اعتراف مرد عصبانی به قتل: بعد از کشتن همسرم یک ساعت گریه کردم

مرد جوان که به خاطر بیکاری ، بی‌پولی و اختلاف با همسرش او را به قتل رسانده بود، یک ساعت پس از جنایت با پلیس تماس گرفت.

اعتراف مرد عصبانی به قتل: بعد از کشتن همسرم یک ساعت گریه کردم

ساعت 3 صبح پنجشنبه 21 خرداد مرد جوانی با پلیس تماس گرفت و گفت: «من یک ساعت قبل همسرم را به قتل رسانده‌ام و بسیار پشیمانم.»

به دنبال این تماس، گزارش قتل زن 38 ساله به بازپرس سالار صنعتگر اعلام شد و تیم بررسی صحنه جرم راهی محل شدند.

محل جنایت طبقه دوم ساختمانی در حوالی خیابان بی‌سیم تهران بود و جسد زن جوان داخل اتاق خواب روی تخت قرار داشت. دو فرزند پسر مقتول هم داخل اتاق خواب دیگری بودند.

متهم که در چند قدمی جسد بود در تحقیقات گفت: «کارگر هستم اما چند هفته کار دارم و چند ماه بیکار هستم. بیکاری و بی‌پولی زندگی‌ام را نابود کرده و با وجود دو فرزند توانایی تأمین هزینه‌های زندگی را نداشتم.

این مسائل، اختلاف من و همسرم را روز به روز بیشتر می‌کرد و شب حادثه دوباره دعوایمان شد. همسرم به اتاق خواب رفت و من داخل پذیرایی بودم. آنقدر فکر و خیال به سرم زد که انگار دیوانه شدم و از روی عصبانیت تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.»

او ادامه داد: به اتاق خواب رفتم و با چکش به سرش ضربه زدم، ناگهان از خواب پرید و فریاد زد و سعی کرد چکش را از دستم بگیرد.

من هم چکش را رها کرده و با چاقو چند ضربه به او زدم. به خودم که آمدم همسرم خونین روی زمین افتاده بود، یک ساعتی بالای سرش گریه کردم و در نهایت با پلیس تماس گرفتم.

با اعتراف متهم جوان به جنایت، به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی پایتخت وی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص ادامه دارد.

منبع: ایران
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 7
  • ناشناس

    خدا لعنت کنه باعث بانی فقر

  • ناشناس

    لعنت بر باعث و بانی فقر.

  • ناشناس

    نتیجه تشویق به ازدواج های بدون پشتوانه مالی مطمین و توصیه به بچه دار شدن که روزی را خداوند می دهد

    نظرات شما -
    • ناشناس

      بعضی از خانواده ها بچه شونو رها میکنند دریغ از حمایت مالی . لعنت بهشون

  • حسین

    خدایا زندگی خیلی ها خانواده ها بخاطر بیکاری و بی‌پولی درحال نابودی است به رحمانیتت قسم به همه رحم کن

  • ناشناس

    منم طلاق گرفتم شوهرم ازدواج کرده بود دیدم کارم به قتل میرسه خرجی بهم نمیداد منو کتک زد منم ازش متنفر شده بودم دیدم طلاق بگیرم تا قتل راه نیوفته پولش برای دختره بود گشنگی نداریش برای من

  • حقگو

    بر باعث بانی فقر47 ساله مردم لعنت
    بر پدر و مادرش لعنت
    بر حامیان بیشرفش لعنت