خبر فوری گزارش می دهد
پدیده جدید ممانعت والدین از تحصیل فرزند/حتی قانون آموزش اجباری هم بیخیالی طی میکند/ موج بیسوادی جدیدی در راه است؟
خبرنگار: ونوس بهنوداین روزها که به آغاز مدارسنزدیک می شویم، آمارهای ضد و نقیض از بازماندگان از تحصیل دوباره پررنگ شده است. موضوعی که یکی از دلایل آن در کمال شگفتی، تمایل نداشتن والدین برای تحصیل فرزندشان عنوان میشود.
به گزارش خبر فوری، بازماندگان از تحصیل از زمانی که نهادهای حمایتگر وارد مقوله پوشش خلأهای تحصیلی دانش آموزان شدند، دیگر از ادعای غیر رسمی و لمس وضعیت ظاهری جامعه خارج شده و به دعوای بین دستگاهی رسیده است.
از سویی آموزش و پرورش خود را تنها نهاد رسمی اعلام بازماندگان از تحصیل میداند و از سویی بهزیستی که در پوشش خلأهای برنامههای تحصیلی ورود کرده این آمار را به مراتب بیشتر عنوان میکند. به طوریکه آموزش و پرورش با رد آمار یک میلیونی ترک تحصیلی در دوره ابتدایی به اذعان رئیس سازمان بهزیستی، رقم موجود را در حدود 141 هزار نفر عنوان کرد.
اما در بررسی علت ترک تحصیل دانش آموزان عارضه جدیدی که مدتها قبل گمان میرفت از بین رفته، دوباره بروز و ظهور یافته است. آن هم در روزگاری که تحصیلات مدرسه حداقل سواد لازم برای زنده مانی در عصر دیجیتال محسوب میشود.
فرزندان دوباره به نیروی کار تبدیل میشوند
ممانعت والدین برای تحصیل دانش آموزان یکی از موضوعاتی بود که دههها قبل به عنوان مانع بازدارنده پوشش تحصیلی کامل دانش آموزان مطرح میشد.
این معضل بیشتر در روستاها وجود داشت و بیشترین بهانه نیز فقر خانواده و نیاز به کار کردن فرزند به جای ادامه تحصیل وی شمرده میشد.
در واقع در وضعیت اقتصادی که به عنوان مثال دهههای 60 و 70 ایران قرار گرفته بود، آموختن ریاضی و ادبیات فارسی اهمیت چندانی نداشت و حساب و کتاب با شیوههای سنتی و بازاری مانند سرانگشت و چرتکه کفایت میکرد. همین بود که نهضت سواد آموزی به عنوان بازوی یاریگر آموزش و پرورش وارد کار شد. نهادی که مدتهاست خبری از فعالیت آن مطرح نیست.
برخی والدین با این تصور که درس خواندن برای دختران چندان مورد نیاز نیست، از ادامه تحصیل وی در دورههای متوسطه یا بعد خودداری میکردند.
اما این روزها درست در سال 1405 این معضل دوباره بازگشته است. بررسیهای میدانی نشان میدهد اشتیاق برای درس خواندن آن هم با شرایط تحصیل فعلی و تعطیلیهای مکرر و ماهها تحصیل غیرحضوری کاهش یافته و ناامیدی از آینده شغلی و ناامیدی از نتیجه بخش بودن تحصیل مشاهده میشود. دانش آموزان انگیزه و هدف خود را بر روی طناب بندبازی میبینند که هر لحظه ممکن است سقوط کند و تا پایان مسیر تحصیلی آنها را همراهی نکند.
یکی از والدین به خبر فوری گفت: فرزند من ترک تحصیل کرد. هم خودش و هم ما تمایل نداشتیم درس بخواند. چون درس نمیتواند در این وضعیت اقتصادی به او کمکی بکند و بهتر دیدیم سراغ کاری برود تا بتواند زودتر مهارتی یاد بگیرد و به درآمد برسد.
به عقیده یکی دیگر از شهروندان این اضطراب و شتابزدگی در رسیدن به درآمد و موقعیت مطلوب اقتصادی به دلیل مشکلات عمیق اقتصادی است و از طرفی افت کیفیت آموزش به بچهها با تعطیلیهای مکرر مدارس در سالهای اخیر موجب شده تا دانشآموز وابستگی به مدرسه نداشته و عملاً چیز زیادی در مدرسه یاد نگیرد.
