چین تا کجا پای ایران میایستد؟
به گفته یک کارشناس مسائل چین، پکن هرگز حاضر نیست بهخاطر ایران هزینه استراتژیک بزرگی همچون جنگ تجاری گستردهتر با ایالات متحده یا مواردی چون قطع دسترسی به فناوری های پیشرفته یا به خطر انداختن ثبات ارزی یوان را متقبل شود.
حامد وفایی با تشریح رویکرد کلی پکن نسبت به ایران در شرایط تشدید تنشهای شدید میان تهران و واشنگتن، گفت: چین ایران را «یک مهره مهم اما نه حیاتی» در صفحه تحرکات ژئوپلیتیک خود میبیند. بر این مبنا وزن ایران برای پکن در شرایط کنونی از نگاه چینیان در سه سطح قابل تعریف است:
سطح اول و اصلی: انرژی و موضوع تنوعبخشی به منابع؛ ایران یکی از منابع ارزان و قابلاعتماد نفت سنگین برای چین است (در ۲۰۲۵ حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز که تقریباً ۱۳-۱۴٪ کل واردات نفت چین را به خود اختصاص می دهد). این نفت با توجه به مزایای قیمت کنونی برای پالایشگاههای کوچک مستقل («تیپات») چینی گزینه ای بسیار جذاب است.
سطح دوم: ژئوپلیتیک و ضدیت با هژمونی ایالات متحده؛ ایران بهعنوان یک بازیگر ضدآمریکایی پایدار در خاورمیانه، به چین کمک میکند تا هزینه و انرژی تحرکات آمریکا را در منطقه غرب آسیا گرانتر و پیچیدهتر کند، بدون اینکه پکن خودش مستقیماً وارد درگیری شود.
سطح سوم: ژئواکونومیک و پروژههای راه ابریشم چین؛ در حال حاضر حجم تجارت غیرنفتی و سرمایهگذاری چینیان در ایران بسیار کمتر از انتظارات تهران است و در سالهای اخیر به دلیل ریسک بالا، مشکلات بانکی و عدم بازگشت سرمایه طرف های چینی سیر کاهشی نیز داشته است.
به گفته وفایی، در فضای ذکر شده می توان چنین نتیجهگیری کرد که چین هرگز حاضر نیست بهخاطر ایران هزینه استراتژیک بزرگی همچون جنگ تجاری گستردهتر با ایالات متحده یا مواردی چون قطع دسترسی به فناوری های پیشرفته یا به خطر انداختن ثبات ارزی یوان را متقبل شود. به بیان دیگر پکن از ایران دفاع میکند و در کنار تهران خواهد بود تا جایی که به منافع خودش (انرژی ارزان، جایگاه ضدآمریکایی و موضوع نظام چندقطبیسازی) آسیب جدی وارد نیاید.
اگر مذاکرات تهران-واشنگتن به نتیجه نرسد، آیا چین در برابر مطالبات آمریکا مقاومت خواهد کرد؟ باید بگوییم، بله، مقاومت میکند اما این مقاومت، از جنس اقدام و تحرکاتی «مدیریتشده و محاسبهگر» خواهد بود، نه مقاومت ایدئولوژیک یا نامحدود اما در این میان بنظر می رسد خطوط قرمز مهمی وجود دارد که اگر آمریکا به آنها نزدیک شود، احتمال تغییر تاکتیکی رفتار چین در قبال ایران دور از ذهن نخواهد بود؛ از جمله این خطوط قرمز می توان به اعمال تحریمهای گسترده علیه بانکهای بزرگ چینی، تهدید به اعمال تعرفه های ۲۵-۶۰٪ روی کل کالاهای چینی به بهانه تعامل با ایران، اقدام نظامی مستقیم آمریکا علیه تأسیسات نفتی ایران و اقداماتی چون انسداد تنگه هرمز یا وقوع جنگی گسترده اشاره کرد.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: نهایتا می توان چنین گفت که در محتمل ترین سناریوی پیش رو یعنی ادامه فشار حداکثری بدون وقوع جنگ بزرگ یا تعرفههای گسترده علیه کلیت اقتصاد چین، پکن همچنان به خرید نفت ایران ادامه خواهد داد حتی اگر مجبور شود در برهه هایی بصپرت تاکتیکی کمی حجم خرید را کم کند یا هزینه دور زدن تحریم ها را بیشتر بپردازد. نکته دیکر در این چارجوب آنکه پکن نه تسلیم فشار آمریکا میشود و نه به قیمت به خطر انداختن جنگ منافع خود در فضای یک جنگ تجاری بزرگ یا تهدید امنیت انرژی خود، بیقیدوشرط از ایران حمایت میکند.
وی ادامه داد: همچنین در خصوص مناسبات تهران - پکن نباید از یاد برد که رابطه چین و ایران باید رابطهای مشارکتی بر مبنای منافع طرفینی در فضای برد-برد تلقی شود نه یک اتحاد ایدئولوژیک یا پیمان دفاعی. تهران باید این واقعیت را بپذیرد که چین تا زمانی که هزینه ژئوپلیتیک تعامل با تهران برایش قابل مدیریت باشد، خرید نفت از ایران را ادامه میدهد اما چنانچه آمریکا بتواند هزینه تعامل انرژیک ایران و چین را که در حال حاضر قلب روابط دوکشور را به خود اختصاص داده را برای پکن بهویژه از طریق تعرفههای گسترده یا تهدید مسیرهای دریایی بالا ببرد، طبعا چین به مسیرهای جایگزین خواهد اندیشید. در همین چارچوب تاکیدات مکرر اینجانب بر لزومگره زدن برنامه های توسعه محور ایران با چین و همچنین تعریف جدی سهمی از زنجیره تولید چینی برای ایران دقیقا برای پیشگیری از وقوع چنین شرایطی صورت پذیرفته است.
خخخخخخ