جنایت هولناک دو پسر جوان با نقشه شیطانی
دو جوان ۱۹ و ۲۲ ساله که با ورود شبانه به یک واحد آپارتمانی، صاحبخانه ۲۹ ساله را خفه کرده بودند، دستگیر شدند.
دو جوان ۱۹ و ۲۲ ساله که با ورود شبانه به یک واحد آپارتمانی در مشهد، صاحبخانه ۲۹ ساله راخفه کرده بودند درحالی با هوشیاری اهالی مجتمع مسکونی و حضور سریع نیروهای کلانتری شفا در محل ارتکاب جرم دستگیر شدند که مدعی بودند برای دستبرد به طلاهای صاحبخانه دست به جنایت زده اند.
اما دستورهای ویژه مقام قضایی و تحقیقات گسترده کارآگاهان پلیس آگاهی ماجرای آدمکشی «سامورایی ها» را به یک نقشه شوم شیطانی و عشقی پوشالی درفضای مجازی گره زد.
حدود ساعت ۴ بامداد (بیست و چهارم فروردین) بود که صدای دلخراش و فریادهای دلهره آورمردی که در طبقه چهارم یک مجتمع مسکونی ۵ طبقه سکونت داشت، خواب را از چشمان همسایگانش ربود.
جیغ های کمک !کمک! که به ناله های دردناک شباهت داشت، همه ساکنان مجتمع را با لباس های خواب از منازل بیرون کشید، هر کدام حیرت زده و نگران از دیگری درباره ماجرا سوال می کرد اما همه با چشمانی مضطرب به طبقه چهارم می نگریستند، جایی که همسایگان نزدیک به واحد آپارتمانی، طبقه چهارم را محل جیغ و فریاد نشان می دادند. با این وجود خیلی زود همه سرو صداها خوابید و دیگر حتی صدای ناله هم به گوش نمی رسید. یکی از اهالی با تصور این که مشکل خانوادگی است، بی درنگ گوشی تلفن را برداشت و شماره مصطفی (مرد جوان ساکن در طبقه چهارم) را گرفت ولی کسی پاسخ تلفن را نداد.
او به ناچار پیامکی برای همسایه اش فرستاد و نوشت «مشکلی پیش آمده؟» اما در کمال ناباوری پاسخی دریافت کرد که «من ماموریتم، همسرم نیز در خانه خواهرش است!» با این جمله همسایگان بیشتر نگران و کنجکاو شدند چرا که می دانستند «مصطفی» در خانه است. در همین هنگام بود که یکی از ساکنان مجتمع ناگهان دست انسانی را روی دیوار تراس دید که بلافاصله دستش را کشید و خود را به پشت بام منزل یکی دیگر از اهالی محل انداخت.
همسایگان جوان ۲۹ ساله که دیگر تردیدی نداشتند با سارقان منزل روبرو شده اند، خیلی سریع با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتند اما جوانی که در پشت بام بود، از طبقه چهارم به روی کاپوت پرایدی پرید که درون حیاط خلوت پارک شده بود با آن که کاپوت فرو رفت و شیشه پراید شکست اما او که تصویر عجیبی را با چند خنجر وحشتناک روی گردن و پشتش خالکوبی کرده بود و بدنی قوی داشت از روی پراید پایین پرید و تلاش کرد تا از روی دیوار منزل یکی از همسایگان به داخل خیابان فرار کند اما هنوز تلاش می کرد تا خود را روی دیوار برساند که گروه گشت انتظامی با هدایت مستقیم سرگرد احسان سبکبار (رئیس کلانتری شفا) خود را به محل ارتکاب جرم رساند و با هوشیاری و کمک شهروندان، جوان معروف به «سامورایی» را دستگیر کردند . در همین حال مشخص شد که همدست او هنوز از طبقه چهارم خارج نشده است. وقتی سروان عشت آبادی به همراه دیگر عوامل انتظامی پله ها را یکی دو تا بالا رفتند کسی در واحد آپارتمانی را باز نمی کرد.
نیروهای انتظامی که با گزارش همسایگان احتمال می دادند جان انسانی در خطر باشد با توسل به زور، در واحد آپارتمانی را گشودند و با جوان ۱۹ ساله ای روبرو شدند که با خیال راحت، پک های عمیقی به سیگارش می زد و دود آن را به هوا می فرستاد.
وقتی حلقه های قانون بردستان این جوان مرموز گره خورد ناگهان چشم افسر کلانتری روی پیکر بی جان مردی خیره ماند که پشت تخت خواب افتاده بود.
آن ها بلافاصله پیکر صاحبخانه ۲۹ساله را به روی تخت انتقال دادند و سراسیمه با امداد گران اورژانس تماس گرفتند.همه اهالی دعا می کردند که جوان همسایه زنده باشد ولی خیلی زود مرگ وی مورد تایید قرار گرفت و بدین ترتیب ماجرای این جنایت تکان دهنده در همان سپیده دم به قاضی ویژه قتل عمد مشهد گزارش شد.
باتوجه به اهمیت و حساسیت این ماجرای جنایی، بی درنگ قاضی دکتر صادق صفری به همراه گروهی تخصصی از کارآگاهان ورزیده پلیس آگاهی و پزشک قانونی به سوی بلوار ابوطالب حرکت کرد.
