تحلیلگر سیاسی عراقی: ایران، پروژه «خاورمیانه جدید» را ساقط کرد
یک تحلیل گر سیاسی عراقی گفت: ایران با دفاع در برابر تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که نقشآفرینیهای منطقهای و بینالمللی متنوعی در حال ظهور است و پروژه خاورمیانه جدید مد نظر نتانیاهو و ترامپ را ساقط کرد.
روزنامه ۲۶ سپتامبر یمن در مقدمه گفت و گو با «قاسم الغراوی»، تحلیلگر سیاسی عراقی و مدیر مرکز مطالعات «انکیدو»، نوشت: نزدیک به یک ماه از آغاز تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ و پاسخ مشروع ایران که عمق اراضی اشغالی و پایگاههای نظامی دریایی و هوایی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار داد، میگذرد.
در این مدت، منطقه خاورمیانه همچنان شاهد تحولاتی سریع در موازنه قوا بوده است؛ تحولاتی که با افول تدریجی نقش سنتی آمریکا و ظهور قدرتهای منطقهای جدید همراه شده است.
«قاسم الغراوی»، تحلیلگر سیاسی عراقی و مدیر مرکز مطالعات «انکیدو» در گفتوگوی با روزنامه ۲۶ سپتامبر یمن، خوانشی عمیق از این تحولات ارائه داد و با تمرکز بر نمونههایی از مقاومت در عراق، لبنان و یمن، چشمانداز نظام منطقهای را که ممکن است در مرحله آینده شکل بگیرد، ترسیم کرد.
الغراوی در نهایت به این جمعبندی رسید که منطقه در حال گذار از الگوی سلطه تکقطبی به صحنهای پیچیدهتر با مراکز قدرت متعدد است؛ جایی که نقش آمریکا به طور نسبی کاهش یافته و نقشآفرینیهای منطقهای و بینالمللی متنوعی در حال ظهور است، آن هم در سایه جنگی که از حدود یک ماه پیش آغاز شده و اولویتهای امنیت منطقهای را بازتعریف کرده است.
متن کامل این گفت و گو به شرح زیر است:
پرسش: پس از گذشت بیش از یک ماه از جنگی که تجاوزگران صهیونیست و آمریکایی علیه ایران آغاز کردند، جایگاه نفوذ آمریکا در منطقه امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟ سیاست «فشار حداکثری» به کجا رسید؟
پاسخ: ایالات متحده با چالشهای فزایندهای در تحمیل دیدگاه یکجانبه خود مواجه است. پروژههایی که برای بازسازی ساختار خاورمیانه حمایت کرد، در دستیابی به اهداف خود با دشواریهایی روبرو شدهاند.
در مورد استراتژی فشار حداکثری نیز، این استراتژی بر این فرضیه استوار بود که محاصره، تحریمها و عملیاتهای سریع، مراکز قدرت مخالف را از هم خواهد پاشید اما تحولات میدانی نشان داد که این فرضیه به طور کامل محقق نشده است.
پرسش: چشمانداز میدانی کنونی را در عراق، لبنان، غزه و یمن در شرایط این جنگ چگونه میبینید؟
پاسخ: عراق، سالهای اخیر شاهد تقویت نقش نیروهای محلی تاثیرگذار بوده است که به رغم سالها درگیری از میان نرفتهاند.
در لبنان، حزبالله همچنان بازیگر اصلی در معادله سیاسی و امنیتی باقی مانده است.
در غزه، نبردهای مکرر نشان داده است که برتری فنی و نظامی به طور خودکار به پیروزی سیاسی منجر نشده است.
در یمن نیز، انصارالله واقعیتی میدانی را تحمیل کرده که آن را به طرفی تاثیرگذار در معادلات منطقه تبدیل کرده است.
پرسش: گذار از اتکا به ارتشهای سنتی به سمت ظهور «شبکههای قدرت» فرامرزی را چگونه تفسیر میکنید و این موضوع چه تاثیری بر محاسبات قدرتهای بزرگ داشته است؟
پاسخ: این گذار نشاندهنده ماهیت چالشهایی است که منطقه با آن مواجه بوده است، به ویژه با افزایش تهدیدات تروریستی که واکنشهای غیرمتعارف را طلب میکرد. تشکیلاتی مانند حشد الشعبی در عراق تنها در نقش نظامی خود باقی نماندند، بلکه به عناصری تاثیرگذار در معادله سیاسی تبدیل شدند. این شبکهها، محاسبات سنتی قدرتهای بزرگ را برهم زدند، زیرا منازعه را از رویارویی میان دولتها به تعاملات پیچیده میان سازمان های درهمتنیدهای منتقل کردند که مهار آنها با ابزارهای کلاسیک دیپلماتیک یا نظامی دشوار است.
پرسش: چرا عراق به عنوان مدلی فشرده از این تحولات توصیف میشود؟
پاسخ: عراق عناصر متعددی را در خود جمع کرده است: تنوع اجتماعی و سیاسی، وجود نیروهای محلی مسلح و فعال، مداخلات منطقهای و بینالمللی متعدد، و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس. علاوه بر این، ادامه یافتن عملیاتهای حلنشده در آن نشان میدهد که ابزارهای منازعه همواره در حال تحول هستند و معادلات سلطه خارجی دیگر به سادگی گذشته تعیینکننده نیستند.
پرسش: نظام منطقهای را که منطقه پس از این جنگ به سمت آن میرود، چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا «خاورمیانه جدید» به عنوان یک پروژه صهیونیستی-آمریکایی محقق خواهد شد؟
پاسخ: منطقه به سمت الگویی میرود که در آن یک مرکز واحد هیمنه ندارد. آمریکا دیگر به تنهایی قادر به تعیین قواعد بازی نیست و در مقابل، نقشهای متعددی برای ایران، ترکیه، روسیه و چین ظهور کرده است.
خاورمیانه جدیدی که امروز در حال شکلگیری است، مطابق با نقشههایی که واشنگتن یا تلآویو طراحی کردند، به وجود نیامده است. آنچه میبینیم، منطقهای است که خود را تحت فشار کشمکش ارادههای متعدد بازآرایی میکند؛ جایی که هیچ طرفی توانایی تحمیل کامل دیدگاه خود را ندارد و نتیجه آن، نظام منطقهای باز با احتمالات متعدد است.
پرسش: اما مهمترین خطراتی که باید در مرحله آینده به آنها توجه کرد، کدامند؟
پاسخ: بزرگترین خطر، این باور است که قدرت نظامی به تنهایی قادر به حلوفصل معادلات سیاسی است. تجربیات اخیر ثابت کرد که آنچه با زور تحمیل میشود، ممکن است علیه سازنده خود برگردد و ثبات منطقه به توانایی طرفهای مختلف در مدیریت موازنههای پیچیده بستگی خواهد داشت.