معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه:

دیپلماسی در جنگ ادامه دارد، اما با ادبیاتی متناسب با شرایط جنگی/ در هیچ دوره‌ای هماهنگی میدان و دیپلماسی به اندازه امروز نبود

معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه با تأکید بر اینکه دیپلماسی حتی در شرایط جنگی متوقف نمی‌شود، گفت: روندهای دیپلماتیک در زمان جنگ ادامه دارد، اما پیام‌ها، مواضع و ادبیات دستگاه دیپلماسی باید متناسب با شرایط جنگی تنظیم شود و به هیچ‌وجه نباید حاکی از ضعف در برابر دشمن باشد.

 دیپلماسی در جنگ ادامه دارد، اما با ادبیاتی متناسب با شرایط جنگی/ در هیچ دوره‌ای هماهنگی میدان و دیپلماسی به اندازه امروز نبود

 پس از جنگ تحمیلی ۴۰ روزه و همزمان با تداوم تحرکات دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران، یکی از پرسش‌های مهم در فضای سیاسی کشور، نسبت میان «دیپلماسی» و «میدان»، چگونگی ادامه مذاکرات در شرایط جنگی و پساجنگ و البته تفاوت ادبیات دستگاه دیپلماسی با نهادهای نظامی در دوره جنگ و یا توقف آن است.

گفتگو با کاظم غریب آبادی، معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه را می خوانید:

دشمن نباید از مواضع ابرازی، احساس ضعف ایران را برداشت کند/ تجربه نشان می‌دهد انعطاف بی مورد، طرف مقابل را جسورتر می‌کند

دور جدید مذاکرات میان ایران و ایالات متحده که منجر به حصول یادداشت تفاهم اسلام آباد شد و پس از آن از سرگیری جنگ علیه ایران توسط آمریکا، انتقادهایی را متوجه دستگاه دیپلماسی کرد اما همزمان در اینسوی صحنه نیز برخی وزارت خارجه را متهم به انفعال در حمایت از دیپلماسی به عنوان ابزاری برای خاتمه جنگ کردند. پاسخ وزارت خارجه به منتقدانی که می گویند ادبیات جبهه دیپلماسی نباید مانند جبهه نظامی باشد، چیست؟

افرادی که این حرف را می‌زنند، بالاخره آن‌ها هم دلسوزی‌هایی دارند و انتظاراتی را از دستگاه دیپلماسی مطرح می‌کنند. می‌گویند وقتی کشور در شرایط جنگی است، نباید باب دیپلماسی بسته باشد. این حرف غلطی نیست و حرف درستی است، چرا که عموم و اکثر جنگ‌ها از طریق دیپلماسی و مذاکره فیصله پیدا کرده‌اند.

چطور باید برخی‌ها از ما انتظار داشته باشند که ادبیاتمان در زمان جنگ، مانند ادبیاتمان در زمان صلح باشد؟! این واقعاً امکان‌پذیر نیست. این دشمن غدار را بیشتر تحریک خواهد کرد، چون احساس می‌کند که ما احتمالاً دچار احساس آسیب و ضعف شده‌ایمعموم جنگ‌ها، یا بهتر بگوییم بیشتر جنگ‌ها، از طریق دیپلماسی و مذاکره فیصله پیدا کرده‌اند و تعدادی از جنگ‌ها هم بالاخره با شکست کامل یک طرف و تحمیل شرایط بر کشور مغلوب خاتمه پیدا کرده‌اند. پس اصولاً حرف غلطی نیست که شما انتظار داشته باشید جبهه دیپلماسی کار خودش را انجام بدهد.

اما آیا این باید به منزله این باشد که مقامات دیپلماتیک ما وقتی موضع می‌گیرند، در مقابل دشمن غدار که مردم بی‌گناه ما را می‌کشد، زیرساخت‌های ما را هدف قرار می‌دهد و اهداف غیرنظامی را می‌زند، خیلی آرام و با ادبیاتی ملایم با او صحبت کنند و دیپلماتیک به او بگویند: «ما آماده گفت‌وگو و مذاکره هستیم»؟ خب، این روش خوبی نیست. این دشمن غدار را بیشتر ترغیب می‌کند که حملات خودش را گسترش بدهد.

من به عنوان کسی این را می‌گویم که در مذاکرات متعدد در دو دهه گذشته شرکت داشته‌ام. شما هر وقت در مقابل آمریکا و کشورهای غربی نرمش بی موردی نشان بدهید؛ در اظهاراتتان، در رفتارتان، در عملتان، و موضع ضعیفی گرفتید، آن‌ها چند قدم جلوتر می آیند. این را از روی تجربه خدمت شما عرض می‌کنم و مثال‌های متعددی هم برای آن دارم.

شما ببینید الآن دولتمردان آمریکا، که هم سیاسیون هستند و هم نظامیانشان، ادبیات واحدی در مقابل جمهوری اسلامی ایران دارند. از وزیر جنگ و رئیس‌جمهور آمریکا گرفته تا وزیر خارجه، معاون اول و نمایندگان ویژه‌اش؛ این‌ها وقتی به جمهوری اسلامی ایران حمله می‌کنند و وقتی مردم بی‌گناه را می‌کشند، از همین امر دفاع می‌کنند. این‌ها ادبیات جنگی دارند. شما ادبیات وزیر خارجه آمریکا را ببینید.

چطور باید برخی‌ها از ما انتظار داشته باشند که ادبیاتمان در زمان جنگ، مانند ادبیاتمان در زمان صلح باشد؟! این واقعاً امکان‌پذیر نیست. این دشمن غدار را بیشتر تحریک خواهد کرد، چون احساس می‌کند که ما احتمالاً دچار احساس آسیب و ضعف شده‌ایم که این‌گونه صحبت می‌کنیم. برای همین، ما این انتقادها را می‌شنویم و به جان هم می‌پذیریم، اما اجازه بدهند آن چیزی را که فکر می‌کنیم درست است، در اتخاذ مواضع جبهه دیپلماتیک انجام بدهیم.

سطح دیپلماسی در جنگ تغییر می‌کند، اما متوقف نمی‌شود/ در هیچ دوره‌ای هماهنگی میدان و دیپلماسی به اندازه امروز نبود

آیا دیپلماسی در دوره جنگ متوقف بود؟

دیپلماسی هیچ‌وقت متوقف نیست. ما حتی در جنگ ۱۲ روزه هم، در همان روز سوم یا چهارم جنگ، با دکتر عراقچی سفری داشتیم. هم در اجلاس اضطراری سازمان همکاری اسلامی در استانبول شرکت کردیم، بعد رفتیم با وزرای خارجه سه کشور اروپایی در ژنو صحبت کردیم و باز در مسیر برگشت، در استانبول، با قطری‌ها که پیام‌هایی از سوی آمریکا داشتند، گفت‌وگوهایی صورت گرفت.

در همان زمان هم دیپلماسی فعال بود و در شب آخر هم نماینده ویژه آمریکا تقاضای آتش‌بس را ارائه کرد.

هیچ دوره‌ای این هماهنگی به این حد نبود؛ چرا؟ چون اعتقاد دولت این است که همه ما اجزای یک پیکر هستیم. کشور در جنگ است و همه باید تلاش کنیم که هم دشمن را شکست بدهیم و هم کشور را با کمترین خسارت از این ورطه عبور دهیم.سطح دیپلماسی متفاوت است، اما دیپلماسی در زمان جنگ تعطیل نمی‌شود. یعنی چه که سطحش متفاوت است؟ امکان دارد بنا به برخی ملاحظات و شرایط، این فعالیت محدود شود به ارسال و دریافت برخی پیام‌ها یا حتی نه به‌صورت مستقیم، بلکه غیرمستقیم. این ذات دیپلماسی است.

نکته مهم این است که در اینجا، دیپلماسی، پیام‌هایی که شما می‌فرستید، پاسخ‌ها و واکنش‌هایی که نشان می‌دهید و مواضع عمومی که در حوزه دیپلماسی اتخاذ می‌کنید، نباید حاکی از موضع ضعف باشد؛ چرا؟ چون کشور در شرایط جنگی است.

اینجاست که باید دیپلماسی و میدان هماهنگ باشند و واقعاً هم هستند. من به عنوان کسی که بالاخره در دو دهه گذشته، کم و بیش، در تمام این جریانات و مذاکرات مختلف، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم حضور داشته‌ام، واقعاً می‌توانم به ضرس قاطع عرض کنم که ما در هیچ دوره‌ای هماهنگی بین میدان و دیپلماسی را مانند حال حاضر نداشتیم.

اگر این حرف را از بنده حقیر قبول ندارند، از فرماندهان نظامی عزیز ما بپرسند که قطعاً به آن اذعان خواهند کرد. هیچ دوره‌ای این هماهنگی به این حد نبود؛ چرا؟ چون اعتقاد دولت این است که همه ما اجزای یک پیکر هستیم. کشور در جنگ است و همه باید تلاش کنیم که هم دشمن را شکست بدهیم و هم کشور را با کمترین خسارت از این ورطه عبور دهیم.

منبع: ایرنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید