این زن ۱۱ سال شیمیدرمانی کرد و فهمید اصلا سرطان نداشته است!
زنی که در ۲۱سالگی به او گفته شده بود به یک تومور مغزی کشنده مبتلاست و تنها چند ماه دیگر زنده خواهد ماند، ۱۱ سال تحت شیمیدرمانی قرار گرفت؛ اما اکنون مشخص شده است که او اساسا سرطان نداشته است.
به گزارش خبرفوری، بکی جونز در آن زمان دختری جوان بود که تازه عاشق شده و رؤیای پیوستن به پلیس را در سر داشت. اما پزشکان به او گفتند به یک تومور مغزی تهاجمی مبتلاست و بدون درمان ممکن است تنها ۶ تا ۱۲ ماه دیگر زنده بماند.
آنچه قرار بود زندگی آینده او باشد، به بیش از یک دهه درمان طاقتفرسا تبدیل شد؛ سالهایی که با تهوع شدید، خستگی، درد و ترس دائمی از بازگشت بیماری گذشت. اکنون، در ۳۴سالگی و بهعنوان مادر دو فرزند، جونز با حقیقتی تکاندهنده روبهرو شده است: او هرگز تومور مغزی نداشته است.
تشخیصی که زندگی یک زن را تغییر داد
جونز در سال ۲۰۱۲، زمانی که بهعنوان اپراتور دوربینهای مداربسته در ورزشگاه فوتبال کاونتری فعالیت میکرد، به دلیل سردردهای شدید میگرنی تحت بررسی پزشکی قرار گرفت. اسکن مغزی، وجود ضایعهای در مغز او را نشان داد.
بیشتر بخوانید:
رسوایی جنسی آقای شهردار | از بوسیدن اجباری تا بیهوش کردن قربانیان!
رسوایی عجیب در بیمارستان | پخش فیلم منشوری برای بیماران!
مرگ اینفلوئنسر مشهور بر اثر جراحی ناموفق بزرگ کردن آلت!
این زن تنها ایرانی است که در حادثه ۱۱ سپتامبر کشته شد
پس از انجام نمونهبرداری، درمان او بهگونهای ادامه یافت که گویی به گلیوبلاستوما درجه چهار، یکی از تهاجمیترین انواع سرطان مغز، مبتلاست. وکلای جونز میگویند این تشخیص حتی پیش از آمادهشدن نتیجه نمونهبرداری مطرح شده بود.
او سپس مصرف داروی شیمیدرمانی «تموزولوماید» را آغاز کرد و برخلاف روند معمول درمان، سالها به مصرف آن ادامه داد.
۱۱ سال شیمیدرمانی و عوارض سنگین
جونز میگوید به او گفته شده بود باید مصرف دارو را بهطور نامحدود ادامه دهد؛ حتی در شرایطی که اسکنهای متعدد، پیشرفت توموری را که انتظار میرفت نشان نمیدادند.
در این سالها، او با تهوع، درد معده، زخمهای دهانی و خستگی شدید دستوپنجه نرم کرد. نگرانی از ابتلا به عفونت نیز باعث شد بیش از گذشته منزوی شود.
گواهینامه رانندگی او مدتی لغو و سپس محدود شد و فعالیتهایی مانند رفتن به باشگاه، دویدن و صرف غذا در رستوران با شریک زندگیاش برایش دشوار یا غیرممکن شد.
حتی به او گفته شده بود ممکن است هرگز نتواند بچهدار شود؛ با این حال، جونز در نهایت صاحب دو فرزند شد و پزشکان هر دو بارداری او را اتفاقی شگفتانگیز توصیف کردند.
حقیقتی که ۱۳ سال بعد آشکار شد
شیمیدرمانی جونز سرانجام در سال ۲۰۲۴ متوقف شد؛ زمانی که پزشکی با او تماس گرفت و گفت پس از بازنشستگی پروفسور ایان براون، درمانش متوقف خواهد شد. با این حال، او میگوید توضیح روشنی درباره علت توقف درمان یا مسئولیت ادامه مراقبت از خود دریافت نکرد.
یک سال بعد، گروهی از جراحان مغز و اعصاب و رادیولوژیستهای مستقل پرونده پزشکی او را بررسی کردند و به نتیجهای رسیدند که تمام تصور او از ۱۳ سال گذشته را تغییر داد.
ضایعه مغزی او سرطان نبود، بلکه به گفته کارشناسان، «دمیلیناسیون تومورمانند» بود؛ نوعی فرایند التهابی در مغز که میتواند در تصاویر پزشکی شبیه تومور ظاهر شود و با داروهای استروئیدی قابل درمان است.
جونز این خبر را در یک تماس ویدئویی با وکلای خود و متخصصان پزشکی دریافت کرد؛ خبری که پس از بیش از یک دهه زندگی با تصور ابتلا به سرطان کشنده، برایش شوک بزرگی بود.
او درباره آن سالها گفت بارها به او گفته شده بود که بدون شیمیدرمانی خواهد مرد و افزود: «من هرگز تومور مغزی نداشتم. تشخیص اشتباه بود و بیشتر دوران بزرگسالیام را بدون دلیل تحت این درمان گذراندم.»
پروندهای که به یک رسوایی بزرگتر پیوند خورده است
پرونده جونز بخشی از یک پرونده گستردهتر در بیمارستانهای دانشگاهی کاونتری و وارویکشایر است؛ جایی که بیش از ۴۰ بیمار و خانوادههایشان اکنون درباره ادعاهای مربوط به درمانهای طولانیمدت یا غیرضروری سرطان اقدام قانونی کردهاند.
کالج سلطنتی پزشکان نیز ۲۰ پرونده را بررسی کرده و هیچیک را نمونهای از «عملکرد خوب پزشکی» ندانسته است. در ۱۵ پرونده، عملکرد کلی نامطلوب ارزیابی شد و در موارد متعددی، شیمیدرمانی برای سالها بدون شواهد روشن درباره سودمندی آن ادامه یافته بود.
برخی بیماران بیش از ۱۰۰ دوره تموزولوماید دریافت کرده بودند؛ در حالی که این دارو معمولا برای تومورهای مغزی با درجه بالا استفاده میشود.
این بررسی همچنین درباره ضعف نظارت، رضایت آگاهانه بیماران و نبود مستندات کافی درباره ادامه درمان هشدار داده است.
اکنون پزشکان و مسئولان بهداشت بریتانیا با این پرسش جدی روبهرو هستند که چگونه درمانی غیرمعمول توانسته سالها ادامه پیدا کند، بدون آنکه سیستمهای نظارتی بیمارستان آن را متوقف کنند.
این رسوایی همچنین به بررسیهای تازهای درباره عملکرد پروفسور براون منجر شده و کالج سلطنتی پزشکان توصیه کرده است احتمال ارجاع رفتار حرفهای او به شورای پزشکی عمومی بریتانیا بررسی شود.
بیمارستان نیز اعلام کرده است نظارت بر تجویز و مصرف تموزولوماید را تقویت کرده و بیماران آسیبدیده توسط پزشکان ارشد دوباره ارزیابی شدهاند.
مشکل سیستمهای پزشکی این است که بیش از اندازه دست یک پزشک را راجع به بیمارش باز می گذارند وبه او این حق را می دهند که ازنظر مشورتی پزشکان دیگر با عنوان دخالت در وظایف قانونی خودش جلوگیری کند
پزشکان خوب را باید تمام جودشون را الماس گرف اینها درمان کننده هستن واسه هرچیزی درهرشهری باشن باید اینها را الماس گرف
دوم اینکه هرپزشک باید یه روانشناس هم باشه که بیمار را همراهی کنه من پزشک خوب میشناسم که گیر نبود تشخیصهای قطعی هستن و روشهای متعدد درمان درکشور چراکه علم پزشکی درایران نیاز به پیشرفت اساسی داره هنوز که هنوزه واسه یه رگیابی دارن با سورنگ و درد انجام میدن واسه مراجعان واسه هرچیزی فکرشو کن بنظرت پزشکها نیاز ندارن علم پزشکی درایران پیشرفته بشه که انواع روشهای درمان و تشخیصهای قطعی را بدهند من یادم هس یه دوستی داشتم هرشهر رفت واسه خارش یکی از دستاش متوجه نشدن تاابنکه رفت یه پزشک گفت بابا تو هیچیت نیس این خارش عصبی هست اول باید به آرامش برسونیمت و ببینی چه چیزهایی آرامش را ازت گرفته و چه چیزهایی آرامت میکنه اونها را انجام بده بیین این پزشک نیست این الماسه و ما پزشکایی که درمان میکنن و تشخیص میدن باید الماس بگیریم و کاری کنیم همیشه کار کنن استراحت کنن و خسته نشن نه اون پزشکی که پولی هست و درمان کننده نیستن و تشخیص خوب نمیدن و تازه حال مراجعان بدتر هم شده
این هم از غرب با این پزشکاش
تشریف بیاریید بیمارستانای آبادان و خوزستان
تا بفهمید با کیا طرف هستید بعد هم که کتک میخورن یا سلاخی میشن میگن آره فلان آره خشونت شد بما
یمشت بیسواده خدانشناس با دستگاه های درب وداغون حالا سرطان هیچ تو بگو واسه کوچکترین چیز بری هه پزشکای خوبم کمیابن بنده های خدا اونا هم گیر علم پزشکی هستن درایران که روش درمان مناسب نمیده که اینها عملیش کنن
کلا پزشک انسانها رو شبیه عابر بانک میبینه کاش اینقدر روی روح و روانمون کار کنیم که مجبور نشیم بریم پیش دکتر چون همه بیماری جسمی از روح هستن
پزشک متخصص اعصاب و روان میشناسیم همه را راهی تیمارستانها کرده یه مشکل جزئی داشتن فقط چرا چون درمان و تشخیص درست بلد نبوده فقط هی هرماه پول بده پول بده پول بده هزینه بستری بیمارستان چه خصوصی چه عمومی این مشخصه پزشک نیست و نبود هیچوقت چون بجای درمان بدتر شدن و کارشون کشید به چه جاهایی بخاطر عوارض داروها و اُور دوز
😐تشریف میاوردی بیمارستان خوزستان بخصوص آبادان نمیگفتن تومور داری میگفتن الان میمیری
بازخوبه اونا بهت گفتن ۶ ماه زنده ای
میومدی پیش چندشای عراقی و بیسواد در بیمارستانای آبادان یمشت غیره و غیره