از بدترین تا بهترین/ رتبهبندی تمام فیلمهای «جیغ»
با گذشت بیش از سی سال از پخش اولین فیلم «جیغ» (Scream)، این مجموعه همچنان راه خود را به قلب طرفداران تازه از ژانر وحشت باز میکند.
«جیغ»، که حالا در کنار فیلمهای اسلشر کلاسیک چون «هالووین» (Halloween) و «جمعه سیزدهم» (Friday the 13th)، قرار میگیرد و یکی از محبوبترین فرنچایزهای ترسناک سینما را رقم زده، تاکنون ۷ فیلم و یک سریال تلویزیونی داشته است و چه زمانی بهتر از حالا برای بازگشت به دنیای قاتلین ماسکبهصورت و چاقوبهدست.
ماجرای «جیغ» با فیلم ۱۹۹۶ شروع میشود؛ فیلمی که به فیلمهای «روانی» (Psycho)، «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» (The Texas Chain Saw Massacre) و «کابوسی در خیابان الم» (A Nightmare on Elm Street) ادای احترام کرد. کارگردان، وس کریون، یک اسطورهی افسانهای در این ژانر بود که قبل از خلق فردی کروگر (Freddy Krueger)، با فیلمهای 16 میلیمتری خود، همه را شگفتزده کرد.
ماسک شبحچهره یا گوستفیس (Ghostface) حتی قبل از آنکه بخواهد به نماد سری «جیغ» تبدیل شود، یک لباس هالووین معمولی بود، اما حالا کسی نیست که این ماسک را با قاتل دیگری اشتباه بگیرد.
فیلمنامه را کوین ویلیامسون، فیلمنامهنویس تازهکاری که قرار بود رنگ و لعابی تازه و روح جوانان را به WB بیاورد، نوشته بود. بازیگرانِ اغلب تازهکار هم به تعریف این ژانر جدید از فیلمهای ترسناک نوجوانانه کمک کردند؛ بازیگرانی قدرتمند، بامزه، جذاب، سرشار از لفاظیهای خودآگاهانه و هر چیزی که اسکیت و لیلارد بودند! موفقیت این فیلم، ژانر وحشت را به گیشه بازگرداند و مجموعهای را آغاز کرد که سه دهه بعد همچنان ادامه دارد.
پس از یک بازراهاندازی موفق به سبک نسل Z که بهخاطر مشکلات و حواشی متعدد شکست خورد، امسال «جیغ ۷» را داشتیم که با برگرداندن نویسنده و ستارگان اصلیاش کوشید فرنچایز را به ریشهها بازگرداند. حالا پاپکورن را روی اجاق گاز بگذارید، یک چاقوی آشپزخانه بردارید و گوشیهایتان را دست بگیرید که میخواهیم یک بازی کوچک بکنیم و بفهمیم بهترین فیلمهای «جیغ» کدام هستند.
هشدار! در ادامه خطر لو رفتن داستان فیلمهای «جیغ» وجود دارد
سریال «جیغ»

- سال پخش: ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹
- شورانر: جیل بلوتوگال، مایکل گانس، برت متیوز
- بازیگران: ویلا فیتزجرالد، بکس تیلور کلاوس، جان کارنا، کارلسون یانگ، تام مدن
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به سریال: ۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به سریال: ۶۱ از ۱۰۰
پیش از آنکه سراغ رتبهبندی فیلمهای «جیغ» برویم، میخواهیم سری بزنیم به سریالی که کمتر کسی آن را دیده. در سال ۲۰۱۵ شبکهی MTV کوشید یک سریال دیگر به سبک «تین ولف» (Teen Wolf) بسازد. تمام کلیشههای فیلمها (مثل تلفنزدنها، جامپ اسکرها، دختران بدشانس، دوستپسرهای مشکوک و «همه میتوانند قاتل باشند!») را به یک داستان معمایی بیاورد که در شهری کوچک میگذرد.
