زیدآبادی، روزنامه نگار:
اینکه خاتمی میگوید دست پزشکیان را به دلیل امضای تفاهمنامه میبوسد، گواه درک خطر اوضاع کنونی است/ از اقتصاددانی چون فرشاد مومنی انتظار نمیرود که در کنار جبههای قرار گیرد که هدف غاییاش غرق کشور است
فعال سیاسی و روزنامه نگار نوشت: اینکه سیدمحمد خاتمی میگوید دست آقای پزشکیان را به دلیل امضای تفاهمنامه میبوسد، خود گواه درک خطری است که فردی در جایگاه او از مجموع شرایط داخلی و منطقهای و بینالمللی کشور دارد.
احمد زیدآبادی در یادداشتی با عنوان «دکتر مؤمنی و دریاچهٔ یخزده!» در کانال تلگرامی خود نوشت:
من برای دکتر فرشاد مؤمنی احترام قائلم؛ نه بدین دلیل که به نگاه اقتصادیاش التفاتی داشته باشم بلکه به این دلیل که در پشتِ نگاه اقتصادی او انگیزهای صادقانه و دردمندانه میبینم.
دردمندی گرچه خصیصهای بسیار ارزشمند و قابل احترام است اما همچون هر پدیدهٔ دیگری اگر به تعیبر قرآن از میزان یا حد خود درگذرد، رهزن عدل و انصاف و همهجانبهگری میشود بخصوص هنگامی که به شورمندی و خشم نیز آغشته شود.
آقای مؤمنی با انگیزهای دردمندانه از حذف ارز ترجیحی توسط دولت مسعود پزشکیان به خشم آمده و از همین بابت شخص او را هدف حملات کلامی بسیار تند و تیز خود میگیرد.
این حملات به خودی خود جای نگرانی ندارد، اما در جغرافیای سیاسی امروز، خواه ناخواه آقای مؤمنی را در جبههٔ جناح تندرو و افرادی چون حجتالله عبدالملکی وزیررکار دولت مرحوم رئیسی مینشاند.
اگر قرار گرفتن در چنین جایگاهِ سیاسی، انتخاب آگاهانهٔ دکتر مؤمنی باشد، به خودش مربوط است، اما اگر ناخواسته باشد، به نظرم لازم است در گزینش واژهها برای نقد آقای پزشکیان و دولتش احتیاط بیشتری به خرج دهد.
شرایط سیاسی امروز ایران در نرمترین توصیف، مثل حرکت روی دریاچهای یخزده است. خطر لیز خوردن و به زمین افتادن، طبیعتِ چنین شرایطی است اما خطر واقعی شکستن لایهٔ یخ و فرو رفتن به قعر آب است.
نمیدانم روی چه حکمتی، زنجیرهای از حوادث، دست به دست هم دادند و آقای پزشکیان را که معمولاً در حواشی سیاست کشور میزیست، برای عبور از روی دریاچهٔ یخزده جلو انداختند.
آقای پزشکیان در حالی در ساختمان پاستور مستقر شد و بار ادارهٔ امور اجرایی و اقتصادی به گردنش افتاد که مجموعهٔ بحرانهای عمیق تاریخی و دَورانی جامعهٔ ایران به نقطهٔ تلاقی رسید و کشور ما را در معرض بزنگاهی فوقالعاده خطرناک قرار داد.
ما همه از محدودیتها و تنگناهای دستگاه اجرایی کشور برای عملی کردن برنامههای خود خبر داریم، اما دولت آقای پزشکیان در وضعیتی کاملاً بیسابقه قرار گرفته است.
او و دولتش عملاً به صورت هدفی سهل و آسان در آمدهاند تا از یمین و یسار مسئول همهٔ نابسامانیهای تاریخی جامعهٔ ایران معرفی شوند!
به واقع او تلوتلوخوران میکوشد تا مسیری امنتر و مطمئنتر برای عبور از روی دریاچهٔ یخزده پیدا کند، اما بسیاری به او ناسزا میگویند یا او را بر روی یخهای لغزنده، هل میدهند و یک عده هم از سر جهل یا برنامه، بیوقفه در حال شکستن یخهای سطح دریاچهاند به این قصد که دولت به قعر آب سقوط کند و خودشان جای او را بگیرند!
سوگوارانه اما دریاچه فقط زیر پای دولت نیست، زیر پای جامعه و کشور است. اگر یخها بشکنند، فقط دولت به قعر آب سقوط نمیکند که جمعی بتوانند جایگزین آن شوند! با هر تَرکی در یخ روی دریاچه، زیر پای کل کشور تَرَک برمیدارد و همه میدانیم که چه میشود!
در این وضعیت اسفبار، آیا بهتر است آقای پزشکیان و دولتش افسار قدرت را رها کنند و خود به گوشهای بخزند؟ من خود گاهی به این میاندیشم؛ اما بدبختانه جماعتی که زین خود را آماده کردهاند تا به محض پیاده شدن مسعود پزشکیان از اسب چموش قدرت، خود بر آن سوار شوند، هیچ فهم درستی از حکمرانی و کشورداری ندارند و بلافاصله خود و تمامی کشور را در قعر دریاچه غرق میکنند.
غرق این کشور در اعماق دریاچه اما فقط خواستهٔ پارهای سودائیان قدرت در داخل نیست، انگار خیلیها چه از روی خشم و کینه، چه از سر جهل و نادانی کمر به این کار بستهاند.
اینکه سیدمحمد خاتمی میگوید دست آقای پزشکیان را به دلیل امضای تفاهمنامه میبوسد، خود گواه درک خطری است که فردی در جایگاه او از مجموع شرایط داخلی و منطقهای و بینالمللی کشور دارد. وقتی آقای خاتمی برای رفع خطر از کشور این میزان از فروتنی و تواضع را نشان میدهد، از کسانی چون دکتر مؤمنی انتظار نمیرود که در کنار جبههای قرار گیرد که هدف غاییاش شکستن یخ دریاچه و غرق کشور در قعر آن است!
آقای خاتمی بسیار شریف و بزرگوار است و۸سال رییسجمهور کشورمان بود و بسیار موفق بود
به روباه گفتن شاهدِ کیه گفت دمم. کاملا مشخصه از کی و کجا آب میخوره