روایت‌های متناقض ترامپ از جنگ با ایران

در اظهارات ترامپ نوعی دوگانگی آشکار دیده می‌شود. از یک سو او می‌کوشد تصویر یک عملیات موفق و تحت کنترل را ارایه دهد و از سوی دیگر، با متهم کردن رسانه‌ها به تلاش برای «باختن جنگ» عملا فرض شکست را نیز وارد فضای عمومی می‌کند.

روایت‌های متناقض ترامپ از جنگ با ایران

با آغاز جنگ رمضان در صبح نهم اسفند، دونالد ترامپ در مجموعه‌ای از پیام‌ها، مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای رسانه‌ای تلاش کرده است تصویری روشن از اهداف، روند و دستاوردهای این جنگ ارایه دهد. با این حال، مرور همین اظهارات نشان می‌دهد آنچه از سوی رییس‌جمهور امریکا بیان شده، بیش از آنکه یک روایت منسجم از مدیریت جنگ باشد، مجموعه‌ای از مواضع متناقض و گاه شتابزده است.

یکی از تازه‌ترین نمونه‌های این تناقض در واکنش تند ترامپ به گزارش‌هایی مطرح شد که درباره هدف قرار گرفتن چند هواپیمای سوخت‌رسان امریکایی در عربستان منتشر شده بود. او در مصاحبه‌ای با لحنی تهاجمی رسانه‌هایی مانند نیویورک‌تایمز و وال‌استریت ژورنال را متهم کرد که «می‌خواهند امریکا جنگ را ببازد» و گزارش‌های آن‌ها را «کاملا برعکس واقعیت» دانست.

در ظاهر، این سخنان ادامه همان الگوی آشنای ترامپ در حمله به رسانه‌های منتقد است؛ الگویی که سال‌هاست در سیاست داخلی امریکا نیز دیده می‌شود. اما وقتی این جملات در متن یک جنگ فعال قرار می‌گیرد، معنای دیگری پیدا می‌کند. ترامپ برای متهم کردن رسانه‌ها، ناخواسته مفهومی را وارد گفتار رسمی می‌کند که در ادبیات سیاسی دوران جنگ معمولا از آن پرهیز می‌شود: «احتمال شکست».

این نکته از آن جهت قابل توجه است که روسای‌جمهور امریکا در شرایط جنگی معمولا با دقت بسیار در انتخاب واژگان سخن می‌گویند. حتی در سخت‌ترین مراحل جنگ‌های گذشته نیز تلاش می‌شد زبان رسمی دولت حاوی نشانه‌هایی از کنترل اوضاع، برتری نظامی و چشم‌انداز پیروزی باشد.

دلیل این احتیاط روشن است: در جنگ‌های مدرن، افکار عمومی بخشی از میدان نبرد محسوب می‌شود. با این حال در اظهارات ترامپ نوعی دوگانگی آشکار دیده می‌شود. از یک سو او می‌کوشد تصویر یک عملیات موفق و تحت کنترل را ارایه دهد و از سوی دیگر، با متهم کردن رسانه‌ها به تلاش برای «باختن جنگ» عملا فرض شکست را نیز وارد فضای عمومی می‌کند. همین تضاد باعث می‌شود روایت رسمی دولت از جنگ انسجام خود را از دست بدهد. اما این تناقض‌ها در خلأ شکل نگرفته است. 

همزمان در فضای رسانه‌ای غرب، پرونده‌هایی نیز وجود دارد که می‌تواند برای برخی رهبران سیاسی دردسرساز باشد. از جمله پرونده جنجالی جفری اپستین که در سال‌های گذشته بارها نام چهره‌های قدرتمند سیاسی و اقتصادی را در کنار خود دیده است.

در این میان، نام دونالد ترامپ و همچنین بنیامین نتانیاهو نیز در برخی گزارش‌ها و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای در ارتباط با این پرونده مطرح شده و هر دو در معرض اتهام‌ها و پرسش‌هایی قرار گرفته‌اند که همچنان به‌طور کامل از فضای رسانه‌ای کنار نرفته است.

در چنین شرایطی، تشدید حمله به رسانه‌ها می‌تواند کارکردی فراتر از یک واکنش معمول داشته باشد. وقتی رییس‌جمهور امریکا رسانه‌ها را متهم می‌کند که می‌خواهند کشور را در جنگ شکست دهند، در واقع چارچوبی می‌سازد که در آن هرگونه انتقاد رسانه‌ای نه یک پرسش حرفه‌ای، بلکه اقدامی علیه منافع ملی تلقی شود.

این همان تکنیکی است که در ادبیات ارتباطات سیاسی از آن با عنوان «بازتعریف میدان مناقشه» یاد می‌شود؛ جایی که به جای پاسخ دادن به پرسش‌ها، اعتبار پرسش‌کنندگان زیر سوال می‌رود. با این حال چنین راهبردی همواره هزینه‌های خود را دارد.

از منظر علم ارتباطات و رسانه، جنگ‌ها همزمان در دو جبهه پیش می‌روند: جبهه نظامی و جبهه روایت‌ها. در جبهه دوم، انسجام پیام، ثبات روایت و اعتماد عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. تناقض در پیام‌های رسمی می‌تواند به فرسایش این اعتماد منجر شود و روایت دولت را در برابر روایت‌های رقیب آسیب‌پذیر کند.

از این منظر، تناقض‌گویی‌های ترامپ شاید در کوتاه‌مدت بتواند فشار رسانه‌ای را به حاشیه ببرد، اما در بلندمدت ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. اگر آتش این جنگ فروکش کند، طبیعی است که توجه رسانه‌ها بار دیگر به موضوعات معوق بازگردد. در آن صورت، پرونده‌هایی مانند ماجرای اپستین - که پیش‌تر نیز سایه خود را بر برخی چهره‌های سیاسی انداخته بود - می‌تواند دوباره به دستور کار رسانه‌ها بازگردد.

به همین دلیل، آنچه امروز در قالب حمله به رسانه‌ها و روایت‌های متناقض از جنگ دیده می‌شود، ممکن است پس از فروکش کردن این جنگِ ساخته و پرداخته امریکا و اسراییل، به یکی از چالش‌های سیاسی تازه برای رهبران آن تبدیل شود. در دنیای سیاست معاصر، کنترل روایت شاید بتواند موقتا افکار عمومی را از موضوعی منحرف کند، اما تناقض در روایت‌ها معمولا دیر یا زود به نقطه‌ای بازمی‌گردد که پرسش‌های بزرگ‌تر دوباره مطرح شوند.

منبع: اعتماد
شبکه‌های اجتماعی
دیدگاهتان را بنویسید