کشتی در سوگ شکارچی طلا؛ اسطورهای که بخاطر ایران دست رد به سینه آمریکاییها زد
اسطوره بی بدیل کشتی ایران و یکی دیگر از معدود بازمانده های نسل دوست داشتنی کشتی ایران، سرانجام در سن ۸۷ سالگی در آمریکا درگذشت.
عبدالله موحد با برجا گذاشتن رکوردی کمنظیر در ۶ سال متوالی به ۶ طلای جهان و المپیک رسید. در اسطوره بودن موحد همین بس که در این ۶ سال حتی یک بار توسط رقبا خاک نشد!
موحد نخستین بار در المپیک ۱۹۶۴ حاضر شد اما از رسیدن به مدال بازماند. پس از آن سیطره اسطوره ایرانی بر کشتی جهان به مدت ۶ سال آغاز شد. او پس از کسب ۳ مدال طلای جهان در سال های ۱۹۶۵، ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷، در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی قاطعانه به طلا رسید. او در ادامه در مسابقات جهانی ۱۹۶۹ و۱۹۷۰ نیز بر سکوی نخست جهان ایستاد. موحد در سومین تجربه المپیکی خود عازم المپیک ۱۹۷۲ مونیخ شد اما در مبارزه دوم آسیب دید و مسابقات را بدون کسب مدال ترک کرد.
شکارچی طلای کشتی جهان نخستین بار در مسابقات جهانی ۱۹۶۵منچستر و در ٢۵ سالگی بر سکوی نخست جهان ایستاد؛ جایی که کشتی آزاد ایران با ٣ طلای سیف پور، موحد و مهدی زاده و ۲ نقره فرخیان و صنعتکاران، برای دومین بار بر بام دنیا ایستاد.
موحد در ادامه درخشش خیره کننده خود، در مسابقات جهانی ۶۶ تولیدو و ۶۷ دهلی نو نیز بالاتر از نامدارانی همچون انیو والچف و بریاشویلی مقتدرانه به مدال طلای جهان چنگ زد تا با ٣ طلای جهان به عنوان اصلیترین امید ایران راهی المپیک ۱۹۶۸ مکزیکو سیتی شود. اینبار نیز جهان مقابل اعجوبه کشتی آزاد ایران سر تعظیم فرو آورد تا موحد اینبار مدال طلای المپیک را به ویترین افتخاراتش اضافه کند.

اسطوره بی بدیل کشتی ایران، سال ۱۹۶۹ در مسابقات جهانی ماردل پلاتای آرژانتین در وزن ۶٨ کیلوگرم به روی تشک رفت و باز هم بالاتر از والچف بر سکوی نخست جهان تکیه زد. انیو والچف اعجوبه کشتی بلغارستان برای چندمین مرتبه مقهور موحد شد و از رسیدن به مدال طلای جهان بازماند تا با خاطرهای تلخ پس از این مسابقات از دنیای قهرمانی خداحافظی کند.
رقابتهای جهانی ۱۹۷۰ در ادمونتون کانادا آخرین دشت طلای جهان توسط پرافتخارترین آزادکار ایران بود. او اینبار نیز در دیدار فینال اسماعیل یوسینف که جانشین والچف شده بود را از دم تیغ گذراند و برای ششمین و آخرین بار بر بام کشتی جهان ایستاد.
۲ مدال طلای بازی های آسیایی ۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ به همراه قهرمانی در جام آریامهر و تورنمنت مهم تفلیس گرجستان دیگر افتخاراتی است که اسطوره کشتی آزاد ایران با جنگندگی و شجاعتی منحصر بفرد از خود بر جای گذاشته است.
موحد که مدرک فوق لیسانس خود را گرفته بود پیش از انقلاب برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا عازم آمریکا شد تا در دانشگاه جرج واشنگتن ادامه تحصیل بدهد.
او در اواخر سلطنت پهلوی از سوی حکومت ممنوع الخروج و از حضور در تمامی رشته های ورزشی محروم شد. موحد چندی بعد توانست برای تحصیل به آمریکا رود و در آنجا شغل مکانیکی را برگزید.