مادر یکی دانش آموز نیز معتقد است آنقدر آسیبهای اجتماعی به سن پایین رسیده که برخی والدین از ترس گرفتار شدن فرزندانشان به آسیبهایی مانند اعتیاد تمایل دارند رفت و آمدهای فرزند خود را محدود کنند.
اما آیا آمارها این وضعیت را اثبات میکند؟ به گفته معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ممانعت والدین از تحصیل فرزند خود یکی از دلایل ترک تحصیل است.
رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی به خبر فوری گفت: سه هزار و 924 دانش آموز در سال گذشته به این دلیل از تحصیل بازماندهاند. از این تعداد نیمی پسر و نیمی دختر هستند. این میزان شامل 2.77 درصد از کل بازماندگان از تحصیل سال گذشته ما محسوب میشود.
وی افزود: همچنین گروهی از کودکان بد سرپرست و بی سرپرست نیز از تحصیل بازماندهاند که برابر با هزار و 955 نفر است. 867 نفر از این تعداد دختر و مابقی پسر هستند.
حکیم زاده آمار کودکانی که به دلیل اشتغال به کار ترک تحصیل کردهاند را 619 نفر برشمرد و گفت: 126 دختر و 493 پسر به این دلیل از تحصیل جاماندهاند. که دیده میشود 80 درصد آمارها شامل پسران است.
وی در خصوص ترک تحصیل به دلیل ناخوشایند بودن فضای مدرسه نیز گفت: 163 دانش آموز شامل 67 دختر و 96 پسر به این دلیل از تحصیل بازماندهاند. همچنین 69 دانش آموز دختر و چهار دانشآموز پسر سال گذشته به دلیل ازدواج، ترک تحصیل کردهاند.
سکوت یا خلأ قانونی
این اظهارات در حالی است که قانون راجع به آموزش و پرورش عمومی اجباری و مجانی مصوب ششم مرداد ماه ۱۳۲۲ مقرر میدارد: « دولت مکلف است از سال ۱۳۲۲ تا مدت ده سال تعلیمات (آموزش و پرورش) ابتدایی را در تمام کشور به تدریج عمومی و اجباری سازد ».
ماده واحده اصلاح این قانون آموزش کودکان تا پایان دوره راهنمایی تحصیلی و پیش از آغاز متوسطه را اجباری کرد.
آموزش و پرورش مدعی است که تلاش خود را برای بازگرداندن دانش آموزان به چرخه تحصیل به کار گرفته است اما واقعیت نشان میدهد بسیاری از بازماندهها دوباره برنمیگردند وحتی زمینههای سوءاستفاده از چنین شرایطی فراهم شده و قانون نیز در مقابل آن سکوت میکند.
خلأ قانون در خصوص محدودیت اشتغال به کار یا ازدواج دانش آموزان، بیتفاوتی نسبت به مقوله ترک تحصیل و بیتوجهی به کیفیت آموزش حتی پدیدههای عجیب و غریبی مانند هوم اسکول را شکل داده است. به طوریکه دانش آموز هرچند ثبت نام میکند اما نیازی به حضور وی در کلاس درس نیست. او اسماً دانش آموز است اما رسماً در مدرسه و کلاسها حضور ندارد و در نهایت مدرک تحصیلی نیز دریافت میکند. آموزش و پرورش این اقدام برخی موسسات را غیرقانونی میداند اما به دلیل روند نزولی انگیزه و اراده برای درس خواندن چنین فرصت طلبیهایی در حال قبضه کردن بازار تحصیل دانش آموزان است.
از سویی این شرایط خود به بیسوادی دامن زده و اگر زمانی جشنهای سوادآموزی برگزار میشد، این روزها بیسوادی جدیدی در حال رواج یافتن است و اصلی ترین نهاد تربیتی دانش آموزان هنوز لرزههای آن را به خود نمیگیرد. هنوز که هنوز است آمار ثبت نام کلاس اولیها و آمار ثبت نام برای دریافت کتاب درسی اصلیترین دغدغه آموزش و پرورش است.