پشت ظاهر مرتب مردم، بحران وحشتناک معیشت پنهان شده است

فقرای شیک پوش؛ دیگر کت و شلوار هم نشانه رفاه نیست

روایت کارمندانی که حقوقشان تا نیمه ماه هم دوام نمی‌آورد و با چند شغل و حذف تفریح، فقط برای بقا و پرداخت اقساط زندگی می‌کنند؛ تصویری از «فقر پنهان و شیک‌پوش» در دل شهرهای امروز.

فقرای شیک پوش؛ دیگر کت و شلوار هم نشانه رفاه نیست

شاید امروز، همان فردی که با کت‌وشلوار مرتب از کنار شما گذشت، دیشب هم‌زمان با رسیدن به دهم ماه، حقوق این ماهش تمام شده باشد و حالا روزهای باقی‌مانده را با حساب‌وکتاب‌های حداقلی و اضطراب پنهان و قرض از دوست و آشنا سر کند. شاید آن خانم خوش‌پوش با بوی عطری که در ذهن می‌ماند، مدت‌هاست هیچ تفریحی نداشته و هر روز، با حس عقب‌ماندن از جمع هم سن و سالانش و زندگی‌های عادی، سکوتی فرساینده را تحمل می‌کند. یا شاید آن آقایی که پشت ظاهر زندگی مرفه و خودروی گران‌قیمتش دیده می‌شود، مدتی است درگیر بدهی‌ها، شکست مالی یا فروپاشی آرامی است که از بیرون دیده نمی‌شود.

در این روزها، ظاهر دیگر معیار قابل اعتمادی برای فهم وضعیت اقتصادی افراد نیست. لباس، عطر، یا حتی سبک زندگی بیرونی، دیگر لزوما نشانه توان مالی نیست؛ بلکه گاهی فقط پوششی است بر تلاشی مداوم برای پنهان کردن فشار معیشت. دیگر نمی‌توان از روی ظاهر قضاوت کرد که چه کسی در چه وضعیتی است؛ چرا که مرزها درهم شکسته‌اند و تصویر واقعی زندگی‌ها، پشت چهره‌های آراسته پنهان شده است. امروز، بسیاری نه در حاشیه، که در دل شهر؛ نه در سایه، که در معرض دید، به «فقرای شیک‌پوش» تبدیل شده‌اند و دیگر تصویر ما از فقر، همان تصویر متکدی، کودک کار یا زباله‌گردها در خیابان نیست.

یک کارمند دولتی می گوید حقوقش تا دهم ماه کفاف هزینه های زندگی را می دهد. بعد از آن، با دو میلیون تومان تا سر ماه سر می کند. او می گوید که اهل پول قرض گرفتن نیست؛ ولی به جای آن، اضافه کاری می کند تا هم پول بیشتری به دست بیاورد و هم بیرون نرود و تفریحی نداشته باشد تا پول کمتری خرج کند. 80 درصد حقوقش برای اقساط می رود.

او می گوید: در واقع ما کار می کنیم تا طلبکارها نیایند سراغمان! مهم ترین هدف من از کار کردن این شده است. دیگر پیشرفت در کار و ساختن جهانی بهتر اصلا انگیزه ای برای ادامه فعالیتمان نیست.

او تاکید می کند: خیلی احساس عقب افتادگی دارم. من مدت هاست به خوبی زندگی نکرده ام. قبلا دستکم ماهی یک بار یک رستوران می رفتم و با دوستانم غذای خوب می خوردم؛ ولی الان این تبدیل به آرزو شده است.

یک شهروند دیگر که در یک شرکت خصوصی کار می کند، می گوید: حقوقم 7 الی 8 روز کفاف زندگی ام را می دهد. در طول ماه، از پس اندازهایم خرج می کنم. تا الان چند تکه طلا فروختم تا توانسته ام زندگی ام را بچرخانم. آن هم برای آنکه فقط دو الی سه روز بیشتر پول در دستم داشته باشم. من حتی شغل دوم هم دارم، در محل کار اولم هم اضافه کاری می کنم. مدت هاست خرید درست و حسابی نداشتم. از آن خریدهایی که حال آدم را خوب می کند.

یک شهروند دیگر می گوید که همزمان در چهار شغل مختلف مشغول به کار است که سه تا از آنها به صورت دورکاری است. او می گوید با حقوق شرکت اول که در آن به صورت حضوری کار می کند و موظف است هشت ساعت در طول روز آنجا کار کند، با حقوق آنجا، فقط می تواند اجاره خانه اش را بدهد و اگر آن دورکاری ها را نداشته باشد، اصلا دیگر نمی تواند نفس بکشد. حتی نمی تواند خرج رفت و آمدش را تامین کند.

او همچنین می گوید: در دو سال اخیر، خیلی از تفریح هایم کم شده است. قبلا سالانه دستکم چهار بار سفر می رفتم؛ ولی الان به سالی یک بار رسیده است. قبلا مقصدهای گردشگری جدید را امتحان می کردم ولی الان به غیر از شمال، هیچ جای دیگری نمی توانم بروم، آن هم خرجش خیلی زیاد است و در حال حاضر، با این تورم، این هم یک کار لاکچری محسوب می شود.

یک کارمند دیگر می گوید: حقوق من هفته اول تمام می شود. در ادامه ماه، ناچار هستم پول قرض بگیرم. ماه بعد، با حقوق دریافتی ام، آن قرض ها را پس می دهم. قبلا تفریح های زیادی داشتم، کافه، سفرهای یک روزه، بازی و.... الان مثل یک ربات شده ام که فقط می روم، برمی گردم و می خوابم.

او در ادامه می گوید: این در حالی است که باز هم پول کم می آورم. حالا خوب است که این روزها مترو رایگان است ولی بلیت اتوبوس را که حساب می کنم ماهانه یک میلیون تومان از درآمد من را می بلعد. خدا نکند که یک روز بخواهم اسنپ بگیرم. خدا می داند چه قرار است بر سر ما بیاید.

 

آنچه از دل این روایت‌ها بیرون می‌آید، تصویری است از فرسایش آرام اما پیوسته طبقه‌ای که میان حقوق ثابت و هزینه‌های متغیر، هر ماه در حال عقب رفتن از سطح ابتدایی زندگی است. جایی که کار نه ابزار پیشرفت، بلکه فقط راهی برای عقب نیفتادن از بدهی‌ها و هزینه‌ها شده است و زندگی، در ساده‌ترین شکل خود، به تلاشی مداوم برای دوام آوردن تبدیل می‌شود.

منبع: رکنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید

نظرات شما - 1
  • ناشناس

    اگه کت و شلوارشان رو قبلن خریده باشن درسته
    ولی اگه جدیدن کت و شلوار بخرن نه
    کت و شلوار خوب هم بین ۲۰ تا ۳۵ میلیونه