فعال سیاسی اصلاح طلب مطرح کرد
صلح شرافتمندانهای که خاتمی از آن سخن میگوید، دقیقاً به چه نوع صلحی اشاره دارد؟/ مطالبه احساسی انتقام، زیانبار است/ مخاطب رئیس دولت اصلاحات جریانهای تندرو و مخالف مذاکرهاند
سیدمحمد خاتمی در تازهترین مواضع خود، با تأکید بر ضرورت «صلح شرافتمندانه»، از حمایت از مذاکره و مذاکرهکنندگان سخن گفته و جریانهای مخالف توافق را به پرهیز از افراط فراخوانده است. این موضع در شرایطی مطرح میشود که پیمایشهای اجتماعی از کاهش اعتماد عمومی، افزایش خشم و ناامیدی و نگرانی گسترده مردم نسبت به آینده حکایت دارند. حسین نورانینژاد، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با رویداد۲۴ میگوید صلح مورد نظر خاتمی نه تسلیم، بلکه توافقی مبتنی بر عزت، بازدارندگی و تأمین منافع ملی است.
سیدمحمد خاتمی در تازهترین سخنان خود، با صراحت از ضرورت حرکت کشور به سوی «صلح شرافتمندانه» دفاع کرده است؛ تعبیری که در نگاه نخست کلی به نظر میرسد، اما در متن سخنان او معنای روشنتری پیدا میکند. خاتمی از صلحی سخن میگوید که نه از سر ضعف و تسلیم، بلکه با هدف حفظ ایران، جلوگیری از تداوم خسارتهای جنگ و گشودن راهی برای خروج از بحران شکل بگیرد.
رئیس دولت اصلاحات همچنین بر حمایت از مذاکره و مذاکرهکنندگان تأکید کرده و تعرض به آنان را بیارتباط با «جوهر اسلام محمدی» و منافع ملی دانسته است. او معتقد است میدان دفاع و دیپلماسی از یکدیگر جدا نیستند و توان نظامی کشور زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که در کنار آن، دیپلماسی نیز بتواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند.
بخش دیگری از سخنان خاتمی به وضعیت افکار عمومی بازمیگردد. او به «پیمایشهای معتبر علمی و اجتماعی» استناد کرده و گفته است اکثریت مردم، با وجود خشم از تجاوز خارجی و بیاعتمادی به آمریکا، خواهان رفع مخاصمه و عبور از شرایط جنگیاند.
از این منظر، سخنان خاتمی را میتوان تلاشی برای پاسخ به یک نگرانی بزرگتر دانست: آیا ادامه تنش و جنگ، در جامعهای که سرمایه اجتماعی، امید و اعتماد آن کاهش یافته، میتواند به حفظ منافع ملی منجر شود یا بر فرسایش داخلی خواهد افزود؟
برای بررسی مفهوم «صلح شرافتمندانه»، مخاطبان سخنان خاتمی و جایگاه اصلاحطلبان در دوران پساجنگ، با حسین نورانینژاد، فعال سیاسی اصلاحطلب، و قائم مقام دبیرکل و سخنگوی حزب اتحاد ملت گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
۱. صلح شرافتمندانهای که خاتمی از آن سخن میگوید، دقیقاً به چه نوع صلحی اشاره دارد؟
صلح شرافتمندانه یعنی صلحی که از موضع عزت، حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق ملت به دست آید؛ صلحی که نه حاصل تسلیم، بلکه نتیجه ترکیب دیپلماسی هوشمندانه و توان دفاعی کشور باشد.
صلح از مسیر دیپلماسی و بازدارندگی
۲. مخاطب سخنان خاتمی کدام بخش از حاکمیت است؟ وقتی شورای عالی امنیت ملی و دولت توافق را پذیرفتهاند، این سخنان خطاب به چه کسانی است؟
من نمیتوانم منظور آقای خاتمی را تفسیر کنم، اما به نظر میرسد مخاطب این سخنان، جریانهایی باشند که در هفتههای اخیر با مواضع تند علیه مذاکره و هرگونه تفاهم، فضای سیاسی را ملتهب کردهاند.
در حالی که شورای عالی امنیت ملی و دولت مسیر مذاکره را پذیرفتهاند، این صداها با طرح مطالبات حداکثری و بعضاً انتقامجویانه، پیامهای متناقضی به داخل و خارج کشور مخابره میکنند. بخشی از این فضای احساسی، با توجه به شرایط اخیر، قابل درک است؛ اما تبدیل آن به راهبرد رسمی کشور میتواند زیانبار باشد.
