روایت نجات نارین و آیلین از خانه وحشت
دایی 2دختر 15و 7ساله سنندجی که مدت زیادی توسط پدر و نامادریشان در دستشویی خانه حبس شده بودند، جزئیات تازهای از این حادثه هولناک بازگو کرد.
روز سهشنبه 12خرداد، وقتی همسایهها در محله حاجیآباد سنندج چندین بار با پلیس و اورژانس اجتماعی تماس گرفتند و گفتند نگران وضعیت 2خواهری هستند که از سوی پدر و نامادریشان شکنجه میشوند، تیمی از مأموران راهی محل شدند. همسایهها پیش از این هم چندبار با پلیس و اورژانس اجتماعی تماس گرفته بودند اما هر بار که مأموران در مقابل خانه حاضر میشدند، پدر و نامادری آنها اجازه نمیدادند کسی وارد خانهشان شود. اما این بار ماجرا متفاوت بود. چرا که بهگفته همسایهها یک ماه از 2دختربچه خبری نبود.
ماموران پلیس پس از حضور در محل، هر چه زنگ در را زدند، جوابی نشنیدند. در این شرایط با دستور قضایی از راه پشت بام وارد خانه شدند و 2 خواهر 7و 15ساله را در شرایط هولناکی در سرویس بهداشتی پیدا کردند. هر دو خواهر به بیمارستان منتقل شدند و ویدئوی این نجات در فضای مجازی خشم عمومی را برانگیخت.
فرماندار سنندج، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان، مدیرکل بهزیستی و استاندار کردستان هر کدام جداگانه دستوراتی برای پیگیری ماجرا صادر کردند. بهگفته مدیرکل بهزیستی کردستان، پدر این کودکان هماکنون در بازداشت به سر میبرد و نامادریشان بهدلیل داشتن کودک خردسال در حبس خانگی بهسر میبرد. همچنین استاندار کردستان اعلام کرد که یک واحد آپارتمان به 2 خواهر سنندجی اهدا شده تا در کنار مادر خود با آرامش زندگی تازهای را آغاز کنند.
سامان قمری، دایی 2 دختر سنندجی میگوید: خواهرم نگین، 3سال پیش، وقتی شوهرش با زنی دیگر ازدواج کرد، ناچار به جدایی شد. از همان سال وکیل گرفت و بارها مراجعه قضایی کرد تا بتواند حضانت دخترانش به نامهای نارین و آیلین را بگیرد، اما موفق نمیشد.
او میافزاید: در یک سال اخیر نیز با نقض قوانین ملاقات فرزندان از سوی شوهر سابقش، نتوانست دخترانش را ببیند. این در حالی بود که در این مدت از سوی همسایهها حرفهایی در مورد شکنجه دخترانش میشنید که بیشتر او را نگران میکرد. در این شرایط چند بار مقابل خانه آنها رفت اما شوهرش او را تهدید میکرد و اجازه نمیداد دخترها را ببیند. این ماجرا ادامه داشت تا اینکه با قطع اینترنت و تعطیل شدن مدارس، دسترسی به خواهرزادههایم کاملا غیرممکن شد.
دایی دختران ادامه میدهد: مدتی قبل یکی از همسایهها متوجه شده بود که پدر، نارین را درحالیکه در آغوش داشت و او توان راه رفتن نداشته، به بیرون از خانه برده بود. خواهرم و همسایهها با شنیدن خبر مقابل خانه آنها رفتند اما شوهر سابق خواهرم با قمه آنها را تهدید کرد. او دختر بزرگش نارین را تهدید میکرد که به همه بگوید حالشان خوب است. حتی وقتی از مدرسه هم پیگیر وضعیت او شدند، نارین از روی ترس و بهخاطر تهدیدهای پدر و نامادریاش جرأت نکرده بود که بگوید وضعیت بدی دارند. تا اینکه روز حادثه وقتی ماموران پلیس از پشتبام وارد خانه شدند، نارین و خواهرش را که در سرویس بهداشتی و در بدترین شرایط حبس شده بودند پیدا کردند. همان روز هر دو دختر به بیمارستان منتقل شدند. آیلین که صدمات کمتری داشت، مرخص شد اما نارین برای معالجه در بیمارستان بستری است. او میافزاید: نارین دارای شکستگی فک، لگن و ران است بهطوری که پاهایش و فکش از حالت طبیعی خارج شدهاند. موها و پوست سرش کنده شده است. آثار سوختگی و ضرب و شتم در بدنش دیده میشود. در این 3سال بارها از شوهر سابق خواهرم خواستیم دختران را به خواهرم بدهد. خواهرم نیز در همه این مدت بهدنبال گرفتن حضانت بچهها بود و بالاخره توانست 3-2روز قبل از رهایی بچهها، حضانت آنها را بگیرد. نامادری بچهها 2پسر دوقلوی 9ساله از همسر قبلی خود داشت و یک پسر یکساله از شوهرسابق خواهرم دارد و حتی دوقلوها هم از ترس پدر و مادر نمیتوانستند درباره وضعیت دخترها با کسی صحبت کنند. از طرفی پدر نارین با خانواده خود نیز قطع رابطه کرده بود تا کسی از این وضعیت مطلع نشود.
یکی از همسایههای دختران سنندجی میگوید: در مدت 2سالی که نارین و آیلین با پدر و نامادریشان در این محله ساکن شده بودند، ما به رفتار پدر و نامادری با دختران مشکوک شده بودیم. وقتی متوجه شدیم که آنها شکنجه میشوند، مادر بچهها را پیدا کردیم و این موضوع را با او در میان گذاشتیم. مادر به مراجع قضایی مراجعه کرده بود تا بتواند حضانت بچهها را بگیرد. اما بچهها بهخاطر تهدیدهای پدر گفته بودند که میخواهند با او زندگی کنند. از طرفی هر بار که ما اورژانس اجتماعی را خبر میکردیم، نارین از ترس پدرش میگفت مشکلی ندارند تا اینکه درنهایت با اصرار همسایهها و مادر بچهها، حکم ورود به منزل صادر شد و بچهها نجات یافتند.