خطای راهبردی آمریکا در هدفگیری؛
وقتی تخریب جنگ به مردم میرسد، نتیجه معکوس میشود
سالها تلاش شده بود اقدامات خصمانه در قالبی محدود به اهداف سیاسی یا نظامی تفسیر شود. اما هدف قرار گرفتن فضاهای آموزشی، مراکز خدماتی و زیرساختهای اقتصادی، این روایت را به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، نگاه عمومی به این اقدامات تغییر میکند و فاصلهای عمیقتر میان ادعاهای مطرحشده و واقعیتهای میدانی شکل میگیرد.
در هر جنگی، انتخاب هدفها فقط یک تصمیم نظامی نیست؛ یک انتخاب سیاسی–اجتماعی است که پیامدهای آن میتواند از میدان نبرد فراتر برود. آنچه در بخشی از اقدامات اخیر آمریکا و اسرائیل دیده میشود، نشانهای از همین خطای راهبردی است: جایی که هدفگیریها بهسمت نقاطی رفته که مستقیماً با زندگی مردم در ارتباطاند—از مدارس و مراکز بهداشتی تا زیرساختهای اقتصادی و حتی آثار تاریخی.
نمونههایی مانند حادثه تلخ و تاسف بار شهادت دانش آموزان دبستان میناب، تخریب مدارس، آسیب به مراکز درمانی و هدف قرار دادن زیرساختهایی همچون فولاد خوزستان، تصویری متفاوت از این تقابل به افکار عمومی ارائه کرده است. اینها اهدافی نیستند که بتوان آنها را در چارچوبهای کلاسیک نظامی توجیه کرد. وقتی یک مدرسه یا یک کارخانه غیرنظامی هدف قرار میگیرد، پیام آن برای جامعه روشن است: مرز میان «اهداف میدان جنگ» و «زندگی مردم» از میان برداشته شده است.
از منظر اجتماعی، چنین اقداماتی معمولاً نتیجهای خلاف انتظار مهاجمان به همراه دارد. بهجای ایجاد شکاف یا فشار از درون، نوعی همبستگی گستردهتر مردمی شکل میگیرد. مردم، در مواجهه با تهدیدی که زندگی روزمرهشان را نشانه میگیرد، بیش از پیش به هم نزدیک میشوند. این همگرایی، نه صرفا از مسیر تحلیلهای سیاسی، بلکه از دل یک احساس مشترک شکل میگیرد: دفاع از خود، از خانواده و از آنچه به آن تعلق دارند.
در کنار این، یک تغییر مهم در برداشت عمومی نیز رخ میدهد. سالها تلاش شده بود اقدامات خصمانه در قالبی محدود به اهداف سیاسی یا نظامی تفسیر شود. اما هدف قرار گرفتن فضاهای آموزشی، مراکز خدماتی و زیرساختهای اقتصادی، این روایت را به چالش کشیده است. در چنین شرایطی، نگاه عمومی به این اقدامات تغییر میکند و فاصلهای عمیقتر میان ادعاهای مطرحشده و واقعیتهای میدانی شکل میگیرد.
از منظر تحلیلی، این همان نقطهای است که یک استراتژی میتواند به ضد خود تبدیل شود. اقداماتی که با هدف فشار طراحی شدهاند، به تقویت انسجام اجتماعی منجر میشوند. حمله به زیرساختها و فضاهای غیرنظامی، بهجای تضعیف، نوعی همدلی و همگرایی ایجاد میکند و در عین حال، نگاهها را نسبت به عاملان آن منفیتر میسازد.
در نهایت، آنچه در این الگو دیده میشود، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بیانگر یک خطای محاسباتی است. جنگی که بهسمت زندگی مردم کشیده شود، دیگر صرفاً یک تقابل نظامی نیست؛ به یک تجربه اجتماعی تبدیل میشود. و تجربه نشان داده است که در چنین شرایطی، جامعه بیش از آنکه دچار گسست شود، به سمت انسجام حرکت میکند—انسجامی که دقیقاً خلاف هدف اولیه چنین اقدامات است.
از جانب خودتون سحبت کنید نه مرذو زمانی میتونید از مردم بکید که اینتر نت رو باز کنید مردم نظراتشونو بگن
چرا آمریکا باید موشکها صدها هزار دلاری را صرف تخریب خانه مسکونی کند؟ مردم را چی فرض کردید؟
تو راست میگی خبر فوری بقیه دروغ میگن
ما مردم را می آدم حساب میکنه که از ترامپ توقع داشته باشیم آدم محسوب بشیم . ما رو حاکمیت خودمون آدم نمیدونه و اسیر خواسته های خودش کرده
اون جنگ طلبان خودشیفته باعث میشن تر و خشک با هم بسوزه الهی ریشه شون بسوزه