این رویکرد دستکم پنج پیامد منفی دارد: نخست، روایت پیروزی ایران در جنگ تا رسیدن به تفاهم را که به انسجام داخلی کمک میکرد، تضعیف میکند. دوم، تصویر ضدجنگ ایران را بهعنوان کشوری که در پی حلوفصل اختلافات است، در افکار عمومی جهان مخدوش میسازد. سوم، جایگاه نخبگان نظامی و دیپلماتیک و نهادهای تصمیمگیر، از جمله شورای عالی امنیت ملی، را در برابر جریانهای تندرو تضعیف میکند. چهارم، بهطور طبیعی انسجام، اعتمادبهنفس و قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده را کاهش میدهد. پنجم نیز با طرح مطالبات غیرواقعبینانه درباره تضمینها و تعهدات، پیامهای دوگانهای از داخل کشور ارسال میکند که موقعیت دولت و مذاکرهکنندگان را دشوارتر میسازد.
۳. صلح میان ایران و آمریکا چگونه تعریف میشود و چه تضمینی برای تداوم آن وجود دارد؟
هیچ تضمین قطعی و دائمی در روابط بینالملل وجود ندارد؛ نه از جنس حقوقی و نه از جنس اخلاقی. روابط میان دولتها تابعی از توازن قوا، منافع و تحولات محیطی است و به همین دلیل، دیپلماسی نیز باید همواره پویا و متناسب با شرایط روز باشد.
تضمین واقعی صلح، ترکیبی از حفظ و تقویت مستمر توان بازدارندگی کشور، دیپلماسی فعال و شکلگیری منافع مشترکی است که هزینه برهمزدن صلح را برای همه طرفها افزایش دهد. هرچه منافع متقابل بیشتر در هم تنیده شود، انگیزه حفظ توافق و پرهیز از بازگشت به تنش نیز بیشتر خواهد شد.
۴. مذاکرات یک سال اخیر در هر سه نوبت به جنگ منجر شده است. آیا این مسئله نشان نمیدهد که آمریکا ناقض توافقها بوده و طرف ایرانی الزاماً مقصر نیست؟
آمریکا نهفقط در یک سال اخیر، بلکه در گذشته نیز در مواردی مانند برجام نقض عهد کرده است. بحث بر سر خوب یا بد بودن آمریکا نیست؛ مسئله این است که در برابر رفتارهای غیرقابل اعتماد دولت ترامپ، چه سیاستی بیشترین تأمینکننده منافع ملی ایران است.
اصلاحطلبان در آستانه یک بازتعریف؟
۵. در روزهای پساجنگ، دوران صلح و بهطور کلی در دوره رهبری جدید، اصلاحطلبان چه جایگاه و نقشی خواهند داشت؟ آیا اصلاحطلبان نیازمند تغییر تاکتیکی یا فلسفی هستند؟
شرایط داخلی، منطقهای و جهانی تغییر کرده و اصلاحطلبان نیز باید متناسب با آن تغییر کنند. این تغییر لازم نیست در اهداف و ارزشهایی مانند تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، صلح، دموکراسی، رواداری، تکثر و حقوق بشر باشد؛ اما در هر شرایطی، روشهای پیگیری این اهداف میتواند تغییر کند.
اصلاحطلبی اگر نتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، از جامعه و تحولات عقب میماند؛ اما این تطبیق نباید به معنای عدول از اصول بنیادین آن باشد.
اصلاحطلبان با جنگ مخالفاند، نه با دفاع. دفاع از کشور یک ضرورت است، اما جنگ بهعنوان وضعیتی پایدار، با اهدافی مانند توسعه، آزادی، عدالت، رفاه و کرامت انسانی سازگار نیست.
مخالفت با جنگ از همین منظر، یک موضع ملی و مسئولانه است.
۶. نکته پایانی؟
پیام اخیر آقای خاتمی از ابعاد ملی، میهنی، انسانی و منطقی برخوردار است. این پیام درک مناسبی از مناسبات جهانی و ضرورت دفاع در شرایط خاص دارد و در عین حال، از پیامدهای منفی جنگ چشمپوشی نمیکند.