میتوانید آن را یکجور «دروغگوهای کوچک زیبا» (Pretty Little Liars) در نظر بگیرید، البته با مرگهای وحشیانهی بیشتر. سریال «جیغ» چندسالی با همین فرمان پیش رفت، تا اینکه فصل سه رسید و همهی این کلیشهها را دور انداخت و بازگشت به آتلانتا تا یک حماسهی نوجوانکشیِ دیگر راه بیندازد؛ این بار با کیکی پالمر در لباس هالووین خانم اوباما و قاتل گوستفیس با بازی تایگا! اپیزودهای آخر بدون هیچ تشریفاتی و بیسروصدا روی VH1 آمدند.
سریال «جیغ» بامزه و گاه احمقانه است، اما یک نکتهی مهم را برجسته میکند. هیچکس توقع ندارد مایکل مایرز سیستم امنیتی خانهاتان را هک کند. در فیلمهای آخرالزمانی زامبیمحور خبری از اینترنت نیست. مجموعه «احضار» (The Conjuring) فقط سراغ احضار از نیمقرن پیش میرود. اما فرنچایز «جیغ» با زمان جلو میرود. در نسخهی سریالی این را تنها در حد سلفیهای قاتل و پادکستهایی دربارهی جنایات واقعی میبینید.
«جیغ» ۱۹۹۶ محصول دوران تلفنهای ثابت و کابلی است. اما آن دوران تمام شده. حالا با شبکههای اجتماعی و لایواستریمهای عجیب سروکار داریم. این احتمالا بهترین ویژگی فیلم «جیغ ۷» است که با دوربینهای مداربسته، دیپفیک و هوش مصنوعی، گوستفیس را به عصر کنونی میآورد. «جیغ» به نوعی از ترس میپردازد که وابسته به زمان نیست؛ درونی و پست مدرن است. چاقو در این فیلمها یک سلاح ساده است، ترس اصلی در «در دسترس بودن» خلاصه میشود.
۷. جیغ ۶
- سال اکران: ۲۰۲۳
- کارگردان: مت بتینلی اولپین، تایلر جیلت
- بازیگران: جنا اورتگا، ملیسا باررا، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، جزمین ساووی براون، جک چمپیون، سامارا ویوینگ
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۷ از ۱۰۰
هر فیلم «جیغ» هم یک فیلم است و هم یک مقاله در مورد فیلم. اولی یک اسلشر است در مورد اسلشرها، بعدی یک دنباله در مورد دنبالهها، یک بازسازی در مورد بازسازیها. «جیغ ۳» عملاً خودش را فصل پایانی از یک سهگانه معرفی میکند که برای امروز که سهگانهها هیچوقت تمام نمیشوند، خیلی حرف است. «جیغ ۶» اولین قسمتی است که نمیتواند دقیقاً مشخص کند چه نوع فیلمی است.
وقتی کشت و کشتار «چهار نفر اصلی» از بازماندگان وودزبورو (Woodsboro) را از محوطهی دانشگاه تا شهر نیویورک دنبال میکند، میندی (جزمین ساووی براون) میگوید که آنها حالا در یک «فرنچایز ادامهدار» از «قسمتهای اپیزودیک طراحی شده برای کش دادن IP» قرار دارند! همین باید برایتان یک هشدار جدی باشد. حالا که هالیوود آیرونمن و جیمز باند را هم میکشد، دیگر هیچ قهرمانی در امان نیست…اما فیلم تمام میشود و هیچ شخصیت اصلی نمیمیرد!