وجه تمایز دیگر او با سایر هم قطارانش علاوه بر تحصیلات آکادمیک، استعداد عجیب در سرودن شعر بود. از همان دوران دبیرستان سروده هایش را بر روی کاغذ میآورد اما بدلیل ترس از ساواک فورا کاغذها را پاره می کرد و به سطل زباله می ریخت. او تا پایان عمر در خلوت خود شعر می سرود و خالق هزاران بیت شعر بود.
عبدالله موحد ۴ ساله بود که سایه حمایت پدر را از دست داد تا سایه شوم فقر و نداری را بیش از پیش بر سر خود ببیند. خیلی زود در کنار ورزش هایی چون قایقرانی، وزنه برداری،بوکس و ...وارد بازار کار شد و برای کمک به امرار معاش خانواده به شغل صیادی و بنایی در بابلسر روی آورد.
مهاجرت خانوادگی به تهران و تشویق برادر به حضور در باشگاه کشتی دست به دست هم داد تا در سن ۱۹ سالگی زیر نظر مزحوم رحمت الله غفوریان وارد کشتی شود و بواسطه اندام ورزیده و استعداد سرشار خیلی زود توانست پله های ترقی را طی کند و نوید ظهور چهره ای جدید در کشتی ایران و جهان را بدهد.
قدرت بدنی عجیبی داشت، می گفت: "بخاطر اینکه زیاد ورزش و مخصوصا قایقرانی می کردم قدرت بدنی بالایی داشتم؛ طوری که قایقی که ۸ یا ۹ نفر سوار داشت را با طناب به کمرم می بستم و تا مسافت زیادی جابجا می کردم!"
موحد ارادت زیادی به تختی داشت و می گفت:" در مسابقات جهانی سال ۱۹۶۲ که من رزرو تیم ملی بودم، تختی فقط میخواست هنگام مبارزاتش من کنار تشک بروم و اجازه نمیداد کس دیگری این کار را انجام دهد. من ارادت زیادی به تختی داشتم و همیشه به چشم یک بزرگتر و یک انسان بزرگ به او احترام زیادی می گذاشتم. پیش از مسابقههای جهانی ۱۹۶۱ در اردوی تیم ملی کنار تختی حضور داشتم. علاوه بر آن در مسابقههای جهانی ۱۹۶۲ و المپیک ۶۴ نیز افتخار این را داشتم تا در کنار تختی در تیم ملی باشم. من در اردوها همواره احترام زیادی برایش قائل بودم. هر دوی ما علاقه زیادی به بازی شطرنج داشتیم و با وجود اینکه با تختی بارها شطرنج بازی میکردم اما هیچ وقت به خودم اجازه نمیدادم بخواهم با او شوخی کنم. تختی انسانی بسیار خونگرم و مهربان بود. من ۶ سال از او کوچکتر بودم و خجالت میکشیدم که بخواهم با آنها قاطی شوم و همیشه سعی میکردم که حرمت بزرگتر از خودم را نگه دارم".

او می گفت:"من عادت بدی که داشتم این بود که با سنگینوزنها کار میکردم و همیشه دوست داشتم با قویتر از خودم تمرین کنم. تنها کسی که نتوانستم او را در خاک تکان بدهم تختی بود چرا که او بسیار پر زور، فنی و کاربلد بود و قدرت بدنی عجیبی داشت."
موحد همواره عاشق ایران بود تا جاییکه پیشنهاد آمریکاییها را برای قبول هدایت تیم ملی کشتی آزاد این کشور رد کرد چرا که نمیخواست علم و هنر او برای شکست کشتیگیران ایرانی به کار گرفته شود.
موحد ۱۰ سال پیش در مصاحبه تفصیلی با ایسنا، دراینباره گفت: "وقتی آمریکاییها به من این پیشنهاد را دادند پیش خودم گفتم چرا باید به عدهای کشتی یاد بدهم که بروند مقابل هموطنانم این فنون را به کار گیرند و آنها را شکست دهند. پول بسیار خوبی به من میدادند اما حاضر نشدم کمک کنم. بابی داگلاس که روزی حریفم بود یک شب به خانه من آمد و به من گفت دو برابر بیشتر از صحبتی که داشتیم به تو میدهیم اما باز من قبول نکردم. وقتی سرسختی من را مشاهده کرد رو به من کرد و گفت what do you want به این معنا که چه میخواهی و من در جواب به او گفتم تو حرف من را نمیفهمی!"

اسطوره بی بدیل کشتی ایران سرانجام روز گذشته پس از نزدیک به ۵ دهه زندگی در آمریکا در سن ۸۷ سالگی در ایالت ویرجینیای آمریکا بر اثر حمله قلبی دار فانی را وداع گفت.
روحش شاد و یادش گرامی.