سه دلیل عجله ترامپ برای بستن پرونده جنگ

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اخیرا در موضع گیری به این مساله اشاره کرده که توافق آتش بس در قالب جنگ اوکراین بسیار نزدیک است و خیلی زود همه خواهند فهمید که منظور او چیست. او در روزهای گذشته یک طرح 28 ماده ای را ارائه کرده که به ادعای وی، می تواند جنگ اوکراین را خاتمه دهد. ترامپ به صراحت خطاب به ولادیمیر زیلنسکی رئیس جمهور اوکراین گفته که اگر وی این طرح را رد کند، می تواند تا هر زمان که دوست دارد بدون تداوم‌یافتن حمایت های نظامی و اطلاعاتی آمریکا با روسیه بجنگد.

سه دلیل عجله ترامپ برای بستن پرونده جنگ

در  عین حال، ترامپ در موضع‌گیری دیگری خطاب به اوکراینی ها گفته که اگر طرح آتش‌بس وی را نپذیرند، این مساله موجب خواهد شد تا در آینده ای نه چندان دور مجبور به پذیرش طرحی به مراتب تحقیرآمیز‌تر و بدتر شوند. گزارش های رسمی حاکی از این هستند که بر پایه طرح ترامپ، اوکراین باید بخش‌های قابل‌توجهی از شرق خاک خود به ویژه در استان دونباس این کشور را تسلیم روسیه کند و در ازای آن، برخی تضمین های امنیتی به این کشور برای آینده داده خواهد شد.

با این همه، یکی از سوالاتی که در مدت اخیر و البته وضعیت کنونی جای طرح دارد این است که پشت‌پرده تشدید تحرکات ترامپ برای حصول توافق آتش‌بس در قالب جنگ اوکراین چیست؟ به نظر می رسد در این رابطه باید سه مولفه را مد نظر داشت.

اول اینکه اوکراین با فرارسیدن فصل سرد سال، با یک بحران تمام عیار در زمینه تامین برق و گاز خود رو به رو است. کشورهای غربیِ متحد با اوکراین نظیر انگلستان و فرانسه متعهد شده اند که نیاز این کشور به گاز را تا جای ممکن تامین کنند با این حال، ظرفیت های آن ها برای تامین نیازهای یک کشورِ 30 میلیون نفری به شدت محدود است. ورای همه این ها، روس ها در ماه های گذشته به نحوی هدفمند، نیروگاه های برق و گاز اوکراین را هدف قرار داده اند و به نظر نمی رسد اوکراینی ها قادر باشند در فصل سرد سال جاری، هم در جبهه های جنگ بجنگند و هم نیازهای انرژی و روشنایی خود را تامین کنند.

این مساله از چشم اندازی کلان موجب خواهد شد تا شمار قابل توجهی از جمعیت اوکراین به ویژه آنهایی که در شرق اوکراین هستند، سرزمین خود را ترک و به سمت کشورهای غربی در اروپا مهاجرت کنند. هزینه های سنگینِ این موضوع و آماده نبودن جهان غرب برای پذیرش میلیون‌ها اوکراینی آواره، خود یکی از مهمترین محرک‌های اصرارهای ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین است. البته که تداوم جنگ می تواند زمینه‌ساز تحمیل توافقات به مراتب سخت‌تر به اوکراینی ها در ادامه راه باشد که این موضوع نیز یک خسارت راهبردی برای غربی‌ها است.

نکته دوم اینکه اوکراین تا حد زیادی طرفیت های ادامه‌دادن به جنگ با روسیه را از دست داده است. کافی است توجه داشته باشیم که این کشور در آغاز جنگ اوکراین، بیش از 50 میلیون نفر جمعیت داشت اما اکنون جمعیتی در حدود 29 تا 30 میلیون نفر دارد. شمار زیادی از مردم این کشور به ویژه مردان جوان اقدام به مهاجرت به دیگر کشورهای اروپایی و ترک کشورشان کرده اند.

انتشار ویدئوهای مختلف در فضای مجازی که نشان می دهد مردان جوان اوکراینی در خیابان ها و در حالی که در کنار عزیزانشان هستند دستگیر می شوند تا به جبهه های جنگ اعزام شوند نیز نشان می دهد که اوکراین به شدت با مشکل کمبود نیروی نظامی دست و پنجه نرم می کند و وضعیت کنونی برای این کشور نمی تواند ادامه‌دار باشد. از این رو، تداوم جنگ اوکراین برای طرف اوکراینی می تواند این معنا را داشته باشد که بخش قابل‌توجهی از جمعیت خود را از دست خواهد داد و این مساله خود می تواند اوکراین را در آینده ضعیف‌تر از وضعیت فعلی کند.

این موضوع زمانی ابعاد جدی‌تری به خود می گیرد که توجه داشته باشیم افکار عمومی در اروپا نیز به دلیل چالش‌های اقتصادی خود دیگر حمایت های اولیه از اوکراینی ها را برنمی‌تابند و نظرسنجی‌های مختلف حاکی از این هستند که آن ها مایل به هزینه شدن بودجه کشورشان برای خود و رفاهشان هستند و اوکراینی ها را به چشم سَربار در کشورهای خود می بینند.

و مساله سوم اینکه برخی نز معتقدند که ترامپ با علمِ به ضعف اوکراین در جبهه های جنگ با روسیه، سعی دارد تا این کشور را در قالب یک کارت بازی با روسیه در چهارچوب دیگر پرونده های بین المللی معامله کند. به عنوان مثال، آمریکایی‌ها اکنون به شدت مایل به حمله به ونزوئلا و در اختیار گرفتن منابع انرژی این کشور هستند. با این حال، ترامپ نمی خواهد ریسک کند و در یک جنگ بزرگ وارد شود که تلفات سنگینی را به آمریکا تحمیل می کند.

در مورد معادلات غرب آسیا نیز وضعیت مشابهی برقرار است. برخی ناظران معتقدند که ترامپ در ازای امتیاز‌دادن به روسیه در قالب جنگ اوکراین سعی دارد امتیازاتی را از این کشور در دیگر مناطق جهان بگیرد. با این همه، آنچه واضح است، شرایط کنونی نظام بین الملل و البته سیاست منطقه ای، بسیار پیچیده‌تر از آنی است که قابل حدس زدن باشد و دولت ها وار عصر تازه ای از بدگمانی شدید نسبت به نیات یکدیگر شده اند. موضوعی که سبب می شود هر اقدامی در محیط بین‌المللی، با اما و اگرهای فراوانی همراه باشد.

منبع: فرارو
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید