ردپای زنان ایرانی در زندگی خصوصی رهبران جهان | سیاستمداران مشهوری که همسر ایرانی داشتند
پیوندهای خانوادگی میان ایران و جهان سیاست، گاهی فراتر از روابط دیپلماتیک و مناسبات رسمی کشورها رفته است.
به گزارش خبرفوری، در میان چهرههای شناختهشده سیاسی در جنوب آسیا و جهان عرب، نامهایی دیده میشود که همسرانشان در ایران متولد شدهاند یا ریشه و تبار ایرانی داشتهاند؛ از اسکندر میرزا، نخستین رئیسجمهور پاکستان که در تهران به خاک سپرده شد، تا ذوالفقار علی بوتو، نخستوزیر نامدار پاکستان، و جمال عبدالناصر، رهبر پیشین مصر.
این روایتها، علاوه بر جنبه خانوادگی، تصویری از مهاجرت، پیوندهای فرهنگی و حضور ایرانیان در زندگی خصوصی برخی از مهمترین سیاستمداران قرن بیستم به دست میدهند.

اسکندر میرزا؛ نخستین رئیسجمهور پاکستان و پیوندی با ایران
اسکندر میرزا در سال ۱۹۵۶ بهعنوان نخستین رئیسجمهور پاکستان انتخاب شد؛ اما دوران حضور او در قدرت با کودتای نظامی سال ۱۹۵۸ پایان یافت. او پس از برکناری، به لندن رفت و تا پایان عمر در خارج از پاکستان زندگی کرد.
بیشتر بخوانید:
ادای احترام امیرحسین قیاسی به سربازان انگلیسی کشته شده در ایران!
ماجرای اولین هک صداوسیما پس از انقلاب؛ صدای گوگوش وسط برنامه قرائتی!
وقتی پیکان به شیخ ابوظبی فروخته میشد | روایت یک عکس تاریخی
ویدئویی از حال و هوای تهران پیش از مراسم ازدواج محمدرضا پهلوی و فوزیه | ببینید
میرزا دو بار ازدواج کرد. همسر دوم او، ناهید امیرتیمور، از خانوادهای ایرانیتبار بود و پدرش امیرتیمور کلالی از چهرههای شناختهشده ایران به شمار میرفت. همسر نخست میرزا نیز، رفعت بیگم، ایرانی بود. بنابراین، ارتباط خانوادگی او با ایران تنها به ازدواج دومش محدود نمیشد.
اسکندر میرزا در ۱۳ نوامبر ۱۹۶۹ در لندن درگذشت. به گزارش روزنامه پاکستانی داون، پیکر او بنا بر وصیتش به تهران منتقل شد و حکومت وقت ایران برای او مراسم تشییع و خاکسپاری رسمی برگزار کرد. بدینترتیب، نخستین رئیسجمهور پاکستان در پایتخت ایران به خاک سپرده شد؛ پایانی که پیوند او با ایران را از زندگی خانوادگی به واپسین منزلگاهش نیز گسترش داد.

ذوالفقار علی بوتو؛ سیاستمداری که همسر ایرانیتبار داشت
ذوالفقار علی بوتو از تأثیرگذارترین چهرههای تاریخ سیاسی پاکستان بود؛ سیاستمداری که در مقام رئیسجمهور و نخستوزیر فعالیت کرد و حزب مردم پاکستان را بنیان گذاشت. او در سال ۱۹۵۱ با نصرت اصفهانی ازدواج کرد؛ زنی که در منابع تاریخی و زندگینامهای، ایرانیتبار و از خانوادهای شناختهشده با ریشههای ایرانی معرفی شده است.
نصرت بوتو در زندگی سیاسی همسرش نقشی فراتر از یک بانوی اول تشریفاتی داشت. او پس از اعدام ذوالفقار علی بوتو در سال ۱۹۷۹، در فعالیتهای حزب مردم پاکستان مشارکت کرد و در دورهای رهبری این حزب را بر عهده گرفت. دخترش، بینظیر بوتو، نیز بعدها به یکی از مهمترین چهرههای سیاسی پاکستان تبدیل شد و دو بار به مقام نخستوزیری رسید.
نصرت بوتو در مصاحبهها و روایتهای خانوادگی، از پیشینه ایرانی خانوادهاش سخن گفته بود. زبان فارسی، غذاهای ایرانی و برگزاری نوروز از جمله عناصر فرهنگیای بودند که در محیط خانوادگی او حضور داشتند. به این ترتیب، ریشه ایرانی خانواده بوتو تنها یک اشاره در زندگینامهها نبود و در بخشی از فرهنگ خانوادگی این خاندان سیاسی نیز بازتاب داشت.

همسر جمال عبدالناصر؛ پیوند ایرانی در قلب جهان عرب
نام جمال عبدالناصر نیز در این فهرست قرار میگیرد؛ رهبر ملیگرای عرب که از چهرههای محوری سیاست خاورمیانه در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی بود. او در سال ۱۹۴۴ با تحیه کاظم ازدواج کرد؛ زنی که پدرش ایرانی و مادرش مصری بود.
تحیه کاظم در خانوادهای بزرگ شد که پیوندهای ایرانی و مصری را در خود جمع کرده بود. پدر او، محمد ابراهیم کاظم، از مهاجران ایرانی در مصر بود و در تجارت فعالیت میکرد. ازدواج او با عبدالناصر در سالهایی صورت گرفت که این افسر جوان هنوز به رهبر اصلی مصر تبدیل نشده بود.
عبدالناصر پس از انقلاب ۱۹۵۲ مصر به یکی از چهرههای اصلی قدرت رسید و در سالهای بعد، با شعارهای استقلالطلبانه، ملیگرایی عربی و مقابله با نفوذ قدرتهای خارجی شناخته شد. تحیه در دوران ریاستجمهوری همسرش عمدتا از حضور پررنگ در عرصه عمومی فاصله داشت و زندگی خانوادگی خود را دور از جنجالهای سیاسی حفظ میکرد. این ازدواج تا زمان مرگ عبدالناصر در سال ۱۹۷۰ ادامه یافت.
فراتر از یک نسبت خانوادگی؛ ردپای ایران در سیاست منطقه
وجه مشترک این سه روایت، صرفا ایرانیبودن یا ایرانیتباربودن همسران سیاستمداران نیست؛ بلکه گسترهای از ارتباطات انسانی و فرهنگی است که در کنار مناسبات رسمی دولتها شکل گرفته است.
در پاکستان، دو بانوی ایرانیتبار، ناهید میرزا و نصرت بوتو، در مقاطع مختلف همسر رئیسجمهور یا نخستوزیر شدند و خانوادههایشان با تحولات سیاسی این کشور گره خورد. در مصر نیز پیشینه خانوادگی تحیه کاظم، نمونهای از حضور مهاجران ایرانی در جامعهای است که روابط تجاری و فرهنگی دیرینهای با ایران داشت.
البته باید میان ایرانیبودن، ایرانیتباربودن و برخورداری از پیشینه خانوادگی ایرانی تفاوت گذاشت؛ همانطور که ازدواج یک سیاستمدار با زنی ایرانیتبار، بهتنهایی نشاندهنده تأثیر مستقیم آن زن بر تصمیمهای سیاسی همسرش نیست.
با این حال، زندگی این خانوادهها یادآوری میکند که تاریخ روابط ایران با کشورهای همسایه و جهان عرب، تنها در قراردادها، جنگها و دیدارهای دیپلماتیک خلاصه نمیشود. گاهی برای شناخت لایههای کمتر دیدهشده این تاریخ، باید به زندگی خصوصی رهبران و زنانی نگاه کرد که خود، حلقه اتصال چند فرهنگ و جامعه بودهاند.