کارگردانان فیلم ۲۰۲۲، مت بتینلی اولپین و تایلر جیلت از بردن داستان به یک محلهی بسیار مونترالیِ منهتن لذت میبرند و گوستفیس از مغازهها، آپارتمانها و مترو سردرمیآورد! با این حال، اوج داستان خیابانها را رها و بازیگران را در موزهای از آثار «جیغ» محصور میکند. اینجاست که کاملا دوهزاریامان میافتد که «جیغ ۶» کمتر دربارهی ادامه دادن فرنچایز، و بیشتر دربارهی حفظ آرشیو و قلقلک دادن نوستالژی ماست. از آنجا که ستارهی فیلم، ملیسا باررا، را پس از یک پست سیاسی در شبکهی اجتماعی خود از فیلم هفتم کنار گذاشتند، «جیغ ۶» با حواشی منفی همراه شد و باری دیگر هشداری دربارهی ماهیت هالیوود، این صنعتِ تشنهی IPها و مالکیت معنوی داد.
۶. جیغ ۷
- سال اکران: ۲۰۲۶
- کارگردان: کوین ویلیامسون
- بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، ایزابل می، میسون گودینگ، متیو لیلارد، جزمین ساووی براون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۵ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۱ از ۱۰۰
اما میدانید چه کسی فکر نمیکند هر فیلم جیغ باید نقدی بر ژانر باشد؟ خالق خود «جیغ». کوین ویلیامسون، نویسندهی «جیغ» است که پس از ۲۷ سال با «جیغ ۷» دوباره به میدان کارگردانی بازگشت و در نویسندگی آن هم دست داشت. اما ویلیامسون خود از ارجاع به سری «خنجر» (Stab) – مجموعه فیلمترسناکهای معروفِ درون دنیای «جیغ» که با الهام از اتفاقات زندگی سیدنی پرسکات ساخته شدهاند – سر باز زده و با «جیغ ۷» داستانی شخصی از غرایز مادری در دورانی پرهرج و مرج روایت میکند. سیدنی پرسکات، قهرمان اصلی مجموعهی «جیغ»، حالا دیگر خانم اوانز شده است، مادر، همسر و مالک کافهی «لیتل لاته» در پاینگرو (Pine Grove) ایندیانا. او میخواهد دختر هفدهسالهاش، تیتوم (ایزابل می) را از خطرات دور نگه دارد و میترسد آتش گذشتهی خونین خودش، دامن دخترش را هم بگیرد.
با اینکه هفتمین فیلم «جیغ» به تعویق افتاد و بعد از حذف بازیگر اصلی آن، از اول بازنگری شد، اما اتفاق غیرقابل پیشبینی رخ داد. تابستان سال گذشته دنبالههایی برای فیلمهای «مقصد نهایی» (Final Destination) و «میدانم تابستان گذشته چه کردی» (I Know What You Did Last Summer) منتشر شد و هر دو واقعا خوب بودند. ناگهان این احتمال داده که شد «جیغ ۷» هم بتواند فرنچایز را احیاء کرده و به سومین مجموعهی برتر در موج وحشت نوجوانانهای تبدیل شود که «مقصد نهایی» و «میدانم تابستان گذشته چه کردی» به راه انداخته بودند.
حالا پرسش بزرگ اینجا بود که آیا نو کمپبل هم مثل جنیفر لاو هیویت فیلمنامهی خوبی دریافت خواهد کرد یا خیر. پاسخ: خیر. تماشای کمپبل، که حسابی در نقش مادری با پارانویای والدین عالی که به پسران نوجوان اعتماد ندارد عالی است؛ دیدن دوتایی او با گیل (کورتنی کاکس) و رابطهی پیچیده اما پایدار آنها هم همینطور.
اما فیلم در تلاش برای مدرنیزه کردن داستان، بحثهایی از هوش مصنوعی، دیپفیک و کلی ارجاع به گذشته را وسط میکشد. با وجود محوریت خانواده در این فیلم، «جیغ ۷» از تمام قسمتهای قبلی خشنتر است؛ مرگها با لوستر، شیر آبجو و ابزارآلات ساخت و ساز انجام میشوند و بیشتر از «جیغ»، شما را یاد «مقصد نهایی» میاندازند.
۵. جیغ ۴
- سال اکران: ۲۰۱۱
- کارگردان: وس کریون
- بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، اما رابرتز، آنتونی اندرسون، هیدن پنتیر، آلیسون بری
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۲ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۱ از ۱۰۰
در «جیغ ۴»، که با فاصلهی یازدهساله با فیلم سوم ساخته شد، سیدنی مثل فیلم هفتم و پنجم (که بعدا سراغش میرویم) برای زمین زدن گوستفیس با نوجوانانی باهوش همبازی میشود. با این تفاوت که این نوجوانان در زیر پوستهی تروتمیزشان، یکسری آدم خودخواه، خائن، تشنهی کلیک، کلیشهای و احتمالا بیسواد هستند. و نکتهی خوبش اینجاست که همهاشان میمیرند! اِما رابرتز نقش جیل، دخترعموی سیدنی، را بازی میکند. او، که در آغاز به عنوان قهرمان نوجوان تازهی «جیغ» معرفی شده، در چرخشی ناگهانی، یک هیولای تشنهی شهرت از آب درمیآید.
او دوستانش را مثله میکند، به خانوادهی خودش شلیک کرده و حتی به دوستپسرش هم رحم نمیکند، همهاش هم برای لایک! «جیغ ۴» به دههای از بازسازیها در سینما طعنه میزند، به دههای از خشونت شدید و کارگردانی به سبک موزیک ویدیو. پس کاملا منطقی است که نقشهی نهایی جیل این باشد که سیدنی را بکشد و خودش را به عنوان «ورژن ۲ سیدنی» جا بزند.
ساخت «جیغ ۴» با مشکلات فراوانی مواجه شد. کورتنی کاکس و دیوید آرکت، که با هم ازدواج کرده بودند، از هم جدا شدند، کوین ویلیامسون هم پروژه خارج شد. او بعدها به «اینترتینمنت ویکلی» (Entertainment Weekly) گفت یک دعوای حسابی با تهیهکنندهی فیلم، باب واینستین داشته است. وس کریون، کارگردان مجموعه هم مشخصاً دلش نمیخواست که آخرین فیلمش دنبالهی چهارم فرنچایز «جیغ» باشد. اما فیلم قبلی او درست یک سال قبل، «روح من را حفظ کن» (My Soul to Take)، با اینکه یک فیلم کاملا اورجینال بود، اما بهشدت در گیشه شکست خورد و حتی از تمام بازسازیهای خودش از فیلمهای ترسناک کلاسیک هم بدتر از آب درآمد.
فیلمهای مستقل جذاب دههنودی دیگر جای خود را به پاپهای بیکیفیت دوهزار میلادی دادند و حتی حتی فیلمهای پارودی «دایمنشن فیلمز» (Dimension Films)، «فیلم ترسناک» (Scary Movie)، بیشتر از فیلمهای کریون میفروختند. آیا اینها میتواند خشم نهفتهای را که زیر متن «جیغ ۴» پنهان شده، توضیح دهد؟ جیل احتمالا بهترین شرور مجموعه بعد از بیلی لومیس است و مواجههی نهایی او با سیدنی بهشدت تأثیرگذار. کشتن جیل توسط سیدنی احتمالاً بدترین کاری است که نسل ایکس تا به حال با نسل هزاره انجام داده است.
۴. جیغ
- سال اکران: ۲۰۲۲
- کارگردان: مت بتینلی اولپین، تایلر جیلت
- بازیگران: جنا اورتگا، ملیسا باررا، نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، جک کوئید، مایکی مدیسون
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۶ از ۱۰۰
برای ساخت یک فیلم «جیغ»، باید به قوانین خاصی پایبند بود؛ در واقع، فقط به یک قانون. یک «جیغ» خوب دربارهی فیلمهای دیگر است و یک «جیغ» بد فقط درباره فیلمهای «جیغ» دیگر. این بازراهاندازی، که یازده سال بعد از «جیغ ۴» از راه رسید، با تکیه بر دنیای طرفداری و جو سمی که حول بلاکباسترها شکل میگیرد، خودش را به سختی در دستهی خوبها جا میکند. شخصیتهای قدیمی و جدید این فیلم میکوشند اصالت را به سری «خنجر» بازگردانند. انتخاب زیرکانهی بازیگران جنا اورتگا و مایکی مدیسون، درست پیش از آنکه یکیاشان با «ونزدی» (Wednesday) و دیگری با «آنورا» (Anora) به اوج شهرت برسند، هم یک امتیاز مثبت دیگر به «جیغ» ۲۰۲۲ میدهد.
ملیسا باررا هم در نقش خواهری آشفته عالی عمل کرده…اما در سریال «ویدا» (Vida) شبکه Starz؛ نه در «جیغ» که باررا در آن در نقش خواهر اورتگا، سم کارپنتر، اجرایی بهشدت خشک و ناامیدکننده ارائه میدهد. او دختر بیلی لومیس است، اولین گوستفیس. بنابراین عزم راسخ سم، خشم و روانپریشی نهفتهاش را میپوشاند. اما در فیلم برای اینکه این غریزهی قاتل بودن را نشان دهند، از یک اسکیتِ بهزورِ کامپیوتر جوانشده استفاده کردهاند، که با دیدنش خودتان میفهمید چه ایدهی بدی بوده است.
در مقابل، جایزهی بهترین جلوههای بصری میرسد به یک دیوید آرکتِ جواننشده که برای آخرین بار به نقش دویی رایلیِ دوستداشتنی بازمیگردد؛ اما نه برای بازپسگیری شکوه و هیبت گذشته. کلانتر سابق برمیگردد تا باحالتر و خشنتر از همیشه جان بدهد. او در بدترین زمان ممکن به گوشیاش نگاه میکند و در اتفاقی واقعا شوکهکننده، گوستفیس حسابش را میرسد. این شوک از همان شوکهایی است که در فیلمهای بدتر «جیغ» کمبودشان بهشدت احساس میشود.
۳. جیغ ۳
- سال اکران: ۲۰۰۰
- کارگردان: وس کریون
- بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، پاتریک دمپسی، اسکات فولی، پارکر پوزی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۷ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۴۵ از ۱۰۰
با زمزمههایی از نارضایتی عمومی از ازدیاد خشونت و «نوجوانکشی» در فیلمها، به ویژه بعد از قتل عام دبیرستان کلمباین در ۱۹۹۹، «جیغ ۳» بار و بندیل را جمع کرده و یکراست به هالیوود رفت تا این بار به جای قصابی نوجوانان، در تن گناهکارانی از صنعت سرگرمی خنجر بزند. برای دوری بیشتر از احساسات خدشهدارشدهی مردم، بار کمدی فیلم از خشونت و وحشت آن سنگینتر است. کری فیشر در نقش کسی که شبیه کری فیشر است، جنی مککارتی که از بازنویسیها شکایت دارد و اساسا تهیهکنندگی فیلم به دست هاروی واینستین، همه به سبک هالیوودی به هالیوود طعنه میزنند.
همانطور که رندی میکسِ فقید، فیلمبازی که میراثش در این فیلم با خواهرش و بعدها با دوقلوها میندی و چد ادامه پیدا کرد، متذکر میشود، «جیغ ۳» بخش سوم سهگانه است که داستان سیدنی پرسکات را تمام میکند؛ با اینکه سیدنی پرسکات نیمهی اول فیلم را به جواب دادن به خط تلفنهای اضطراری در یک کلبهی دورافتاده میگذراند. «جیغ ۳» با بغل کردن دنیای درونِ دنیای «جیغ»، داستان را از سهگانهای درون سهگانه شروع میکند. فیلم با ماجراهای ساخت «خنجر ۳: بازگشت به وودزبورو» (Stab 3: Return to Woodsboro) و ستارههای قدرنشناس آن آغاز میشود که هدف حملات گوستفیس قرار میگیرند.
در حالی که مرگ در غرب هالیوود و استودیو سیتی در کمین است، پارکر پوزی در نقشِ گیل ودرزِ فیلم «خنجر»، حسابی با فیلمنامه خوش میگذراند. با اینکه عملاً هیچکس دیگری با فیلمنامهی «جیغ ۳» خوش نگذرانده است. ویلیامسون، که خودش طرح اولیهی فیلم را نوشته بود، از پروژه کنار رفت و ایهرن کروگر جای او را گرفت که عملاً تمام ایدههای ویلیامسون را دور ریخت. فیلمبرداری کار سادهای نبود. گاهی فیلمنامه بارها و بارها دستخوش تغییرات شده و همان روز تازه دست بازیگران میرسید. این خود به معنای فیلمبرداریهای مجدد، آن هم به اشکال مختلف بود تا فیلمنامه هر طور پیش رفت، بتوانند با چسباندن فیلمها به هم، جریان منطقی داستان را حفظ کنند.
صحنهی دنبالبازی گوستفیس و سیدنی در دکورهای اصلی قبلی «جیغ»، به ویژه خانهی خود سیدنی، یکی از صحنههایی است که حتی در فیلمنامه وجود نداشت. اما وس کریون اصرار کرد تا با هزینهی شخصی این دکورها را بسازند و صحنه را فیلمبرداری کنند. نتیجهاش هم یکی از بهیادماندنیترین سکانسهای دنبالبازی در تمام فیلمهای «جیغ» است.
با وجود این دشواریها، این فیلم، جایگاه خود را در فرنچایز میداند و واقعا هم قرار بود فرنچایز را به پایان برساند. بازگشت وس کریون برای کارگردانی و تمام گروه بازیگران اصلی، به «جیغ ۳» حس پایانی شکوهمند و جاهطلبانه به سهگانه که در تقریبا تمام ویژگیهای یک فیلم «جیغ» خوب به خال میزند.
۲. جیغ ۲
- سال اکران: ۱۹۹۷
- کارگردان: وس کریون
- بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، سارا میشل گلر، جیمی کندی، لیو شرایبر، جیدا پینکت، تیموتی اولیفانت
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۳ از ۱۰۰
البته که سیدنی پرسکات میخواهد فراموش کند که بیلی لومیس اصلاً وجود داشته است، و البته گیل وِدِرز کتابی پرفروش مینویسد که آنقدر موفق است که بیلی لومیس به شخصیت مهمی در فرهنگ عامه تبدیل میشود که انگار هرگز نمیمیرد. همانطور که کلارک کالیس، خبرنگار افسانهای سینما، در کتاب اخیرش با عنوان «جیغ و احضار» (Screaming and Conjuring)، که در مورد تاریخ فیلمهای ترسناک است، روایت میکند، دنبالهی «جیغ» با سرعت سرسامآوری ساخته شد. ویلیامسون در حالی که مشغول فیلمبرداری قسمت اول «داوسونز کریک» (Dawson’s Creek) بود، این دنباله را مینوشت که سیدنی را و دوستانش را به دورانِ کالج میبرد.
دنبالهای که میتوانست عجلهای، تکراری و خالی از خلاقیت باشد، به یک روایت متا و سرگرمکننده از فیلمهای ترسناک تبدیل شد، که نهتنها تمام هوشمندی فیلم اول را حفظ کرده که نقدی هم بر خشونت در رسانهها و ماهیت دنبالههای سینمایی ارائه میدهد.
«جیغ ۲» پیچیدهتر از فیلم اول است؛ زیرا به عنوان یک نقد سینمایی از این ژانر و تفسیری بر خود فرنچایز «جیغ» عمل میکند. سکانس آغازین، این بار به جای درو بریمور، جیدا پینکت اسمیت و عمر اپس را داریم که در شب افتتاحیهی فیلم «خنجر» (Stab) شرکت کردهاند. شخصیت اسمیت آشکارا نارضایتی خود را از نگاه ابزاری به زنان و به حاشیه راندن شخصیتهای سیاهپوست در فیلمهای ترسناک ابراز میکند. از قضا، او و دوست پسرش اولین کسانی هستند که کشته میشوند. وقتی کاراکتر جیدا توسط کسی که لباس گوستفیس پوشیده چاقو میخورد، هیچکس به او کمک نمیکند. همهی آنها لباس گوستفیس پوشیدهاند و فکر میکنند مرگ او چیزی جز یک نمایش تبلیغاتی نیست. «جیغ ۲» انگار خودِ کریون است که بازگشته و نگاهی میاندازد به تمام فیلمهایی که حرفهی او را تعریف میکنند و حالا کریون میخواهد نقدی بر آن برود.
و اما چه بازیگرانی! از پینک اسمیت بگیر تا عمر اپس، سارا میشل گلار، جاشوا جکسون! تیموتی اولیفانت و لیو شرایبر هم پیش از ستاره شدنشان در تلویزیون، نقشهای جذابی را ایفا میکنند. رندیِ کندی ریش بزی دارد و مرگش یکی از دردناکترین مرگهای کل مجموعه است؛ درست مثل لنگزدنهای دوییِ آرکت. توری اسپلینگ نیز در نقش سیدنی پرسکات در فیلمِ درونِ فیلم ظاهر میشود. و اما خود پرسکاتِ کمپبل یک شخصیت فوقالعاده و از نمادهای فرهنگی دههی نود میلادی است که در این فیلم فقط میخواهد تنهایش بگذارند.
«جیغ ۲» یک فیلم سرگرمکننده و تازه است، بدون آنکه ذرهای از جذابیتهای فیلم اول را کم داشته باشد. به ویژه وقتهایی که با کلیشهها بازی میکند، به خوبیِ فیلم اول از پس این کار برآمده است. انگیزههای قاتل منطقی هستند و اینطور القاء نمیشود که انگار مخاطب را سادهلوح فرض کردهاند و فیلمنامه را به زور پیچاندهاند تا توجیهی برای انگیزههای قاتل و اینکه چرا مای مخاطب تا آخر به کیستی او پی نبردیم، پیدا کنند. سال ۱۹۹۷، «جیغ» و «جیغ ۲» دو فیلم مکمل هم بودند و دومی به نحو احسن داستانِ سیدنی را غنیتر کرد.
یک بخش مهم از داستان نشان میدهد که سیدنی به بازیگری روی آورده و نقش کاساندرا را در نمایش هلن تروایی بازی میکند. آیا او شباهتی به این پیامبر اسطورهای دارد؟ استاد تئاتر سیدنی توضیح میدهد: «او میدانست که نفرین شده است. این سرنوشتاش بود و او آن را پذیرفت.» سیدنی نفرین خودش را به دوش میکشد، چیزی که هر چندبار هم آن را بُکشد، نمیمیرد. به راحتی میتوان شرور فیلمهای «جیغ» را گوستفیس خواند. اما شرورِ واقعی آن صدای پشت تلفن است که هنوز هم راجر ال. جکسون صداپیشگیاش را عهدهدار است. سیدنی بیلی لومیس را کشت، اما نمیتواند آن صدا را بکشد.
۱. جیغ
- سال اکران: ۱۹۹۶
- کارگردان: وس کریون
- بازیگران: نو کمپبل، کورتنی کاکس، دیوید آرکت، اسکیت اولریش، متیو لیلارد، درو بریمور، رز مکگوئن
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۸ از ۱۰۰
وس کریون یک فیلم عالی ساخت که در آن زنی تماسهای تلفنی ترسناکی از قاتلی دریافت میکند که میخواهد او را در یک فیلم ترسناک به دام بیندازد. این فیلم شکست خورد. آن هم دو سال قبل از «جیغ». «کابوس جدید وس کریون» (Wes Craven’s New Nightmare)، ستارهی اصلی فیلم «خیابان الم»، هدر لانگنکمپ را بازگرداند تا نسخهای از خودش را که توسط گذشته سینماییاش تعقیب میشود، بازی کند. چرا آن فیلمترسناکِ متا با تبدیل شدن به کمفروشترین فیلم فردی کروگر، شکست خورد و در عوض، آن یکی فیلمترسناکِ متای کریون به یک پدیدهی غیرمنتظره تبدیل شد؟ پاسخ در بازیگران فیلم است.
