پساجنگ، زمان احیای صنعت است؛ نه تشدید محدودیتها
با پایان جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی، کشور وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، بازسازی توان اقتصادی به اندازه بازسازی زیرساختها اهمیت دارد.
دشمن در حملات اخیر، تنها ساختمانها و تأسیسات را هدف نگرفت؛ بلکه به دنبال ایجاد اختلال در تولید، صادرات، اشتغال و معیشت مردم بود. آسیب به بخشی از زیرساختهای صنعتی، از جمله حمله به فولاد خوزستان و خسارت به برخی تأسیسات تأمین انرژی صنایع، بخشی از همین راهبرد بود. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاستهای داخلی، مسیر بازگشت سریع این ظرفیتها را هموار خواهد کرد یا ناخواسته بخشی از همان فشاری را که دشمن آغاز کرده بود، ادامه خواهد داد؟
تیرماه، اوج مصرف برق و دشوارترین مقطع مدیریت شبکه است؛ اما همین مقطع، حساسترین زمان برای حفظ تولید نیز به شمار میرود. صنایع خوزستان، بهویژه صنایع فولادی، طی دو سال گذشته زیر بار محدودیتهای مکرر انرژی، تحریمها و در نهایت خسارتهای ناشی از جنگ، بخش بزرگی از تابآوری خود را مصرف کردهاند. امروز دیگر ظرفیت تحمل محدودیتهای گسترده گذشته وجود ندارد. هر ساعت خاموشی در واحدهایی مانند فولاد خوزستان، تنها به معنای کاهش تولید یک کارخانه نیست؛ بلکه به معنای اختلال در تأمین مواد اولیه دهها واحد نوردی، صنایع پاییندستی، پروژههای عمرانی و بازار داخلی فولاد است. پیامد چنین وضعیتی، کاهش صادرات، از دست رفتن بازارهای بینالمللی، افت درآمد ارزی و تضعیف فرصتهای شغلی در استانی است که اقتصاد آن بهشدت با صنایع مادر گره خورده است.
خوزستان فقط یک استان صنعتی نیست؛ یکی از مهمترین پیشرانهای اقتصاد ایران است. فولاد، پتروشیمی، نفت، گاز، بنادر و صنایع وابسته، سهم قابل توجهی در تولید، صادرات و ارزآوری کشور دارند. از این رو، مدیریت برق در خوزستان نباید صرفاً با شاخصهای مصرف انرژی سنجیده شود؛ بلکه باید بر اساس نقش این استان در اقتصاد ملی طراحی شود. بهویژه آنکه بخشی از برقی که پیشتر توسط نیروگاههای اختصاصی صنایع و پتروشیمیها تأمین میشد، پس از خسارتهای جنگ بر دوش شبکه سراسری قرار گرفته و نباید این وضعیت استثنایی، به کاهش بیشتر سهم برق صنایع استان منجر شود.
امروز زمان تصمیمهای راهبردی است، نه تصمیمهای صرفاً آسان. اگر قرار است کشور آثار جنگ را پشت سر بگذارد، باید موتورهای تولید آن با حداکثر توان به حرکت درآیند. انتظار از وزارت نیرو این است که با بازنگری در سیاستهای تخصیص برق، شرایط ویژه خوزستان، نقش راهبردی صنایع استان، خسارتهای ناشی از جنگ و ضرورت بازگشت سریع به ظرفیت کامل تولید را در نظر بگیرد. حمایت از صنایع خوزستان، بهویژه فولاد خوزستان، صرفاً حمایت از چند کارخانه نیست؛ سرمایهگذاری بر امنیت اقتصادی، ثبات بازار داخلی، حفظ بازارهای صادراتی و صیانت از معیشت هزاران خانواده ایرانی است. در دوره پساجنگ، هیچ اولویتی بالاتر از بازگرداندن رونق به چرخهای تولید نیست.