با ورود مقام قضایی به محل جنایت، سکوتی عجیب حکم فرما شد و اهالی با چشمانی اشک آلود و گلوهای بغض گرفته به تشریح آنچه پرداختند که در گذر سریع زمان آن ها را در بهت و حیرت فرو برده بود. با دستور ویژه قاضی شعبه ۲۵۵ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، جست و جوهای تحقیقاتی در حالی آغازشد که کوله پشتی دو جوان سارق در گوشه اتاق خودنمایی می کرد و چاقویی نوک کج نیز در کنارش افتاده بود.
وقتی زیپ کوله پشتی باز شد خنجر سامورایی بزرگ به همراه دستکش و چند گوشی نمایان شد. دو متهم که در صحنه آدمکشی به دام افتاده بودند ،خود را سارقانی معرفی کردند که برای سرقت ۳۰ گرم طلا به منزل مصطفی (مقتول) آمده اند.
ولی همین کلمه «۳۰ گرم» کافی بود تا قاضی با تجربه ویژه قتل عمد به ماجرای سرقت مشکوک شود. به همین دلیل کنکاش های تخصصی در منزل محل وقوع جنایت وارد مرحله جدیدی شد چرا که بیان وزن طلاهایی که هنوز سارقان موفق به یافتن آن نشده بودند یکی از گره های جنایی این پرونده سرقت بود و احتمال می رفت افراد دیگری نیز دراین ماجرا نقش داشته باشند.
درحالی که دکتروکیلی (پزشک قانونی) علت مرگ جوان ۲۹ ساله را خفگی از طریق انسداد راه تنفسی اعلام کرد، گروه تخصصی کارآگاهان به سرپرستی سرهنگ ولی نجفی (رئیس دایره قتل عمد پلیس آگاهی مشهد) وارد عمل شدند و به واکاوی های تخصصی درباره این جنایت هولناک پرداختند.
اگرچه انگیزه سارقان در خصوص سرقت طلا با شواهد و مدارک صحنه جرم مطابقت داشت اما بهره گیری از تجربیات قضایی و بررسی های دقیق علمی و فنی ،پایه های این انگیزه جنایی را لرزان کرد.
به همین دلیل و با دستورقاضی دکتر صادق صفری، دو متهم پس از ثبت بازجویی های مقدماتی در کلانتری شفا به شعبه ویژه پرونده های جنایی انتقال یافتند تا ریشه یابی این جنایت تکان دهنده با حضور سروان آرمین منفرد افسر پرونده و سرپرست گروه تخصصی کارآگاهان ادامه یابد.
این بار دو متهم جوان مقابل میز عدالت ایستادند و به سوالات مقام قضایی درحالی پاسخ دادند که تناقض گویی و داستان سرایی های آنان با هر سوال فنی و دقیق قاضی صفری رنگ می باخت و در گردابی خود ساخته دست و پا می زدند.
متهمان پای مردی ناشناس را به میان کشیدند و در قصه ای دیگر گفتند: با مردی در یک کافه آشنا شدیم که احتمالا از دوستان مقتول بود چرا که از جزئیات زندگی او اطلاع داشت. آن مرد ناشناس کلید خانه مصطفی را به ما داد و مدعی شدآن جا ۳۰ گرم طلا درون کشوهای کمد وجود دارد و شما به راحتی می توانید آن ها را برای خودتان بردارید! .... ولی متهمان بلافاصله از نگاه ناباورانه قاضی فهمیدند که این داستان هم باورپذیر نیست.
هنوز یک ساعت از این جلسه بازپرسی نگذشته بود که سروان منفرد با دستور مقام قضایی رمز گوشی متهم ۱۹ ساله را گشود که تصویری ازیک دختر ۱۹ ساله نمایان شد و سرنخ هایی از یک عشق مجازی به دست آمد که بر فرضیه های قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان پلیس جنایی مهر تایید می زد.
این متهم که حالا همه راه های گریز را بسته می دید به عشق پوشالی در فضای مجازی اعتراف کرد ولی باز هم تلاش کرد تا نقش آن دختر در این ماجرای جنایی را بی اهمیت جلوه دهد. درهمین حال او به یکباره ادعا کرد دختری که من عاشق او هستم با همسر مقتول رابطه فامیلی دارد ...
با این ادعاها، کلاف این ماجرای جنایی هر لحظه پیچیده تر می شد تا این که قاضی با صدور دستورهای محرمانه از کارآگاهان خواست به تحقیق نامحسوس اطلاعاتی بپردازند.
بنابراین کارآگاهان به سراغ «مهشید» (دختر مورد علاقه متهم) رفتند و او را نیز دستگیر کردند. این دختر اما راز جنایت را فاش کرد و گفت: کلیدهای منزل خاله ام را من در اختیار دوستم «یاسین» گذاشتم چرا که به خاطر برخی موضوعات خانوادگی از او ناراحت بودم و قصد داشتم از این طریق شوهر خاله ام را گوش مالی بدهم!
این گونه بود که ماجرا را برای یاسین بازگو کردم و او هم که به خاطر ناراحتی من خیلی عصبانی شده بود، نقشه سرقت طلا را با یکی از دوستانش طراحی کرد و شبانه درحالی به خانه خاله ام رفتند که من فکر نمی کردم آن ها دست به آدمکشی بزنند و چنین حادثه وحشتناکی رقم بخورد ...
این گزارش حاکی است: تحقیقات بیشتر درباره زوایای پنهان این جنایت هولناک همچنان با راهنمایی های قضایی و زیر نظر سرهنگ محمدباقر پهلوان (رئیس اداره جنایی آگاهی) ادامه دارد.