چرا اضمحلال اخلاقی در سینمای ایران ادامه می‌یابد؟

حسین گیتی- منتقد پیشکسوت سینما

چرا اضمحلال اخلاقی در سینمای ایران ادامه می‌یابد؟

در سینمای ایران هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاده بود که زن شوهرداری با مردی دیگر یا برعکس مرد متأهلی با زنی دیگر رابطه داشته باشد. تا قبل از سال 1357، 1200 فیلم در سینمای ایران ساخته شد  اما چنین اتفاقی نیفتاد. در مقابل در سینمای جهان از این اتفاق‌ها افتاده بود و به عنوان اثر درام معرفی می‌شدند. حتی خارج از سینما،  نمونه‌ هایی از رابطه بازیگران متأهل با هم در تاریخ ثبت شده است. بازیگری به نام اسپنسر تریسی که بازی درخشانی در فیلم «پیرمرد و دریا» داشت و خانم کاترین هیبورن که هر دو فوت شده‌اند، با وجود تأهل هر دو، با هم ارتباط داشتند که البته این موضوع خارج از سینما  بعد از فیلم مشترکی که داشتند اتفاق افتاد و تا پایان عمر در رابطه بودند.

 بعد از 57، سینما موارد متعددی از این موضوعات به خود دید. دو تن از فیلمسازان با ترفندهایی ارتباط مرد و زن را با تصویر نشان دادند از جمله فیلم «گروهبان» ساخته مسعود کیمیایی و فیلم «روسری آبی» داریوش مهرجویی  چنین موضوعی را مطرح کرد. هر چند در کمدی‌ها به واسطه اینکه شوخی است چنین مواردی مجوز می‌گرفتند اما در فیلم‌های درام ممیزی دخالت داشت. از سال 90 به بعد با مدیریت شمقدری در همان سال 7 فیلم با موضوع عشق ممنوع ساخته می‌شود و هر 7 تا از جشنواره فجر پخش شد که بارزترین آن «برف روی کاج» است. جالب آنکه در این فیلم‌ها مردان و زنان افراد بی‌سواد و از سطح طبقه پایین جامعه نبودند بلکه پزشک و مدرس و تحصیل کرده بودند.همان سال سخت‌گیری‌هایی بر سازمان سینمایی شد که چرا مرد زن دار با زن دیگری در فیلم رابطه دارد و برعکس. این فیلم‌ها بعدها جواز گرفتند و به نمایش درآمدند.

این مقوله در سینما عشق ممنوع است. عشق  غیرممنوع ساده و باصفا است که می‌تواند پایان خوش یا ناخوش داشته باشد. اما برای مخاطب عشق ممنوعه جذابتر است و به نظر می‌رسد ترفندی برای برخی فیلمسازان برای جذب مخاطب و فروش است. در جشنواره فیلم کیش دیدم منتقدان هم نظر مثبت دارند و می‌گویند مخاطب جذب می‌کند.

اینکه  در شرایط فعلی در سریال‌های نمایش خانگی عشق‌های ممنوعه آمده نشان می‌دهد ممیزی چندان توجهی به آن ندارد. مثل کاری که با ساخت فیلم از دو کتاب برجسته «بامداد خمار» و «سووشون» داشتند و هر دو کتاب را خراب کردند. در حالی که در سطح دنیا در همان سال سریال «صد سال تنهایی» بر اساس رمانی از گابریل گارسیا مارکز ساخته شد که بسیار درخشان است. در سینمای فعلی ما شاید برای مسئولان چنین فیلم‌هایی حتی دیالوگ‌های هرزه نگاری چندان اهمیت ندارد.

چنین فیلم‌هایی را حتی نمی‌توان عامه پسند نام نهاد. فیلم‌هایی مانند «آنتیک» و «خواب نما» و غیره که حتی اسم‌های بدی دارند از ضعیف‌ترین فیلم‌های  ایران در دهه 30 و 40 هم ضعیف‌تر هستند. روابط ناصواب و نادرست نباید در فیلم‌ها مطرح شود و رواج یابد. لازم است مسئولان جواز ندهند و اگر هم مخفیانه ساخته شده‌اند باید جلوی ساخت  را بگیرند. در وضعیتی که نسل‌های جدید چندان به مناسبات اخلاقی که در گذشته بود اهمیت قائل نیستند. چنین شرایطی موجب اضمحلال اخلاق در سینمای ایران می‌شود. ما با پولی که برای بلیط فیلم می‌دهیم فقط می‌خندیم و وقتی از سینما بیرون می‌آییم هیچ تاثیر خوشایندی بر ما ندارد. به قول آلفرد هیچکاک «وقتی از سینما بیرون آمدی فیلم باید یقه تو را بگیرد و بگوید این اثرات را در تو گذاشتم. »اما بسیاری از فیلم‌های فعلی ما فاقد چنین تأثیری است.

به شخصه در 80 سالگی بسیاری از آثار کلاسیک سینمای ایران را که وقتی 20 سالم بود تماشا کردم هنوز در ذهنم باقی مانده‌اند. و این یعنی تآثیرگذاری. متأسفانه اخلاق بسیار مهم است که در فیلم‌ها مخدوش شده است. 

منبع: خبر فوری
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید