عامل قتل قهرمان کراسفیت: عمه ام دستور کتک کاری پسرعمویم را داده بود اما ...
جوان ۳۲ ساله ای که قهرمان کراسفیت خراسان رضوی را سال گذشته در یک تالار عروسی به قتل رسانده است پس از دستگیری در اعترافات خود مدعی شد: عمه ام می خواست من پسرعمویم را کتک کاری کنم اما هنگام درگیری به خاطر مستی و نشئگی به سوی محسن اسدی (مقتول) شلیک کردم چرا که ترسیدم او مرا بزند.
صبح روز گذشته، عامل تیراندازی مرگبار در یک مجلس عروسی که پس از ۱۱ماه فرار و زندگی مخفیانه در زاهدان دستگیر شده است به شعبه ویژه پرونده های جنایی هدایت شد و در حضور قاضی دکتر صادق صفری (قاضی ویژه قتل عمد مشهد) به تشریح جزئیات جنایت هولناک خود پرداخت.
او با بیان این که با خانواده مقتول نسبت فامیلی دارد، درباره ماجرای تیراندازی در تالار عروسی گفت: من هیچ مشکلی با محسن اسدی (مقتول) نداشتم و او را فقط در مجالس عمومی می دیدم و ارتباط ما فقط در حد سلام و علیک بود ولی با پسرعمویم «اصغر» مشکل داشتم که آن هم به خاطر اموال و ارثیه بود. یک بار هم وقتی دختر برادرم قصد ازدواج داشت او (اصغر) در تحقیقات بدگویی کرده بود. این اختلافات با پیامک توهین آمیزی که دو شب قبل از قتل برای پدرم فرستاد شدت گرفت.
آن شب من در تالار عروسی «اصغر» را دیدم و بعد هم عمه ام زنگ زد که «او را بزنم!» به او گفتم : خودم از عهده دعوا برمی آیم و نباید فرد دیگری را برای کمک به من بفرستد!
این درحالی بود که خواننده در مجلس عروسی غزل می خواند تا داماد رقص خود را شروع کند. وقتی «اصغر» برای ریختن پول (شادباش) از کنار من عبور کرد به من گفت: «پَه پِه» و رد شد. من هم سریع به دنبالش رفتم و به او گفتم: «چی گفتی؟» او هم گفت: «چی میگی یره!» سپس به او گفتم:به پدرم فحش دادی که ۴۵ کیلو استخوان است و آن جا نشسته! وقتی فهمید که من قصد درگیری دارم رو به من کرد و گفت:بیا بیرون برویم!
متهم این پرونده جنایی ادامه داد: در همین حال «جواد» خودش را رساند و گفت: مجلس عروسی خودتان است، آن را به هم نریزید! من هم ایستادم ولی در یک لحظه دیدم که محسن اسدی و تعداد دیگری از مهمانان به سمت من آمدند و «محسن» در حالی که دست به کمرش گرفته بود صدایش را بلند کرد.
او در فاصله حدود ۵ متری من بود که می خواست اسلحه بیرون بیاورد و مرا بزند. در این شرایط تصمیم گرفتم به دست او شلیک کنم که اسلحه اش بیفتد.
ترسیده بودم و مست و نشئه هم بودم که تیراندازی کردم . وقتی شلوغ شد چند تیرزمینی هم با سلاح کلت شلیک کردم ولی چون هول شده بودم با هر تیر یک بار گلنگدن می کشیدم. در میان همین درگیری «م-ق» به من چاقو زد که از پشت زخمی شدم.
بعد از آن هم به منزل یکی از بستگانم رفتم ولی وقتی آن ها ماجرا را فهمیدند، هیچ کمکی به من نکردند. این بود که سوار بر پژوی نقره ای به زاهدان گریختم و شب هم به یک جگرکی رفتم تا سرحال شوم چون خون زیادی ازمن رفته بود. البته قبل از آن اسلحه را در بولوار وکیل آباد درون جوی آب انداختم چون می ترسیدم در بین راه پلیس مرا بگیرد.
به کسی هم اعتماد نداشتم که اسلحه را به او بسپارم. در زاهدان هم تا زمانی که پول کادو و مبالغ هدیه عروسی را خرج می کردم خیلی خوب بود و عشق و حال می کردم اما هنگامی که پول هایم تمام شد در خیابان آزادی زاهدان ضایعات (قوطی رانی) جمع آوری می کردم و کیلویی ۱۵۰هزار تومان می فروختم. آن جا مواد مخدر هم راحت گیر می آمد و مشکلی هم در این رابطه نداشتم. مدتی هم به یک کارواش رفتم و مشغول کار شدم که کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی به سراغم آمدند و دستگیر شدم.
به دنبال اعترافات صریح متهم در حضور قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، وی با صدور دستورهای محرمانه ای از سوی قاضی دکتر صادق صفری در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت تا تحقیقات بیشتری درباره ادعاهای وی برای کشف زوایای پنهان این جنایت تکان دهنده صورت گیرد.
سابقه خبر
ششم شهریور سال گذشته، جوانی به نام «علی-ق» با تیراندازی مرگبار دریکی از تالارهای عروسی مشهد، «محسن اسدی» قهرمان کراسفیت خراسان رضوی را به قتل رساند و از صحنه جنایت گریخت (اینجا بخوانید). این متهم فراری پس از ۱۱ ماه فرار و انتشار تصاویر بدون پوشش وی در روزنامه خراسان، چند روز قبل در زاهدان شناسایی شد.
بنابراین با دستورهای ویژه قاضی دکتر صادق صفری گروهی از افسران وهماهنگی گروهی از افسران کارآزموده پلیس آگاهی خراسان رضوی با هدایت های مستقیم سرهنگ «همتی جوانمرد» (رئیس اداره جنایی) عازم استان سیستان و بلوچستان شدند و عامل این جنایت مسلحانه هولناک را در یک عملیات غافلگیرانه به سرپرستی سرگرد «جواد نوروزی» دستگیر و به مشهد انتقال دادند.
درخور یادآوری است: اجرای نیابت قضایی و عملیات دستگیری با نظارت مستقیم و دستورهای خاص قاضی زمانی (معاون دادستان عمومی و انقلاب زاهدان) صورت گرفت.