یک روان‌شناس پاسخ داد

«نوک زبونمه اما یادم نمی‌آد»؛ نشانه ای از تغییرات طبیعی مغز یا آلزایمر؟

یک روان‌شناس تاکید کرد که فراموشی‌های جزئی در زندگی روزمره طبیعی است و تشخیص تفاوت میان حواس‌پرتی ساده ناشی از عدم توجه با اختلال واقعی حافظه، اهمیت بالایی در ارزیابی سلامت روان دارد. فراموش کردن لزوما به‌معنای بیماری نیست، اما اگر با الگویی مستمر و مختل‌کننده زندگی همراه شود، نیازمند بررسی تخصصی است.

«نوک زبونمه اما یادم نمی‌آد»؛ نشانه ای از تغییرات طبیعی مغز یا آلزایمر؟

فاطمه ویسمه‌ای  گفت: خیلی وقت‌ها ما چیزی را فراموش نمی‌کنیم، بلکه از ابتدا درست به آن توجه نکرده‌ایم. مثلا کلیدمان را جایی می‌گذاریم چون ذهنمان هم‌زمان درگیر چند موضوع دیگر است، بعدا نمی‌دانیم آن را کجا گذاشته‌ایم، این بیشتر مشکل توجه است تا حافظه، اما وقتی فردی واقعا دچار اختلال حافظه باشد، ممکن است اطلاعاتی را که قبلا به‌خوبی یاد گرفته به‌شکل غیرمعمولی نتواند به‌خاطر بیاورد به همین دلیل پیش از اینکه بگوییم حافظه ضعیف شده است، باید ببینیم ذهن ما در لحظه دریافت اطلاعات کجا بوده، چرا که ممکن است مشکل اصلی در ورودی و نحوه دریافت اطلاعات باشد.

وی با اشاره به اینکه گاهی نام‌ها یا واژه‌ها را فراموش می‌کنیم اما بعدا ناگهان به یاد می‌آوریم، گفت: این اتفاق برای همه ما خیلی آشناست؛ اسم یک نفر را می‌دانیم و حتی مطمئنیم که آن را بلدیم، اما هرچه فکر می‌کنیم به زبانمان نمی‌آید. بعد از چند دقیقه و در حین انجام کاری دیگر، کاملا ناگهانی اسم یادمان می‌آید. این پدیده "نوک‌زبانی" نامیده می‌شود. اطلاعات لزوما از حافظه پاک نشده، بلکه دسترسی به آن‌ها در آن لحظه سخت شده است. دلایل مختلفی مثل خستگی، استرس و افزایش سن می‌تواند این تجربه را بیشتر کند، اما این اتفاق به تنهایی نشانه بیماری نیست.

به گفته این روانشناس، تاثیر کم‌خوابی و خستگی بر حافظه این است که خواب خوب فقط برای این نیست که صبح احساس سرحال‌تری داشته باشیم. مغز در خواب فرصت می‌کند اطلاعاتی را که در طول روز دریافت کرده پردازش و تثبیت کند. وقتی خوابمان کم یا بی‌کیفیت است، تمرکزمان به‌ تبع پایین می‌آید، یادگیری‌مان کمتر می‌شود و به‌یاد آوردن اطلاعات نیز سخت‌تر خواهد شد. به همین دلیل ممکن است بعد از چند شب کم‌خوابی احساس کنیم حافظه‌مان خراب شده، در حالی که بخش قابل‌توجهی از مشکل، خستگی و کاهش توجه است. اگر این کم‌خوابی ادامه‌دار باشد، طبیعتا اثر آن نیز بیشتر می‌شود.

ویسمه‌ای در این باره که اضطراب و استرس باعث فراموشکاری می‌شوند، تصریح کرد: ذهن مضطرب معمولا فضای خالی زیادی برای ما باقی نمی‌گذارد. وقتی بخش زیادی از توجه ما صرف این می‌شود که اگر فلان اتفاق بیفتد چه می‌شود یا اگر فلان مشکل پیش بیاید باید چه کار کنیم، طبیعی است که هنگام مطالعه، صحبت‌کردن یا انجام یک کار اطلاعات به‌خوبی ثبت نمی‌شوند. بعد هم تصور می‌کنیم حافظه‌مان ضعیف شده است، در حالی که مشکل اصلی اینجاست که ذهن بیش از حد درگیر اضطراب و نگرانی است و همین موضوع به حافظه لطمه می‌زند، وگرنه حافظه از کار نیفتاده است. به همین دلیل است که می‌گوییم کاهش استرس و بهبود شرایط آرامش روانی، به تمرکزمان کمک محسوسی می‌کند و عملکرد حافظه را نیز بهتر خواهد کرد.

وی در خصوص اینکه فراموشکاری در سنی طبیعی‌تر و زمانی برای سن فرد نگران‌کننده محسوب می‌شود، گفت: با بالا رفتن سن بعضی از تغییرات شناختی طبیعی است، ممکن است فرد برای به‌خاطر آوردن یک اسم کمی بیشتر مکث کند یا اطلاعات را با سرعت سابق ارزیابی نکند، اما این موضوع با فراموش کردن مکرر اتفاقات مهم یا از دست دادن توانایی انجام کارهای آشنا فرق دارد، بنابراین نمی‌توانیم یک سن مشخص تعیین کنیم که بگوییم از آن سن به بعد فراموشکاری طبیعی است، بلکه باید ببینیم این تغییر برای فرد نسبت به گذشته خودش چقدر قابل‌توجه بوده و آیا بر زندگی‌اش اثر داشته است یا خیر.

نشانه‌های هشداردهنده در فراموشکاری

به گفته این روانشناس، نشانه‌هایی همراه با فراموشکاری نیاز به مراجعه به پزشک دارند. اگر فراموشکاری به‌تدریج بیشتر شود یا در کارهای روزمره مشکل ایجاد کند، بهتر است ارزیابی شود. مثلا فرد مرتب مسیرهای آشنا را گم می‌کند، کارهایی را که سال‌ها به‌خوبی انجام می‌داده نمی‌تواند انجام دهد، اتفاقات مهم را بارها فراموش می‌کند یا در پیدا کردن کلمات و دنبال کردن گفت‌وگوها دچار مشکل قابل‌توجهی می‌شود تغییرات واضح در رفتار و قضاوت هم مهم است. اگر اختلال حافظه ناگهانی و همراه با علائمی مثل اختلال تکلم، ضعف یا بی‌حسی ایجاد شود دیگر نباید آن را به شکل حواس‌پرتی دید و این شرایط نیاز به بررسی فوری پزشک دارد.

چرا هر فراموشکاری آلزایمر نیست؟

ویسمه‌ای ادامه داد: یکی از اشتباهات رایج این است که به‌محض تجربه چند مورد فراموشکاری فرد نگران آلزایمر می‌شود، اما خیر، ممکن است خواب نامناسب، استرس، افسردگی، بعضی داروها، مشکلات جسمی و حتی مشکلات مربوط به توجه چنین تجربه‌ای را ایجاد کند. در بیماری‌هایی مثل آلزایمر، فقط تعداد دفعات فراموش کردن مهم نیست، نوع فراموشکاری، روند پیشرفت آن و تاثیری که بر عملکرد روزانه فرد می‌گذارد اهمیت دارد، بنابراین از روی چند فراموشکاری معمولی نمی‌توان درباره وجود بیماری مثل آلزایمر قضاوت کرد.

وی در پایان گفت: در نهایت، توجه به اینکه نوسانات حافظه همیشه نشانه زوال عقل نیستند، به کاهش اضطراب عمومی کمک می‌کند؛ با این حال، تغییرات مداوم و ناگهانی نیازمند معاینه و ارزیابی دقیق تخصصی است.

منبع: ايسنا
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید