یک تحلیلگر اقتصادی مطرح کرد:

چگونه اقتصاد نظامی آمریکا در جنگ تحمیلی سوم شکست خورد؟

در حالی که مقامات نظامی آمریکا مدعی موفقیت در جنگ تحمیلی سوم هستند، اما یک تحلیلگر اقتصادی معتقد است، بررسی صورت‌های مالی و هزینه‌های پنهانی که پنتاگون بخصوص برای بازسازی پایگاه‌های آمریکا در منطقه متحمل شده، شکست اقتصاد نظامی این کشور را فریاد می‌زند.

چگونه اقتصاد نظامی آمریکا در جنگ تحمیلی سوم شکست خورد؟

نخستین فشاری که بر اقتصاد جهانی با آغاز جنگ تحمیلی سوم وارد آمد و بر بسیاری از کشورها اثرگذار بود و رسانه‌ها و کارشناسان متعددی بر آن تأکید داشتند، افزایش هزینه‌های تأمین انرژی بود.

اما این همه ماجرا نبود؛ فشاری که بر اقتصاد جنگ آمریکا و تأمین هزینه‌هایی که بر پنتاگون فشار آورد، وجه دیگر ماجراست؛ اقتصاد جنگ معمولا یک وجه آشکار دارد که همان هزینه‌های تأمین ادوات و مهمات و تجهیزات نظامی است. رسانه‌های مختلف از جمله حتی رسانه‌های آمریکایی موضوع جلسات پنتاگون به عنوان کارفرما با شرکت‌های نظامی آمریکایی به عنوان پیمانکار برای افزایش تولید تجهیزات نظامی را مطرح کردند.

اما آنچه دیده نمی‌شود، منفی شدن موازنه «هزینه - فایده» برای پنتاگون بود؛ در جنگ ۴۰ روزه دیدیم که آمریکایی‌ها با جنگنده‌ها و موشک‌های چند میلیون دلاری در برابر موشک‌ها یا پهپادهای چند هزار دلاری تاب مقاومت نداشت. بازسازی پایگاه‌های تخریب شده آمریکا در کشورهای منطقه چند میلیارد دلار برای پنتاگون هزینه دارد.

از جمله هزینه‌های دیگری که دیده نشد ولی بستن تنگه هرمز از سوی ایران بر آمریکا و کشورهای منطقه تحمیل کرد، افزایش هزینه‌های حمل و نقل دریایی کالا برای کشورهای منطقه و شهروندان عادی این کشورها بود که می‌توان آن را سوغات جنگ آمریکا برای مردم حاشیه جنوب خلیج فارس دانست و نوعی هزینه پنهان بر این کشورهاست و شهروندان کشورهای منطقه عامل تورم موادغذایی در کشورهایشان را وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورشان می‌دانند.

انتشار صورت‌مالی آسیب‌های وارد شده به پایگاه‌های آمریکا یعنی شکست در برابر ایران

در همین ارتباط مهدی منصوری بیدکانی عضو انجمن اقتصاددانان ایران در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی ایرنا درباره هزینه‌های پنهان جنگ اظهار کرد: هر جنگ‌شناسی بدون درک سه مؤلفه «بازده هزینه»، «نرخ فرسایش سرمایه» و «چسبندگی تورمی ناشی از بازسازی»، درک درستی از میدان نبرد نخواهد داشت. گزارش اخیر شبکه ان بی سی نیوز (NBC News) مبنی بر اینکه حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا خساراتی «بسیار گسترده‌تر و هزینه‌بر تا مرز میلیاردها دلار» داشته، در واقع یک صورت‌مالی اصلاح‌شده از باخت پنهان آمریکاست.

قاعده «۷۰-۳۰» در جنگ‌های نامتقارن

منصوری بیدکانی افزود: در تحلیل اقتصادی جنگ، هرگاه یک طرف درگیر (اینجا ایران) با ۳۰ درصد هزینه طرف مقابل، ۷۰ درصد خسارت را تحمیل کند، آن معادله به نفع طرف کم‌هزینه‌تر است. موشک‌های بالستیک ایران با قیمت تخمینی ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار دلار، به تأسیساتی اصابت کرده‌اند که بازسازی هر مترمربع از آن در منطقه عین الاسد، به دلیل حمل‌ونقل تجهیزات نظامی خاص تا ۵۰ برابر هزینه معمول ساختمان‌سازی است. این یعنی ایران با بودجه‌ای کمتر از یک ناوشکن کلاس Arleigh Burke، توانسته میلیاردها دلار سرمایه ثابت نظامی آمریکا را منهدم کند.

