مقابل خارج سازد. نگذارید دشمن، پیروزیهای میدان را با عملیات روانی در حوزه دیپلماسی کمرنگ کند.