رز مکگوئن در نقش بهترین دوستِ قهرمان اصلی و دختری بیپروا و جذاب، متیو لیلارد در قالب نسخهی تئاتر کابوکی از حماقتهای نوجوانی، اسکیت اولریش در نقش جیمز دینای که میخواهد نقش آنتونی پرکینز را بازی کند، و جیمی کندی در نقش باهوشِ عجیب و غریب و پرحرف. ویلیامسون یک معمای درخشان را در منطق اسلشر میبافد. کریون فیلم را روان کارگردانی میکند، اما چیزی هم از غرایز دهههفتادی خود به فیلم میآورد. این را میتوانید در تمام خشونتها و خون و خونریزیها ببینید. تازه صحنههای خندهدار را هم فراموش نکنید که در آنها قربانیان مدام گوستفیس را کتک میزنند.
در فیلمهای «جیغ» همه مدام به سیدنی پرسکات میگویند قهرمان، زن اصلی، ستاره. در «جیغ ۷» حتی کسی او را «فاینال گرل» (Final Girl) صدا میزند. اما از همان ابتدا، این فرنچایز دو شخصیت مهم دارد که اختلافات آنها موفقیت چشمگیر فیلم را توضیح میدهد. کورتنی کاکس به اندازهی کافی بهخاطر اجرایش در فیلمهای «جیغ» مورد توجه قرار نمیگیرد. جسارت زیادی میطلبد که از کار روزانهات در یکی از محبوبترین سیتکامهای تاریخ، شبها به ایفای نقش گیل ودرز بپردازی؛ کاراکتری جاهطلب، خودویرانگر، شجاع، مضحک، بیپروا. انرژی کمیک کاکس، نقطه مقابل سرسختی حساس کمپبل است و لحن فیلم را متعادل میکند. وقتی این دو در پایان فیلم با هم متحد میشوند تا جلوی چندتا داداشیِ قاتل روانی را بگیرند، همکاریِ آنها در عین تضاد، کاملا منطقی به نظر میرسد.
بعد از یک رشته فیلمهای مزخرف اسلشر دهه هشتادی، «جیغ» با تقلید از زیرژانر وحشت و بازتعریف ساختار کلیشهای و تکراری آن، این ژانر در حال مرگ را احیاء کرد. «جیغ» به یک اثر متافیکشن استادانه تبدیل شد که با وجود کشاندن توجهات به سمت کلیشهها و ارجاعات فیلمهای اسلشر معمول، آنها را زیر و رو میکند. جیغ» با وجود طنزآمیز بودن و ارجاع به خود، یک فیلم تعلیقآمیز خوب هم هست که معمای «مقصر کیست؟» (Whodunnit) در آن فراموش نمیشود.
بیش از ۳۰ سال از ساخت فیلم «جیغ» میگذرد، اما این فیلم در آزمون زمان سربلند بیرون آمده. «جیغ» یکی از فیلمهایی است که اساسا دههی نود میلادی را تعریف میکند و تأثیر زیادی بر درک ما از ژانر وحشت داشته است. ماحصل همکاری کریون، ویلیامسون، آهنگساز مارکو بلترامی و بسیاری عناصر کلیدی دیگر، به دگرگونی ژانر وحشت و بازتعریف کلیشههای آن انجامید که نهتنها بسیاری را به ژانر وحشت علاقمند کرد، که یکی از بهترین فیلمهای اسلشر تاریخ است.