اقتصادِ بازدارندگی، نقض شده است

وی ادامه داد: یکی از اصول بنیادین «اقتصاد بازدارندگی» این است که «قیمت تعرض به پایگاه‌های شما باید به مراتب بالاتر از فایده استقرار آنها باشد»؛ روایت جدید نشان می‌دهد که هزینه واقعی هر پایگاه آمریکایی در غرب آسیا، وقتی حملات موفق ایران را در نظر بگیریم، از یک سکوی شناور ال‌ان‌جی هم بیشتر شده است. این یعنی نیروی هوایی آمریکا ارزش خالص فعلی (NPV) پایگاه‌های خود را اشتباه محاسبه کرده است.

تورم بازسازی در میدان نبرد

مدرس اقتصاد دانشگاه یادآور شد: وقتی پنتاگون ناچار شود میلیاردها دلار برای بازسازی هزینه کند، این پول از سه محل خارج می‌شود؛ «تعویق نوسازی ناوگان F-۳۵»، «فشار بر بودجه تحقیقاتی سامانه‌های پدافندی جدید» و بدتر از همه «افزایش هزینه بیمه پرسنل که مالیات‌دهنده آمریکایی را مستقیماً هدف قرار می‌دهد»؛ هر دلاری که صرف ترمیم آشیانه سوخته در عین الاسد شود، از تحقیقات پهپادی یا ضدهایپرسونیک کم می‌کند.

منصوری بیدکانی تاکید کرد: ایران این را خوب فهمیده است که جنگ اقتصادی یعنی مجبور کردن دشمن به خرج کردن در جایی که هیچ بهره‌وری راهبردی ندارد.

بحران بیمه؛ نقطه‌ای که بازار را فرو می‌ریزد

عضو انجمن اقتصاددانان بیان کرد: اما مهم‌ترین بخشی که تحلیل‌گران نظامی معمولاً از آن غافل می‌شوند، بازار بیمه است. وقتی گزارشی منتشر می‌شود که سامانه پدافندی آمریکا نتوانسته جلوی یک اف-۵ ایرانی را بگیرد، پیامد فوری آن چیزی نیست که در پنتاگون می‌گذرد، بلکه چیزی است که در اتاق معاملات لوییدز لندن رخ می‌دهد.

وی درباره این هزینه های بیمه ای چنین توضیح داد: با این کار، ابتدا حق بیمه نفتکش‌های عبوری از خلیج فارس بلافاصله جهش می‌کند؛ هر نفتکشی که پرچم آمریکا یا متحدانش را داشته باشد، ریسک بالاتر دارد.

منصوری بیدکانی اظهار داشت: در گام دوم، هزینه حمل‌ونقل دریایی برای کالاهای غیرنظامی (حتی مواد غذایی) به مقصد کشورهای حاشیه خلیج فارس افزایش می‌یابد؛ این یعنی سفره مردم عادی امارات یا بحرین هم با موشک‌های ایران گران می‌شود

این کارشناس اقتصادی افزود: در مرحله سوم، صندوق‌های بازنشستگی نظامیان آمریکایی ناچارند درصد بیشتری از سرمایه خود را به بخش ریسک‌های تهدیدات خارجی اختصاص دهند؛ چون حالا معلوم شده که «منطقه ایمن نظامی» وجود خارجی ندارد.

سیگنال به بازارهای انرژی

وی تأکید کرد: فراموش نکنیم که هر خبر از «خسارت گسترده به پایگاه‌های آمریکا» به قیمت نفت شیل آمریکا و نفت برنت ضربه می‌زند. سرمایه‌گذاران نهادی می‌دانند که اگر سامانه پاتریوت نتوانسته جلوی یک اف-۵ ایرانی را بگیرد، پس خطوط کشتیرانی در تنگه هرمز چقدر آسیب‌پذیرند؟ چنین گزارشی مستقیماً حق بیمه خطر (risk premium) خلیج فارس را ۱۵ تا ۲۰ درصد بالا می‌برد.

پنتاگون بودجه‌ریزی را اصلاح کند

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: ایران جنگ را نه با اشغال جغرافیا، که با «اشغال بودجه دشمن» می‌برد. تا وقتی آمریکا ناچار باشد میلیاردها دلار صرف ترمیم زخم‌هایی کند که با تجهیزات ارزان‌قیمت‌تر بر او وارد می‌شود، محاسبه سود-زیان استقرار در غرب آسیا به صفر یا منفی میل می‌کند.

منصوری بیدکاری تاکید کرد: پنتاگون باید روایت خسارت را نه برای وجدان عمومی بلکه برای بودجه‌ریزی درست، اصلاح کند؛ در غیر این صورت در تاریخ اقتصادی جنگ می‌نویسند: «در قرن بیست‌ویکم، کسی می‌برد که ارزان‌تر زخم بزند، نه گران‌تر زره بپوشد.»

 

منبع: ایرنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید